April 1, 2004

خوب، ما هم سیزده مون رو در کردیم. دنبال یه چناری ، تیر چراغ برقی ، چیزی گشتیم که گره بزنیم بلکه بختمون باز شه اینقدر این همسایه های استکهلم نشین ما ( که ایشالا سایه شون رو سرمون نیفته ) نیان بگن بختت گره خورده و اینا ، نشد که نشد.
اما شب رفتم یه برنامه معرکه ، اسم برنامه بود Rytem by dance و چند رقصنده با ریتم های کشورهای خودشان می رقصیدند. رقص هندی و ایرلندی و استپ و فلامینگو بود و هر رقصنده ای در پایان برنامه دیگری به او می پیوست و بعد اولی او را تنها می گذاشت و او به تنهایی مشغول رقص می شد تا برنامه خودش به پایان نزدیک شود. از اسم برنامه هم چنانچه بر می آید مسئله ریتم و ضرب مهم بود. به این دلیل تمام رقصنده ها کفش های مخصوص استپ داشتند ، بجز رقصنده هندی که با پای برهنه و خلخال به پایش می رقصید.

برنامه بسیار زیبا و موزیک بسیار پر شور بود. فقط یه آقاهه بغلم نشسته بود هی می رفت تو اعصابم. هی من می خواستم عکس بگیرم و اون چپ چپ نگاه می کرد. هی می گفتم بابا واسه وبلاگم می خوام. هی میگفت واسه چی چی لاگت ؟ خلاصه وقتی یهو از دستم در رفت و فلاش زدم دیگه کفری شد . منم از خجالتم از رقصنده فلامینگو عکس نگرفتم.( حالا خودش کله اش ماشاله براق بود و هی فلاش می زد و من هیچ اعتراضی نمی کردم ها :) بعدا جامو با بچه ها عوض کردم. چون پنج نفری رفته بودیم نشستم وسط بچه ها و چند تا عکس دیگه انداختم که چون بدون فلاش بود و به خاطر روش شدن مونیتور دوربین زیاد نمی شد دقت کرد متاسفانه زیاد خوب نشدند. اما چند تا رو براتون می زارم اینجا .





خلاصه ، نمی دونم شما سیزده بدرتون را چگونه گذراندید، اما بجز کمی نحسی سیزده که بابت نشستن کنار آن آقای فلاش سر خود ما را گرفت ، جای همه تان خالی به من و دوستانم بسیار خوش گذشت.

پ.ن : هر کی بابت دروغ سیزده گفته نمی خواد دیگه بنویسه ، مثل بچه خوب بیاد بشینه سر خونه زندگیش و وبلاگش رو آپ دیت کنه . این بازی ها رو هم در نیاره. این دفه می بخشیمتون ولی دیگه از این کارها نکنید :)

پ.ن 2 این عکسها را من در یک انباری کوچک در شرامیتون ( شرایتون نه ها ) گذاشتم. نمی دانم چرا باز نمی شوند. دیشب دیده می شدند ها .






[ 23:09 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35