June 21, 2004

متن اعتراضيه ديگري نوشته شده و براي امضا آماده است. در اينجا اگر مايليد امضا كنيد

                             

متن نامه در سایت زنان ایران

يك پيشنهاد: متن اين اطلاعيه براي پن كلاب ( انجمن قلم ) در سوئد و چند تن از نويسندگان و ژورناليست هاي سوئدي  فرستاده شد. در هر جاي دنيا هستيد، اين متن را براي انجمن هاي قلم  در كشورهايتان  و هر آنكس كه به نظرتان كاره اي باشد بفرستيد. خواهش مي كنم كمي وقت هزينه كنيد. جاي دوري نمي رود.

متن نامه برا اتحادیه اروپا و مجلس سوئد و چند تن از احزاب سوئد میل شد. شما هم در کشورهای محل زندگی خود می توانید این کار را بکنید ؟ دسترسی به میل این مقامات کار چندان سختی نیست، اکثرا از کاتالوگ تلفن هم قابل دریافت هستند.

 این هم یک فیلتر شکن  که می گن خوبه. امتحان کنید ببینید چه طور است . اگر خوب بود بگید تا بچه های دیگر هم امتحان کنند.

http://barandaz.com/

_________________________________________________________________

گفتند نمي خواهيم ، نمي خواهيم كه بميريم
گفتند دشمنيد دشمنيد ، خلقان را دشمنيد.

سايتي را كه بيانيه اعتراضي به پيش نويس ... را بر آن قرار داده بودند فيلتر گذاري كردند.
آيا اين نشان دهنده آن است كه شبح  درست مي گويد ؟ مي توانست باشد ، در صورتي كه كسي اينجا ادعا مي كرد كه گفتار او غلط است، حتما اين كار دليل بر صحت ادعاي او بود. اما  من چنين ادعايي نكردم و نديدم كسي ديگر هم چنين ادعايي كند. اينكه دولت ايران هيچ قانون بشري را نمي تواند تسويب كند ، حقيقتي است كه مورد اعتقاد من است. و  مورد اعتراض من و هيچ كس ديگري نبوده است. اما خائنانه خواندن تلاش كساني كه براي نجات از غرق شدن بر تخته پاره اي سوارند رسم ما نبود... اما... اما ....
حرف بس...


من، چهره‌ام گرفته،
من، قايقم نشسته به خشكي. 
با قايقم نشسته به خشكي، فرياد مي‌زنم:
«وامانده در عذابم انداخته‌ست،
در راه پر مخافت اين ساحل خراب،
و فاصله‌ست آب،
امدادي اي رفيقان با من.»
گل كرده است پوزخندشان، اما،
بر من،
بر قايقم كه نه موزون،
بر حرفهايم در چه ره و رسم،
در التهابم از حد بيرون.
در التهابم از حد بيرون،
فرياد برمي‌آيد از من:
«در وقت مرگ كه با مرگ،
جز بيم نيستي و خطر نيست،
هزالي و جلافت و غوغاي هست و نيست،
سهو است جز به پاس ضرر نيست»
با سهوشان،
من سهو مي‌خرم.
از حرف‌هاي كامشكن‌شان،
من درد مي‌برم.
خون از درون دردم سرريز مي‌كند!
من آب را چگونه كنم خشك؟

فرياد مي‌زنم.
من، چهره‌ام گرفته،
من، قايقم نشسته به خشكي،
مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست:
يكدست بي‌صداست.
من، دست من كمك ز دست شما مي‌كند طلب.
فرياد من شكسته اگر در گلو، و گر
فرياد من رسا،
من از براي راه خلاص خود و شما،
فرياد مي‌زنم.
فرياد مي‌زنم! 
 

[ 9:24 | مهشيـد | 20 ديدگاه ]


Powered by MT3.35