May 17, 2004

خوب ، حالا بچه هاي عزيز ، بعد از من تكرار كنيد:
رامسفلد بد ، جرج بوش خوب .
رامسفلد بد ، جرج بوش خوب .
رامسفلد بد ، جرج بوش خوب .
اين مشق امشب و هر شب  شماست. و تا زماني كه يك قطره نفت در عراق باقي است به نوشتن ادامه دهيد.
___________________________________________

دوستان حزب كمونيست كارگري بعد از كلي فحش و فضاحت به من امر فرموده اند كه اين لينك را كه در جواب  شايعاتي  است كه در رابطه با دريافت پول از ايشان از اسرائيل صورت گرفته است در اينجا قرار دهم وگرنه خرم :) البته جمله بندي آقا زاده غير از اين بود ، ايشان امر فرمودند :
" البته اين كه اين لينك را قرار مي دهيد نشاندهنده اين هست كه شما مثل بقيه چيزهايي كه معرفي مي كنيد تنها قصد معرفي داريد."
با اين توپ پر كي جرات تخلف داره اوس مراد . شما جون بخواه. كيه كه محل بزاره :)
اما آنچه باعث شد اين لينك را در اين محل قرار دهم ـ بجز لرزه اي كه بر زانوانم افتاد البته ـ اين بود كه من كه صد سال وقت بابت نوشته هاي اينها تلف نمي كنم ( و اين را با افتخار مي گويم چرا كه مدتي چنين كرده بودم و جز وقت تلف كردن بهره اي نبردم ) رفتم و نوشته ايشان را خواندم. دو بار هم خواندم تا ببينم شايد من دارم اشتباه مي كنم و نيايم اينجا و بيخود بنويسم. اما فكر مي كنم اگر هزار بار هم مي خواندم نتيجه اي بيش از اين نمي گرفتم.
حضرتشان بعد از اينكه همه كساني را كه از بابت رابطه شان با اسرائيل به ملي مذهبي و اكثريتي و توده اي و آنتي سميتيست متهم كرده اند ، گفتند كه چرا اين سوال را از كساني كه از رژيم صدام حمايت مي گرفتند، نمي كنند ( ما كرديم ، اونا گفتند چرا اين سوال را از آنها كه از اسرائيل حمايت مي گيرند نمي كنيد :) و خلاصه ما را با مغلطه گري حواله دادند به نمي دانم كجا. من شخصا نه آنتي سميتيست هستم ، نه اكثريتي هستم. نه اقليتي هستم. نه مجاهد هستم. نه توده اي ، نه توفاني ، نه راه كارگري ، ( كسي از قلم نيافتاد تا بگم نيستم ) حالا بعد از همه تهمت هايي كه زديد . بلاخره روشن نكرده ايد كه  آيا شما كمك مالي از اسرائيل دريافت كرديد يا نه ؟ اين جواب به يك مقاله دور و دراز و برچسب زدن به سوال كننده احتياجي ندارد. جواب آن ساده است. آري ، يا نه .  خوب ما جوابي نگرفتيم . اما حالا كه اينگونه مغلطه گرانه برخورد مي كنيد ،بايد پرسيد كه: آقايان چرا تا كنون اين سوال را به شفافيت  جواب نداده ايد  ؟
از شما دوستان مي خواهم خودتان جواب آقا زاده  حزب كمونيست كارگري ، محمود قزويني را در رابطه با اين پرسش در اين آدرس بخوانيد.( فايل pdf ) اگر شما هم مثل من حوصله تان از خواندن نوشته هاشان سر مي رود  مي توانيد يك راست برويد صفحه 13  و از نيمه صفحه نوشته اي را كه با تيتر درشتتر " در مورد رابطه با رژيم اسرائيل " نوشته شده است بخوانيد. به من بگوييد برداشتتان چيست . شايد من اشتباه مي كنم كه فكر مي كنم آقاي قزويني تمام سعي خود را كرده است كه با تهمت زدن به آسمان و ريسمان از پاسخ دادن طفره برود. اگر چنين نيست لطفا من را از اشتباهم بيرون آوريد.
___________________________________

در رابطه با اين نوشته هاي حكك يه ماجرايي به يادم افتاد برايتان بنويسم. بي ربط نيست و  بامزه هم هست .
يه آقايي هست توي استكهلم كه خيلي مدرنه ، يعني  پست مدرنه ، خلاصه يه بار اون موقع ها كه باهاش دوستي داشتم رفته بودم به او سر بزنم و گفت بيا بشين نامه اي براي مادرم نوشتم برايت بخوانم. حالا من داشت از تعجب بالاي سرم شاخ سبز مي شد كه اگر نامه مال مادرش است چرا من بايد شنونده اش باشم ، اما خوب فكر كردم آقايان طرق مختلفي در بيان احساسات خود دارند و شايد اين هم طريق اوست براي اينكه بگويد براي دوستي من ارزش قائل است :))) خلاصه نشستم و ايشان مشغول خواندن شد. هي خواند ، و خواند و خواند. از شما چه پنهان من هيچ حاليم نشد. تمام شد و منتظر اظهار نظر من بود. كمي صبر كرد و صبر كردم . گفت : خوب ؟؟؟
گفتم عزيز جان. مادر و پدرت سواد دارند ؟ ( نامه براي مادر و پدرش بود ) گفت : پدر نه ، اما مادر سواد قراني دارد. يعني مي تواند مكتب رفته و مي تواند قرآن بخواند.
گفتم : آخه بنده ناشكر خدايي كه نمي دانم وجود داشته باشد. من كه چار كلاس سواد دارم ، نفهميدم تو به پدر و مادرت چي مي گي ، آخه اون بنده خدا ها از كجا بفهمند پسر پست مدرنشان چه مي گويد ؟ خوب عزيز جان مگر چه عيبي داشت بگويي من حالم خوب است مرسي از احوال پرسي و شما چطوريد ؟ حتما مجبور بودي اين انشاي پست مدرنيستي را براي مادرت بنويسي كه طفلك هيچي ازش نفهمد ؟ البته خواهد گفت كه قربون بچه ام برم كه حرفاي قلمبه سلمبه مي زنه . از من مي پرسي اينو نفرست، يكي از اين نشريه هاي ايراني كه مي خوان بگن خيلي حاليشونه حتما پيدا مي شه چاپش كنه ديگه ...
شما كه فكر نمي كنيد سر اين زبون درازي هاي من بود كه دوستي مان به هم خورد ؟ ها ؟ :)))

 پ. ن :هوم...حالا كه دوباره نوشته ام را خواندم ديدم شايد دوستان متوجه نشوند ربطش به حكك چي بوده . در هر دو نويسندگان همه كار كرده بودند بجز پرداختن به مطلب اصلي. آن يكي پاسخ  شفاف به پرسش و ديگري احوالپرسي از مادر محترم :)
خوب چيه ؟ مگر فقط بايد عضو حزب بود تا بشود آسمان و ريسمان بافت ؟ يعني افراد مستقل  حق ندارند ؟ :)))

___________________________________

 راستي نيك برگ كه بود و چه بر سرش آمد ؟
لينك  
 لينك
 لينك
___________________________________

سين هشتم ، سوختن

____________________________________

این هم یک وبلاگ تازه ، به وبلاگستان خوش آمدید کامران عزیز.

 

[ 12:52 | مهشيـد | 32 ديدگاه ]


Powered by MT3.35