June 14, 2004

نیمچه گزارشی از گفت و گوی پالتالکی دیروز  پیرامون عشق و رابطه جنسی .

نوشتم نیمچه گزارش ،چون مدتی از برنامه را متاسفانه از دست دادم. برنامه خیلی زود شروع شد، یعنی به وقت اروپا ساعت 4 ، که بسیار زود بود.

وقتی به خانه رسیدم و کامپیوتر هندلی ام را روشن کردم و رفتم پالتالک، بیشترین جمعیت در اتاق دختران ایران جمع شده بود. تصمیمم حقیقتا این بود که شنونده باشم. چون فکر کردم که دوستان جوان و نوجوان از ایران آن لاین هستند و برای خودم شنیدن گفته های ایشان جذاب تر بود. متاسفانه این طور نبود. بیشتر صحبت کنندگان در برنامه از خارج از کشور بودند و تعداد کمی از جوانان شر کت داشتند. و تعداد بسیار کمتری از ایران بودند.این در صورتی است که تعداد زیادی از ایران در اتاق بودند اما عمدتا صحبت نمی کردند. به طور مرتب پسران جوان از ایران ، حدود سنی 19 تا 35 برایم پیغام خصوصی میدادند و تقاضای دوستی می کردند. ( این اسم مهشید خیلی طرفدار داره ها :) اما در بحث شرکت نمی کردند.  با چند زن از ایران هم چت کردم، اما آنها هم صحبت نمی کردند. به چند نفرشان آدرس تریبون و راه تماس با فمینیست های ایرانی را دادم. ( از این عدم اطلاع دوستان تعجب کردم. من فکر می کردم اطلاعات به خوبی به دست همه می رسد)
 دوستی که گردانندگی اتاق را به عهده داشت سوالاتی پیرامون مسائل پراتیک در رابطه جنسی مطرج کرده بود. از قبیل : از کاندوم استفاده می کنید یا نه ؟ چگونه از بارداری جلوگیری می کنید و یا چگونه از بیماری های جنسی خود را مصون می دارید که این البته زیاد با موضوعی که در بالای روم نوشته شده بود ، بخصوص عشق و تعریف عشق ، سازگاری نداشت. نه اینکه بگویم رابطه جنسی و مسائل پراتیک آن با این مسائل انطباق ندارد. بلکه اگر قرار بود به این جنبه پرداخت ، دیگر بحث بر سر عشق تحت شعاع قرار می گرفت.
برنامه به دعوت تریبون فمینیستی و سایت دخترک بود. برایم تعجب آور بود که تعداد زیادی از دوستان تریبون که مدعوین بودند در این برنامه حضور نداشتند. احساس کردم فقط نماینده فرستاده اند. چرا ؟

بعضی از آقایان خیلی برخوردهایشان جالب بود. یکی از آقایان که بعدا دوستان گفتند که طرفدار مجاهدین است ، اتاق را شلوغ و گوشهای شنونده زیاد گیر آورده بود و دم را غنیمت شمرده بود و می خواست همان موقع پدر جمهوری اسلامی را در آورد و خلاصه تکلیف رژیم را یک سره کند و به همین دلیل میکرفن را گرفت و شروع داد به شعار دادن که جمهوری اسلامی را سرنگون کند. اما بچه ها نگذاشتند و ازش خواستند که در رابطه با موضوع صحبت کند. بعد که دوباره اجازه حرف زدن پیدا کرد ، مقداری حرف زد که من اصلا هیچ نفهمیدم راجع به چه بود.
یکی از آقایان میکروفن را گرفت و گفت که فکر می کرده اینجا تریبونال دختران ایرانی است.( یعنی دادگاه دختران ایرانی) خلاصه آمده بود بر علیه دختران ایرانی شهادت بدهد که نشد.
یکی از خانمها که با نام و نام فامیلش شرکت کرده بود ، به نام خانم پروین اشرفی ، میکرفن را در دست گرفتند و گفتند که این وظیفه دولت است که در مورد سکس آموزش بدهد و امکانات آموزش صحیح و با جزییات را فراهم کند و در پخش کاندوم در میان جوانان اقدام کند و در مدارس نسبت به سکس همجنس هم اطلاعات بدهد تا تابو ها شکسته شود. من البته تعجب کردم که آیا ایشان این توقعات را از دولت ایران دارند یا نه ، که گفتند به طور کل گفته اند. البته من فکر می کنم این برخورد کلی در آن محل کمی اضافی بود. واقعیت این است که تمام این کارها، کم یا بیش ،  توسط دولت ها و مراکز آموزشی در کشورهای اروپایی و آمریکایی انجام می گیرد ( در مورد همجنسگرایی همه جا این آموزش را ندارند ) ، پس می شد گفت که در اروپا و مثلا کانادا چنین است و اینطور کار می کنند و این نمونه خوب است. اما اینها را به عنوان خواسته مطرح کردن  ، برخورد خاصی را به دنبال نمی آورد. نمی دانم ، شاید هم با وجود توضیحی که داد من درست نفهمیدم منظورش از بیان این خواسته ها چه بود. ( وقت کم بود )
در این میان پشکسوتان پالتالک دائما برای هم دیگر در تکست ها شاخ و شانه می کشیدند و از خجالت هم در می آمدند.

در مورد هم جنسگرایی و دگرجنسگرایی و عشق و رابطه جنسی همجنس و دگر جنس هم صحبت های خوبی شد .و روی هم رفته تجربه ی بدی نبود. اما به نظر من چنین انرژی ای در اتاق نیمه مخفی می توانست بازده بیشتری داشته باشد. متاسفانه پراکنده بودن بحث ها و عدم شرکت دوستان  مقیم ایران در بحث ها ، نتیجه لازم را از بحث ها به بار نیاورد.
شاید هم من نسبت به بحث های اتاق های عمومی در پالتالک بسیار بدبین هستم. به هرحال من پالتالک را محلی آموزشی نمی دانم. بیشتر محلی تفریحی است .

هوم...من امروز چند تا پست کردم ؟ چقدر پر کار شدم . قول می دم این یکی آخریش باشه واسه امشب.

[ 23:16 | مهشيـد | 51 ديدگاه ]


Powered by MT3.35