May 15, 2004

امروز  فیلمی در استکهلم نمایش داده شد که قصد دارم کوتاهی به آن بپردازم. تنها به این دلیل که این حق را دارم. این حق را دارم چرا که 40 کرون پول و مقدار زیادی از وقت و انرژی ام صرف دیدن این فیلم شد. آنچه می نویسم تنها نظر من است .

فیلم به نام " تک درخت بید " به نام کاری مستند از آقای ناصر زراعتی امروز در ساختمان آ. ب . اف در استکهلم به نمایش در آمد.
 این فیلم که 92 دقیقه طول دارد نزدیک به 100 مصاحبه کوتاه است با تعدادی از ایرانیان مقیم شهر یوتبوری ، شهری در جنوب سوئد . سوال این است : آیا مایلید سلطنت به ایران برگردد یا نه ؟
فیلم به این شکل تهیه شده است که به طور مداوم یک موافق و یک مخالف صحبت می کنند. افرادی که مورد پرسش قرار گرفته اند از اقشار مختلف ایرانیان مقیم یوتبوری و گروه های سنی مختلف و دارای مشاغل مختلف هستند.
انگیزه تهیه فیلم را خود زراعتی در یکی از صحنه ها بیان می کنند،ایشان می گویند : چون  یک ربع قرن بعد از انقلاب امروز اکثریت مردم از بیرون کردن سلطنت پشیمانند این سوال را مطرح می کنیم.
برای تو که شنونده ای این سوال پیش می آید  که این اکثریت مردم کی هستند ؟ چه کسی آمار گرفته ؟ چه کسی کثرت آنها را اثبات کرده است؟
این فیلم به عنوان فیلم مستند تهیه شده است. گفتگو ها در این فیلم گاه آنقدر سطح پایین است که  در تمام مدت دیدن فیلم به خودم می گفتم که ای کاش این فیلم به دست بچه های داخل کشور نرسد. در تمام مدت از ایشان می شنویم که به ما خارج نشینان می گویند و کسانی که در ارتباط با مسائل ایران نیستیم . این فیلم و این حرفها اثباتی بر این ادعا ست.
گاه حرفها اینقدر خنده دار بود که نمی شد از خندیدن خود داری کرد . بعد فکر کردم راستی چرا این نظریات خنده آور را باید پخش کنند ؟ آیا خندیدن به دیدگاه مردمی که اصلا هیچ عملکرد سیاسی ندارند و نخواهند داشت چه چیزی را روشن می کند. این فیلم در خود یوتبوری نشان داده شده است و اگر خود این فرد در سالن بود و می شنید که نظریاتش تا این حد خنده به وجود می آورد چه حالی میشد؟
( لابد می گویی خوب نخند ، مثلا چند تا  از این نظریات را برایتان بنویسم ، شخصی می گفت : از ابتدای ازلیت در ایران زمین شاه داشتیم ، اسمش کیومرث بود ....و چه و چه ها ، یا یکی می گفت شاه باشد آن بالا که مثل گل او را بو کنیم و بو بدهد نه اینکه حکومت کند ، دیگری می گفت  اگر شاهنشاهی بیاید برای ما که خارج از کشور هستیم بهتر می شود  و یا دیگری می گفت آن زمان که همه عکس امام را در ماه می دیدند ، من عکس شاه را در ماه دیدم( و این را بسیار مترقی و انقلابی  هم می دانست ) ، خوب شما بودید از این حرفها خنده تان نمی گرفت ؟ باور کنید کارم از گریه گذشته بود و به آن می خندیدم...)
بجز دو ـ سه  نظر جالب بقیه چه آنها که له حرف می زدند و چه علیه ، همه تکراری بود . به نظرم یکی از نظرات ، که خود نظر دهنده تنها به شکل مکتوب آن را فرستاده بود و خواسته بود تا خوانده شود جالب بود. ایشان می گفتند که هیچ کسی از فلان کشوری که مشکل دارد ، حتی اگر در آفریقا باشد هم نمی پرسد که آیا نظام سلطنتی می خواهی یا نه ، نظام سلطنتی  نظامی قدیمی است که با پیشرفت های جهانی منطبق نیست.
فیلم بسیار طولانی  و خسته کننده است. انگار که یک رفراندوم را فیلمش کرده باشند. و هر کسی بیاید جلوی دوربین و بگوید مثبت رای می دهم یا منفی ، آخر چرا ؟
نام فیلم ، تک درخت بید ،به نظر من بسیار بی ربط است ، از آقای زراعتی پرسیدم چرا این نام را گذاشتند . البته در تمام فیلم هم هر وقت دوربین روی آقای زراعتی بود صدای فرهاد و آهنگ شبانه دو اش پخش می شد اما چه ربطی دارد ؟ آقای  زراعتی گفتند که از این آهنگ خوششان می آید و از این اسم هم خوششان می آید. و بی ربط هم نیست. ربطش را توضیح ندادند. من به راستی ربطش را نمی دیدم.کاش توضیحی می دادند که  چرا یک همه پرسی  در باره سلطنت باید با یه شب ماه می یاد شاملو همخوانی داشته باشد و تیتر " تک درخت بید " به خود بگیرد ؟ من جوابی برایش پیدا نکردم . فقط شاید بشود خدا را شکر کرد که آقای زراعتی از آهنگ : مو سختم مو برشتم " گروه سندی خوشش نمی آمد. هر چند که من همخوانی بیشتری بین این اسم و فیلم می بینم :)
فیلم به اسم مستند مطرح می شود . در قسمتهایی از فیلم بعضی ها از نشان دادن چهره شان امتناع کرده اند ، فقط صدایشان پخش می شود. خودشان یا پشت به صحنه نشسته اند و یا صورتشان سیاه شده است و یا محو شده است. در یکی از صحنه ها مردی پاکتی بر سر کشیده است و می گوید من با سلطنت مخالفم ولی شاید فردا زد و آمدند ، بعدا ساواک درست می کنند و من را می گیرند. درست نفهمیدم که این صحنه حقیقی بود یا محض مزاح در فیلم مستند آمده بود. که اگر اولی بود بسیار لوس  بود و اگر دومی بود در فیلم به اصطلاح مستند بسیار ارزان بود.
فیلم مستند بود. مصاحبه ها در یک  کتابخابفروشی تهیه شده است. و جای جای این فیلم وقتی که چهره ای مایل به نمایش نیست یا با بهانه ای دیگر ، دوربین فوکوس می کند روی سه کتاب. سه کتاب از آقای ناصر زراعتی.در یک کتابخانه با هزاران کتاب ، تنها سه کتاب فوکوس می شوند ؟ آنهم سه کتاب خود کارگردان ؟ نه یک بار و نه دو بار ، که چند بار این فوکوس را می بینید. در مورد این مسئله از ایشان پرسیدم. و گفتند که عمدی نبوده . من شخصا فیلم زیاد می بینم و معتقدم که هیچ دقیقه ای از فیلم بی منظور و غیر عمدی ساخته نمیشود مگر اینکه کاری آماتور و بسیار ناشیانه تهیه شده باشد. حالا خود کارگردان می گوید چندین شات از این فیلم عمدی نبوده. ما هم می گوییم نبوده ، دعوا که نداریم:)
وقت کم بود و مسئول سالن هم آمد که سالن را تخلیه کنید. وگرنه دلم می خواست از آقای زراعتی سوال بیشتری بپرسم. دلم می خواست از ایشان بپرسم آیا انسان ایرانی را آنقدر مفلوک می داند که امروز باید بین گذشته بد و بدترش انتخاب کند ؟ دلم می خواست به تمام کسانی که در این مصاحبه شرکت کرده اند بگویم آیا حقیقتا این سوال را جایی برای جواب می دانستند ؟
بسیاری از افراد که موافق پادشاهی بودند ، الگوی سوئد را مناسب می دانستند. بی توجه به این که رژیم پادشاهی در سوئد تاریخی را گذرانده است. و به این مرحله رسیده است. و راستش این مونارکی کمی تا قسمتی رو دست سوئد مانده است. و مردم سوئد کم یا بیش قانع شده اند که یکی آن بالا بنشیند و مهمانی بدهد و مهمانی برود و هیچ کاری نکند و حقوق هنگفتی هم داشته باشد. این الگویی است که برای کشور ما مناسب می بینید ؟
راستی آقای زراعتی ، وقتی که در دنیای سوال ها غرقه هستیم و برای اکثر این سوال ها جوابی نداریم ، آیا حق انسان ایرانی چیزی بیشتر از این نبود که از او پرسیده شود آیا با بازگشت سلطنت موافق هستید یا نه ؟ شما حتی اینقدر به انسان ایرانی لطف نداشتید که از او بپرسید آلترناتیو پیشنهادی او برای شرایط فعلی چیست و آنچنان که  آخوند ها با یک همه پرسی جمهوری اسلامی آری یا نه ، نشان دادند که ارزشی برای نظر انسان ایرانی  و شنیدن آلترناتیو های دیگر ایشان قائل نیستند ، آیا شما نیز با همه پرسیتان : بازگشت سلطنت ، آری یا نه ؟ همین کم لطفی را در حق انسانها نکردید ؟
نمی دانم، شاید نباید اینقدر بی انصاف باشم. بالاخره کاری کرده است و زحمتی کشیده است. اما مانده ام که این کاری که کرده اند و زحمتی که کشیده اند و بودجه ای که مصرف کرده اند ، ( حالا یا بودجه شخصی بوده است و یا کمکی گرفته اند ) چه دردی از دردهای بیشمار ما دوا کرده است؟ چه سوالی از سوالات بیشمار ما پاسخ گفته است ؟ این فیلم آمده است که چه جای خالی را برای ما پر کند ؟
یا شاید هم موضوع اصلا این ها نبوده است. شاید خسته شده بودیم و مایل به یک زنگ تفریح داشتیم و این فیلم را درست کردیم که خسته تر از سابق  و بی عمل تر از سابق موجی را که در حرکت است به نظاره بنشینیم...چرا که یک مسئله مشخص است، این فیلم هیچ نقشی در حرکت این موج نخواهد داشت. این فیلم نقشی است از درجا زدن ، نه حرکتی است به جلو و نه به عقب.

حالا که حرف از ترانه هایی شد که دوست داریم . این فیلم مرا به یاد یک ترانه انداخت :
تو فقط هستی که باشی، تو نه مرگی ، نه تلاشی ...

[ 23:34 | مهشيـد | 23 ديدگاه ]


Powered by MT3.35