May 20, 2004

امروزه از حق زنان بسیار صحبت می کنیم . به خصوص در روابط خصوصی از حق زنان در انتخاب صحبت می شود. حق زنان در انتخاب شریک زندگی . حق زنان در انتخاب همسر ، دوست پسر، پارتنر جنسی ، و یا حتی حق او در انتخاب شخصی که تنها برای یک بار همبستری انتخاب می کند.
و من این حقوق را به زنان کاملا می پذیرم. کاملا . من کسی را قضاوت نمی کنم. در کشوری که من زندگی می کنم اشکال مختلفی از همزیستی وجود دارد. زناشویی، همزیستی بدون ازدواج ، جدا زیستی ، و حتی روابطی که تنها وجه مشترک آن سکس است. این جنبه اش را  FF  یا Fuck friends  می نامند. من با هیچ کدام از این روابط حقیقتا مشکلی ندارم. فکر می کنم مهمترین مسئله در هر ارتباطی باید آزادی دو طرف و آگاهی آن دو به جایگاهی که در رابطه دارند باشد. و البته حق زنان در انتخاب.

اما ... راستی مردان چه ؟ ما حق مردان را در انتخاب به رسمیت می شناسیم ؟ 
ادامه....

ببینید آنچه می گویم به دیدگاه های همه گانی ارتباط ندارد. اصلا نظر همه گانی شاید حق زن را در هیچ ارتباطی به رسمیت نشناسد. این مسئله ای که مطرح می کن بیشتر در رابطه با دیدگاههای مدرن تر است. دیده ام و بسیار دیده ام که زنان فمینیست با زنانی که با همه لاس می زنند و یا حتی کمی در مهمانی ها و جمع ها چیپ برخورد می کنند ، راحت تر برخورد می کنند . شنیده ام که می گویند " او انتخاب می کند ، حتی انتخاب می کند با چه کسی برای همین امشب به رختخواب برود" . خوب من با این مسئله اصلا مشکلی ندارم. اما از خودم می پرسم اگر مردی در شرایط او قرار داشت ، آنوقت برخورد ما چه بود ؟ مگر آن مرد انتخاب نمی کند ؟ او انتخاب می کند که با چه کسی ، حالا برای مدت طولانی یا فقط برای امشب به رختخواب برود. ما به او چه اسمی می دهیم ؟ آیا حق او را در انتخاب قبول داریم ؟ یا او را لاشی و بیخود قلمداد می کنیم ؟ سنت و عادت و رسم و رسوم همیشه بر این بوده است که مرد حق انتخاب داشته باشد. دید متداول ، مردی را که بد مستی می کند ، بیشتر قبول می کند در حالی که زنی را که بد مستی می کند ، زن خوبی نمی داند. این زن فاسد و خراب است. بد مستی برای زن اوج فاجعه است. اگر مردی بدمستی کرد و حرف بدی زد یا به زنی بند کرد ، معمولا می گویند که حالیش نیست. معمولا می تواند به راحتی هر چیزی هم که خواست بگوید و هر کاری که خواست بکند و بعد بندازد گردن مستی و اینکه نفهمیده و راحت بخشیده میشود( با مردی در این مورد صحبت می کردم و می گفت خیلی هم خوب حالیمان می شود چه می کنیم ولی مستی به آدم اجازه بعضی سوء استفاده ها را می دهد و معمولا هم آدم خیلی راحت قسر در می رود و میندازد گردن مستی) مسئله زنان به این راحتی حل نمی شود. اگر زنی مست کرد خودش بدترین کار است. حالا بیاید و حرفی هم بزند و کاری هم بکند ، دیگر می شود غوز بالا غوز و معمولا اسمش از لیست مهمانی های بعدی خط می خورد. این برخورد عامیانه با قضیه است. اما برخورد دیگری که با مسئله می شود ، از طرف زنان بخصوص ، کمابیش همین است ، منتها بر عکس. چند هفته پیش در مراسمی بودم، مهمانی نسبتا خصوصی ای بود با تعداد زیادی مدعوین و مقادیر زیادی مشروب . چند برخورد که در آنجا پیش آمد ، مرا به فکر فرو برد. یکی همین بد مستی بود. چند مرد و یک زن مست بودند یا ادای مست ها را در می آوردند. آقایان خوب بالطبع وقتی مست کرده بودند به زنها بند کرده بودند. می گویم بالطبع نه به این دلیل که این برخورد را می پسندم بلکه به این علت که به دفعات دیده ام. در موقع خداحافظی ، بغل کردن های دوستانه و بوسه ای بر گونه به در آغوش گرفتن و ماچ آرتیستی بدل می شود و از کنار یکی که رد می شوی یک دفعه حس می کنی که پهلویت را فشار می دهد و خیلی که مثل بنده زبون دراز باشی به طرف می گویی انگولک نکن آقا که طرف هم همچنان رو ترش کند که انگار به او برخورده .این بند کردن ها دو طرفه بود. و تو هم که انگولک شده ای اصلا آدم نیستی که حق داشته باشی بگویی جناب اینطوری برخورد نمی کنند، درست نیست. زنی که مست کرده بود هم کمابیش همینگونه برخورد می کرد. وقتی پای صحبت به میان آمد هر دو جنسیت مست کرده کلی نخوانده ملا شدند و حرفهای بیربط زدند. من مسلم می دانم که مردانی که در آن جمع بودند ، مستی مردان را بهتر پذیرا شدند تا مستی زن را . اما آیا ما زنان در این مورد معامله به مثل نمی کنیم ؟ برخورد ما یا به طریق سنتی ، همراهی با نظر مردان است و یا به طریق افراطی ، برعکس عمل کردن . بر طبق پرینیسپ های انسانی ، مزاحمت برای دیگران کار پسندیده ای نیست و اگر کسی می داند که با مصرف زیاده از حد مشروب به دیگری آزار می رساند باید خودش را کنترل کند . اگر سنت ها بد مستی یک جنس را بر جنس دیگر ترجیح می دهد ، شیوه مدرن جابجایی این دو جنس در این ترجیح نیست. در آن مهمانی یکی از آقایان به طریقه ای بسیار عجیب در دنیای جدید به یکی از خانمها ابراز علاقه کرد. یعنی نامه ای نوشت و به یکی از دوستانش داد که در همان جا به آن خانم بدهد. ( من راستش تعجب کردم که در آن هیر و ویر کاغذ و مداد برای نوشتن از کجا گیر آورده است ، من هر چی دنبال کیفم می گشتم که قرصم را بخورم پیدا نکردمش ) خوب ، خود حرکت عجیب بود. در دنیای امروز غیر عادی بود. به قول آن خانم که با شوخی می گفت : بابا این که نمی شود ، چرا نامه را با دوستت فرستادی ، خوب مادرت را می فرستادی. اما چیزی که برای من عجیب تر بود برخورد خودمان بود. خودمان یعنی ما زنها ، که به شدت با این عمل برخورد کردیم و از آن انتقاد کردیم .( البته جوری که فقط خودمان فهمیدیم ها ، نگران نباشید ، آن آقا نفهمید ) من اولین چیزی که به نظرم رسید این بود که این آقا اصلا طریقه رابطه گیری با زنی را بلد نیست. به همین راحتی ، بلد نیست. این هم فقط مشکل او نیست، بلکه مشکل خیلی از آقایان است. مشکل بسیاری از خانمها هم هست. خیلی ساده بگویم ،شیوه جدا سازی دو جنس که در فرهنگ ما مرسوم بوده است موجب شده است که ما در رابطه با جنس مخالف ناتوانی داشته باشیم. در سیگنال دادن و سیگنال گرفتن ناتوانیم و نمی توانیم یک طریق راحت و ساده برای ابراز علاقه را به راحتی پیدا کنیم . جدای از اینکه این آقا کی بود و چه شکلی بود و چه اخلاقی داشت ( یکی از مست کرده ها خود ایشان بود ) این شیوه برخورد ایشان نشان می دهد که در این امر ناتوان است. اما مسئله اصلی چیست ؟ او هم مایل بود انتخاب کند، و کرد. شیوه بیان انتخابش جای حرف دارد ، اما آیا ما حق داریم انتخاب او را زیر سوال ببریم ؟ چرا ؟ آیا این همان بدل رسم ها و سنت های دیرین نیست ؟ او از حق خودش در انتخاب استفاده کرد. تعرضی نکرد و تجاوزی نکرد . چرا باید با این عکس العمل منفی برخورد کند ؟ چرا تا به این حد ؟ آیا این حق که تا کنون به مردان تعلق داشته است ، اکنون به زنها و تنها زنها تعلق دارد ؟ آن مرد در آنجا انتخاب کرد ، و پیشنهاد کرد . با پیشنهادش موافقت نشد و انتخابش مورد پذیرش قرار نگرفت. این مسئله به راحتی می تواند در مورد زنان هم پیش بیاید ، مسلما زنان هم هر کسی را که انتخاب کنند مورد پذیرش قرار نخواهند گرفت. این نباید حق زن را در انتخاب از او بگیرد . پس چرا ما حق مردان را به زیر سوال می بریم ؟ آیا اگر پافشاری بر حق زنان ، به گرفتن همین حق از مردان منجر می شود ؟ به نظر من نه ، نباید اجازه دهیم این بلا سر ما بیاید ، نباید بگذاریم از آن سوی بام بیافتیم و به جای افراط کارمان به تفریط برسد. در جامعه انسانی ، یک سری پرینیسپ های انسانی به وجود می آید . جامعه ای که به شیوه ای سالار منشانه اداره می شود ، همواره در آن پرینسیپ های جنسیت برتر ، برتری می یابد و جنسیتی که فرودست قرار گرفته است از حقوق کمتری برخوردار می شود. مسئله ما بر هم زدن این رسم است و نه تعویض جایگاه های قدرت. به همین دلیل من از حق آن مرد برای انتخاب کردن و پیشنهاد کردن ( هر چند به شیوه ای بسیار عجیب ) و از حق آن زن برای رد این پیشنهاد دفاع می کنم. بیاییم ساده تر بیاندیشیم. اتفاق خاصی نیافتاده . تنها انسانی به شیوه ای که بلد بوده خواسته است تا شانس خود را آزمایش کند. زندگی کنیم و بگذاریم زندگی کنند. مسئله به همین سادگی است.
[ 20:09 | مهشيـد | 25 ديدگاه ]


Powered by MT3.35