 |
March 31, 2004
March 30, 2004
March 29, 2004
March 27, 2004
March 25, 2004
March 24, 2004
March 23, 2004
March 22, 2004
March 21, 2004
March 20, 2004
March 18, 2004
March 17, 2004
March 16, 2004
March 12, 2004
March 11, 2004
March 10, 2004
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گزارش نخستین سمینار آن لاین زنان ایرانی ( گزارشی را که دوستان سایت زنان ایران تهیه کردند به دلیل فیلتر شدن سایت در ایران ، در پایین همین گزارش می گذارم)
خوب، به علت تنبلی اینجانب ، گزارش مفصل بچه های سایت زنان روی نت قرار گرفت و برای شما قابل استفاده است . من فکر کردم که آنچه در حاشیه اتفاق افتاد را برایتان اینجا بنویسم. مسائلی که می توانست این حرکت را که با چشم انداز پدید آوردن دیالوگی موثر بین زنان فعال در داخل و خارج از کشور شروع شده بود ، همچون دیگر حرکت های آن لاین به شکست برساند که خوشبختانه چندان موثر نبود. از ساعت نزدیک به هشت شب به وقت تهران آن لاین شده بودیم تا دوستان سخنران در اتاق حاضر شوند و میکرفن ها را امتحان کنند. تا لیست مدعوین چک شود و دعوت ها انجام شود. بچه ها فوق العاده خوشحال بودند و پر انرژی با هم به گفت و گو می پرداختند و این کجاست و. آن چی شد و فلانی چرا آن لاین نشده دائما پشت میکروفن و در نوشتار داخل اتاق خوانده می شد. نزدیک به 9 بود که دعوت ها به اتاق شروع شد. به تمام دوستان حاضر در اتاق تذکر داده شد که اگر مایلند کسی را به اتاق دعوت کنند این کار را از طریق ادمین ها انجام دهند تا بتوانیم کنترلی روی رفت و آمد های اتاق داشته باشیم. قبلا اعلام شده بود که اتاق به شکل بسته اداره می شود . این کار دلایل مختلفی داشت که از جمله شرکت فعالتر زنان در بحث و نیز حفظ امنیت دوستان مقیم ایران از آن جمله بود. بحث اتاق از قبل مشخص شده بود. چشم انداز ها و آینده جنبش زنان. سایت زنان ایران قبلا برای تمام تشکل های زنان و زنان مستقل و بدون تشکل دعوت نامه هایی فرستاده بود و از آنان خواسته بود که چنان که مایل به شرکت در جلسه به عنوان شنونده و یا سخنران هستند تماس بگیرند. در این رابطه تعداد زیادی اعلام آمادگی برای سخنرانی و یا شرکت در سمینار را کرده بودند. مسلم است که وقتی در اتاقی 100 نفر شرکت دارند و وقت هم محدود است ، همه صد نفر نمی توانند سخنران باشند. محدود سخنرانانی که مایل بودند در رابطه با موضوع پیشنهادی بحث کنند با توجه به سرعت آنان در جواب دادن به دعوت نامه ها و اعلام آمادگی ایشان در مورد موضوع بحث در نظر گرفته شد و لیست بسته شده بود. بعد از بسته شدن لیست هم تعداد زیادی از دوستان تمایل خود را برای شرکت در سخنرانی ابراز کردند که برگزار کنندگان تصمیم گرفتند که اگر امکان برگزاری مجدد چنین برنامه هایی بود ، از این دوستان استفاده کنند. در ابتدای برنامه چند نفر از من و دیگر دوستان خواستند که وقت سخنرانی بگیرند. و من و دیگر دوستان به ایشان شخصا توضیح دادیم که لیست سخنرانان بسته شده و ایشان اگر مایل باشند در وقت بحث آزاد شرکت کنند که بسیاری قبول کردند. من حتی این را در اتاق نیز اعلام کردم که این که کسی در اینجا به عنوان سخنران شرکت کرده است و دیگری به عنوان شنونده ابدا به برتری یکی به دیگری مربوط نیست بلکه تماما بر اساس وقت محدود ما و الویت دوستانی که زودتر تماس گرفتند بود. خانم قرایی که در استکهلم زندگی می کند در قسمت نظر خواهی میکرفن را گرفت و گفت که من نه خاتمی چی هستم و نه اصلاح طلب و شما به من وقت سخنرانی ندادید. من از شادی صدر خواستم که توضیح بدهد و ایشان گفتند که شما در قبال دعوت سایت ،اعلام کردید که مایل به سخنرانی هستید ، اما وقتی من میل فرستادم و خواستم که موضوع سخنرانی خود را بگویید جوابی از شما نگرفتم و حساب بر این گذاشتم که منصرف شده اید و از آنجا که دوستان دیگری تقاضای صحبت کرده بودند وقت به ایشان داده شد. خانم قرایی که از این پاسخ راضی نبود همه را طرفداران رژیم اعلام کرد که مایل به شنیدن سخن مخالف نیستند. نظم اتاق با ورود زهرا اشراقی به هم خورد. برای من شخصا این نام خاطره خوشی به دنبال ندارد. نامی که با نام خمینی گره خورده است هرگز نمی تواند خوشایند باشد. البته باید بگویم که بجز این مورد چیز زیادی از ایشان نمی دانم ، جز آنکه در مصاحبه ای به حجاب اجباری اعتراض کرده بود و بعدا آن را پس گرفت که این نشانگر آن است که با توجه به شرایط خانوادگی ، پدربزرگ و شوهر و ... قادر به ابراز عقیده نیست. اما ایشان نیز به اندازه هر زن دیگری حق حضور در اتاق را داشتند. با ورود زهرا اشراقی به اتاق پرسش و پاسخ های نوشتاری شروع شد. اول از ایشان پرسیدند که آیا نوه خمینی است یا نه و وقتی جواب مثبت گرفتند فحاشی و توهین شروع شد. فحش ها و توهین ها شامل پدربزرگ ایشان می شد و نه خود ایشان. با این مبنا که پدر بزرگت چنین و چنان کرد. حتی به برگزار کنندگان توهین شد که به ایشان اجازه حضور در اتاق داده شده است.و جلسه را جلسه ملی مذهبی ، اصلاحطلبان، مزدوران رژیم خواندند ( خانم قرایی هم در این مورد لطفشان شامل حال ما شد) کسی که فحش می داد و با نام مستعار در اتاق حضور داشت توسط ادمین ها به اتاق دعوت نشده بود ( من این را پرس و جو کردم ) یعنی با توجه به مقرارت اتاق وجود ایشان در اتاق خارج از قوانین بود .البته با دیدن مکالمات و دم به دم دادن ایشان می شد حدس زد که چگونه به اتاق آمده اند .یعنی همین خود کافی بود که بر طبق مقررات اتاق بشود ایشان را از اتاق اخراج کرد.اما من باز هم تذکر دادم و از ایشان خواستم که توهین نکنند وگرنه از اتاق اخراج می شوند . زهرا اشراقی در اینجا در پیامی نوشتاری گفتند که توهین های ایشان از نظر او اشکالی ندارد. و مایل نیستند که به خاطر خودش کسی حذف شود.مسئله نسبتا منتفی شد. آن خانم یا آقا ( حدس می زنم چون هرگز حرف نزد آقا بود ، ولی فرقی هم نمی کند ) به فحاشی ادامه داد . البته اسم این کار خود را افشاگری گذاشت ولی برای من عجیب است که انسانهایی هستند که چنین شعور دیگران را دست کم می گیرند و اسم چنین برخوردی را افشا گری می گذارند. این که خمینی چه کرده است بر همه ما واضح است. فکر می کنم انسان بی سوادی در دهکوره های بدون امکانات آفریقا هم امروز اسم خمینی را به جلادی و جنایت شنیده باشد. اما اینکه کسی بعد از این همه سال در جمع زنان ایرانی فعال در داخل و خارج از کشور( که مسلما خود از زخمی ترین ها در اثر این جنایات هستند ) با نام جعلی ، بیاید و اینها را با شعار و فحش تکرار کند و اسمش را هم بگذارد افشا گری به نظر من از درصد شعور بسیار پایینی برخوردار است ، من فکر می کنم که تنها انسانهای بی شعور هستند که شعور مردم را دست کم می گیرند و در صدد ارشاد مردم از طریق توضیح واضحات دارند. من مخالف رژیم ج.ا هستم. خمینی را به عنوان بنیانگذار یک رژیم خونخوار ، جنایت کار می دانم ، و مسلم می دانم اگر در جایی ، بخصوص در محافل غیر ایرانی ، که شاید درکشان با تجارب حقیقی ما منطبق نیست در زمینه جنایات رژیم افشاگری کنم. اما فکر نمی کنم که لازم باشد برای توی خواننده بیایم و بنویسم که خمینی چنین کرد و چنان کرد و تو را پند دهم که به دام این و آن نیفتی. فکر می کنم این نمایشگر دو مسئله است، اول اینکه من حرف زیادی برای گفتن ندارم. دوم اینکه شعور تو را بر مبنای دیدن و قضاوت در مورد واقعیات تاریخی نادیده می گیرم. متاسفانه من این برخورد را از خیلی ها که در پوشه " چپ سنتی " و یا " مبارزان اتقلابی " قرار می گیرند ، دیده ام. خود را بیدار و دیگران را در خواب فرض کردن و با تکرار مکررات اسم افشاگری و آگاهی دادن و بیداری گذاشتن.( البته این نظر من است، ممکن است با نظر دیگران منطبق نباشد) در همین راستا مجبور شدم به یکی از دوستان که با نام مستعار در پشت میکرفن به اعتراض بر علیه رژیم خمینی برخواست و دیگر کسانی که در نوشتار به دین گونه برخورد می کردند اعتراض کنم. بحثی که ایشان کرد نه به بحث هایی که در اتاق شده بود و نه به موضوع اتاق ربطی نداشت. من تذکر دادم که دوستانی که در ایران هستند ، عمدتا با نام خود شرکت کرده اند و شرط انصاف نیست که ایشان هزینه برخوردهای کسانی را بپردازند که حتی در رابطه با موضوع اتاق نیز بحث نمی کنند. بنابراین از ایشان خواستم تا رعایت کنند. جالب بود که در اینجا مورد اعتراض خانم لیلا قرایی قرار گرفتم . ایشان که به نوعی مرا مزدور رژیم قلمداد کردند گفتند که معذورات دوستان داخل کشور را می فهمند ولی آنچه نمی فهمند این است که من که در خارج از کشور هستم چرا از حق خود که در رابطه با زندگی در محیط آزاد دارم استفاده نمی کنم و مثل ایشان شجاعانه افشاگری نمی کنم. چیزی که خانم قرایی هرگز نمی تواند بفهمد این است که من هرگز حاضر نیستم هزینه " شجاعت " مرا شخص دیگری بپردازد. برنامه از طرف سایت زنان بود و من به دلیل داشتن کانکشن قوی می توانستم به دوستان کمک کنم تا برنامه به خوبی پیش برود. حاضران در اتاق عمدتا فعالان جنبش زنان بودند که من ایشان را انسانهای نادان و ناتوانی که نیاز به آگاهی در مورد جنایات رژیم دارند نمی دانم ( مسلم می دانم که چند تن نفوذی به اتاق راه پیدا کرده بودند ولی برای نفوذی ها دلیلی نمی بینم که افشاگری کنم ، خودشان خوب واردند :) موضوع بحث اتاق در رابطه با آینده جنبش زنان بود که مسلما این مطلب جدا از رودرویی با تمامیت جمهوری اسلامی نیست، اما با افشاگری جنایات خمینی و از این قبیل هیچ کمکی به پیشبرد هیچ بحثی نمی کنیم. تنها هزینه کسانی را که در ایران فعالیت دارند برای حضور و برنامه ریزی چنین مباحثی بیشتر می کنیم. آنچه خانم قرایی هرگز نمی فهمد شاید همان باشد که همه آنها که ایشان مزدور رژیم و خاتمی چی و ...نامید همان کنشگران اصلی جنبش زنان هستند. همان ها هستند که فردای همان شب در پارک لاله برای شرکت در دو ساعت سخنرانی ، ضربه های باتوم را به تن خریدند و باز هم می خرند. و مسلما نام گذاری های ایشان تاثیری در اصل کار نمی گذارد.
اسمهای آشنای زیادی در اتاق دیده می شد. دوستان خارج و داخل کشور ، که در گفت و گو ها شرکت کردند و با روشنبینی نظرات خود را مطرح کردند. یکی از موارد بسیار جذاب در بحث ها ، بحث خانم ملیحه محمدی بود . قسمتی از آن را برایتان از گزارشی که د | |