May 12, 2004

" با هر دو دیده ببینید "

زمانی که آمریکا  تصمیم به بمباران بغداد گرفت  ،  و سفارت های مختلف شهروندان خود را از بغداد به خروج از کشور دعوت می کردند و کشورهای مختلف شهروندان را فرامی خواندند ، تعدادی انسان شریف از اروپا سوار اتوبوسهایی شدند و به بغداد رفتند تا به عنوان سپر های انسانی عمل کنند. آنان فکر می کردند که با وجود حضور آنها در بغداد ، بمب ها بر سر عراقیان نخواهد بارید. ولی چنین نشد. جرج بوش فرمود که تقصیر خودشان است . خودشان اینگونه خواسته اند. بسیاری از مردم در مقابل جنایت آمریکاییان اعتراض کردند . اما آمریکا به جنایات خود ادامه داد.
چند روز پیش با صحنه های واقعی جنگ در زندانهای بغداد طرف شدیم. صحنه های شکنجه اسرای عراقی ، صحنه های تحقیر و تجاوز. صحنه های جنایت. چهره واقعی جنگ در مقابلت رخ کرد و به تو می گفت : مگر قول باغ گل سرخ داده بودیم ؟ مگر قرار بود جنگ غیر از این باشد ؟
رئیس جمهور آمریکا چند نفری را که در عکسها چهره های مشخصی داشتند ملامت کرد. دخترک 22 ساله  که از خانه های کاروانی آمده بود به تجاوز آمریکا چهره داد ، و مرد میانسالی که فرماندهی یک گروهان کوچک را در دست داشت، همه ملامت شدند تا چهره تطهیر شده ای به ارتش آزادی بخش آمریکا بدهند . تا تویی که آنسوی دنیا نشسته ای دختر ک 22 ساله و مرد میانسال را لعن و نفرین کنی و چشم به کل ارتشی که این حرکات در آن رخ داده است و شکنجه ها و اعمال فشارهایی که به صورت سیستماتیک در آن اتفاق می افتد ببندی. تا چشمت با چهره های دخترک 22 ساله و مرد میانسال عادت کند و چشمت به جنایت جنگ نیفتد.
و دیشب صحنه دیگری در مقابل چشمان حیرت زده ات رخ داد. کسانی که به همان سادگی !!! که سر گوسفندی را از بدن جدا کنند ،  الله اکبر گویان سر مردی را از تن جدا کردند. و بدن بیجان مرد بتدریج ، خالی از جان شده و در هم تنید و به کناری غلتید.
صحنه غریبی نبود، این صحنه را چند سال پیش در زمین فوتبال کابل دیده بودیم ، وقتی که طالبان ها در میان هلهله طرفداران خود ، الله اکبر گویان ، اشکال مختلف جان ستادن را به نمایش گذاشته بودند . در یکی زنی با برغه بر زمین نشسته بود و با مسلسلی که به مغزش نشانه رفته بود و تک تیری که شلیک شد ، در خود فرو رفت. زن حتی آنقدر قابل نداشت که قبل از مرگ چهره اش به دیگران نشان داده شود.
و مردی که در مقابل چشم تماشاچیان سرش از بدن جدا شد.
این صحنه ها توسط دوربینی که در برقه زنی جاسازی شده بود فیلم برداری شد.
و آن طالبان بر پیشانی اش Made In America خود نمایی می کرد.

امروز بوش و دیگران از قساوت همان طالبان حرف می زنند. همان جانیانی که اسلحه را بر سر زن نشانه رفتند و سر آن مرد افغان را از تن جدا کردند. آنروزها اما چندان از آن زن و آن مرد سخنی نبود . آن زن و آن مرد هرگز نامی نداشتند. هرگز کسی نامشان را به زبان نیاورد. یکی بودند از هزار، که قربانی جنایت جانیان شده بودند. در حالی که امروز همه نام نیک برگ، 26 ساله از فیلادلفیای آمریکا را به خوبی می دانند. پسر جوانی که گفت برای تجارت در عراق است ، یک با یک برابر است ؟

روزی که سپر های انسانی برای نجات جان ها به بغداد رفتند ، آمریکاییان اعلام کردند که اگر مردند مقصر خودشانند. و آری ، راحت تر است ، با نام نجات بشریت بمب بر سر مردم ریختن و مردم را تکه تکه کردن ، و گردنی کج گرفتن و از شنیدن مرگ انسانها ابراز تاسف کردن . هیچ کس نخواهد توانست در روی مردی که کلید تخلیه بمب ها را از هواپیمای بمب افکن می زند بایستد و او را قصاب بخواند. او تنها وظیفه اش را انجام داده است. 
راحت تر است وقتی قربانی زن برقه پوش افغان باشد ، یا مرد مبارز افغان باشد که بر علیه طالبان آمریکایی ها  قیام کرده است . راحت تر است وقتی می شود به جای زیر سوال بردن یک ارتش کامل و شیوه های مخرب آنها برای درهم شکستن مقاومت زندانیان ، چند چهره را برجسته کرد و آنان را مقصر وانمود کرد. از همه اینها گذشت.

اما همه این پازل ها جا و مکان خود را در جنگ از دست می دهند وقتی که یک انسان آمریکایی ـ که مشخصا برای تجارت لوبیا به منطقه ای جنگی نیامده است ـ مثل یک افغان و یا یک عراقی و یا مثل هر جهان سومی کم ارزش دیگری سر بریده می شود. آنوقت است که جنگ  ، چهره معمول خود را از دست می دهد .

اما این همان چهره قبلی جنگ است. هیچ چیز تغییر نکرده . این همان جنگی است که در آن انسانی  قطعه قطعه می شود  و  یا در زمین بزرگ فوتبال و در میان هلهله دیگران سر ش بریده می شود. و یا در گوشه ای فرزند در بغل در اثر گاز شیمیایی خشک می شود و یا در جای دیگر خود را سپر فرزندش می کند که سر آخر به همراه فرزندش در اثر گلوله های اسرائیلی جان بسپارد.

آهای؟ از چه تعجب می کنید ؟ چرا با دهان باز و چشمان از حدقه در آمده به صفحه های تلویزیونتان خیره شدید ؟  این همان جنگ است، و آنها همان جنایتکاران هستند. با نام الله و محمد  ، با نام مسیح ، با نام  موسی ، با نام آزادی ، با نام وطن ، با هزار نام و کوفت و زهر و مار دیگر دارند تکه تکه مان می کنند.
این همان جنگ است. در این جنگ آدمها به هزار طریق می میرند . در این جنگ جانیان گاه لباس طالبان می پوشند  و سر افغان را می برند ، و مسلسل بر سر برقه پوشیده زنان می گذارند ، گاه لباس سرباز اسرائیلی  را می پوشند و مردی را که بدن را سپر فرزندش کرده است، به همراه فرزندش  به گلوله می بندند ، گاه در لباس صدامیان دهکده ای را به بمب شیمیایی از جاندار پاک می کنند ، گاه با فشار انگشتی بر دگمه ای بار بمبش را بر سر خانه های مردم بی پناه خالی می کند  و گاه با لباس سرباز آمریکایی  دختر 17 ساله عراقی را به گلوله می بندند یا در زندان ، زندانیان عراقی را برهنه و با پاکتی بر سر بر روی هم انبار می کنند.

این همان جنگ است. این یک جنگ است. "با هر دو دیده ببینید. "

[ 22:38 | مهشيـد | 46 ديدگاه ]


Powered by MT3.35