ببینم، کسی نقد خوبی از کتاب" پرنده من " نوشته خانم فریبا وفی ، سراغ داره ؟ همونی که جایزه بنیاد گلشیری سال 81 رو برد. کسی هست که اون رو خونده باشه ؟
من زمان و نقش آن را در این کتاب گم کرده ام. کسی هست که کتاب را از این نظر تحلیل کرده باشد؟ نوشته کاملا از هوشیاری نویسنده حکایت می کند ، پس این بازی او با زمان باید قصد خاصی را دنبال کند که من سر در نمی آورم.
یادم هست وقتی فیلم "قبل از باران" ، شاهکار منشوسکی رو دیده بودم همینطور گیج بودم. " زمان هرگز نمی میرد، دایره گرد نیست " . یادم هست با یک نفر که خیلی هم خودش را در همه چیز همه کاره می دانست (...) سر این فیلم صحبت کرده بودم و از او پرسیده بودم که چگونه عکاس ، قبل از سفرش ، عکسهایی را که متعلق به زمان مرگ خودش است به زن می دهد، و او نگاهی عاقلانه کرده بود و گفته بود : خیلی ساده است ، کارگردان اشتباه کرده .... ( البته بد هم نشده بود این بحث را با او کردم. دیگر فهمیدم هیچ سوالی را از او نپرسم)
خلاصه، نقش زمان را در "پرنده من " هم گم کرده ام. کسی نقد خوبی ازش سراغ داره ؟
پ.ن ، چیزی به شوخی در پرانتز نوشته بودم ، الان سه نقطه به جایش گذاشتم. دیدم شوخی خوبی نبود و بیجا بود. حذف شد.
|