May 26, 2004

من نمي دونستم آرزو مترجم است ،و به حق  مترجم خوبي هم هست.( بيخود نبود اومده بود اينجا به به چه چه راه انداخته بود. يه چيزي مي خواست بگه طفلي خجالتي بود روش نمي شد :)) اين ترجمه جديد را  به اسم فمينيسم راديكال و آناركو فمينيسم از آرزو در خوشه بخوانيد.
سايت خوشه داره حسابي پر بركت مي شود و به خصوص كه بچه ها انرژي خاصي روي ترجمه مقالات مختلف در مورد حقوق بشر ،  آنارشيسم و فمينسم مي گذارند. دستت درد نكند اميد جان.

اين مقاله را گلكو در كامنت هاي مربوط به مقاله خانم آگنتا گذاشته بود.تجربه اي است مشابه از سفر زني خبر نگار از روزنامه ديلي ميل.

 در سايت آواي زن يك مقاله ديدم كه متاسفانه نتوانستم لينك مشخص بدهم. لينك مي دهم به خود سايت . آنقدر خواندني دارد كه احساس نكنيد دست خالي برگشته ايد. مقاله اي كه مي خواستم به آن لينك بدهم به نام آزادي توخالي از هوزان محمود ، در صدر قرار دارد.

در سايت تريبون فمينيستي مي توانيد در مورد مادربزرگ 81 ساله استراليايي كه به جرم حمله به متجاوزان به نوه اش در زندان است و در مورد قاچاق دختران ايراني  و گزارش از همايش آسيب شناسي جوانان بخوانيد  .
البته بگويم كه من هميشه با توصيه هايي مثل اين يكي مشكل داشتم.زنان را به صورت يك كليت و به عنوان موجودات بي ثباتي معرفي مي كند. دقيقا نمي دانم منشا علمي دارد يا نه ولي فكر مي كنم  كه اين تئوري عينيت اجتماعي نداشته است.من فكر مي كنم اين هم يك انديشه فرونگر است كه معتقد است كه  زنان در يك چهارم از زندگي شان دچار عدم ثبات روحي هستند . راستي پس زناني كه در طول تاريخ در مزارع و كارخانه ها و ... كار كردند و كودكانشان را هم سرپرستي كردند و تمام بار خانه و زندگي را بر دوش داشتند ، اين يك چهارم از طول زندگي شان را چگونه گذراندند؟ من با برخورد هاي اين چنيني به اين مسئله كاملا طبيعي مشكل دارم.  البته تمام مقاله هم در مورد قائدگي زنان نيست  و فكر نكنين يه وقت كه با همه نوشته مسئله دارم ها.

[ 15:29 | مهشيـد | 10 ديدگاه ]


Powered by MT3.35