نه به جمهوری اسلامی ؛ آری به... ؟؟؟ دیشب با یکی از عزیزانم در ایران در گفت و گو بودم. می گفت که تلویزیون دائما تکرار می کند که 60 درصد در انتخابات شرکت کرده اند. می گفت که اینقدر این دروغ را تکرار می کنند تا برای همه جا بیاندازندش. به او گفتم که مردمی که خودجوشانه عمل کرده اند و حوزه های رای را خالی گذاشته اند ، دیگر نمی توان دروغهایی به این شاخداری را در ذهنشان جا انداخت. نگران تو رفتن راست ها بود. و با هم صحبت کردیم. هیچ کس انتظاری غیر از این نداشت. آنچه مردم به آن باور داشتند این بود که حتی در صورتی که اصلاحطلبان به مجلس راه یابند ، کاری از پیش نمی برند که در بهبود وضعیت مردم حتی تاثیر گذارنده باشد. ( حالا راجع به تایین کننده بودنش صحبت نمی کنیم ) و به همین دلیل بود که صندوق ها را خالی گذاشتند. اینکه دولت تقلب می کند ، فریب می دهد و سعی در حفظ چهره خود در داخل ( که مردم به خوبی می دانند دروغ است ) و در سطح جهانی دارد ( که البته این هم تلاشی اضافه است، در سطح جهانی مردم عادی نقشی در سیاست های ایران به آن شکل ندارند. و آنان که ایفای نقش می کنند خوب می دانند که در ایران چه می گذرد) برای همه ما روشن بود. و تعجب کردن و یا غمگین شدن از آن صرفا می تواند واکنش احساسی و انسانی ما باشد. مسلم است وقتی اکثریت مردم رای دادن را نفی می کنند و حدود 20 تا 25 درصد رای می دهند ، هیچ کدام از جناح اصلاحطلبانی که تایید صلاحیت شده اند در رده های بالا قرار نخواهند گرفت. رای دهندگان و رای گیرندگان به یک پارچگی رسیدند. و مسلم است که جناح محافظه کار در میان این 20 درصدی که رای دادند اکثریت آرا را به خود اختصاص خواهد داد. اما اگر چنین نبود چه می شد؟ به نظر من عدم شرکت مردم در انتخابات به دلیل عدم تایید صلاحیت نمایندگان اصلاح طلب نبود. من فکر می کنم پروژه اصلاح طلبی در ایران به خط پایان خود رسیده است و مردمبه خوبی به این نتیجه رسیدند. اصلاح طلبان کاری از پیش نبردند. پس این حکومت را چاره ای دیگر باید. عدم تایید گروه کثیری از اصلاحطلبان عامل اصلی نفی انتخابات نبود، بلکه عامل شد که تعداد بیشتری به صف تحریم بپیوندند.مردمی که به پای صندوق های رای نرفتند خواسته شان این نبود که شورای نگهبان مثل چوپان ، فلان اصلاح طلب را تایید کند ، تا اینها هم بروند و گوسفند وار به او رای بدهند و با جلال و جبروت او را به مجلس بفرستند . مردمی که رای ندادن را انتخاب کردند این عمل را در جهت تاکید بر انتخابات آزاد پایه گذاشتند. انتخابات آزاد بدون بزرگتری و آقا بالاسری شورای نگهبان. با احترام به حق ایشان در انتخاب و بدون سنت دیرینه چوپان و رمه ای که 25 سال است در کشور ما برقرار است . مردم ما به حق انتخاب خود احترام گذاشتند و از انتخاب دستچین شده های حکومتی سرباز زدند. بعد از 6 سال انتخاب و باز انتخاب اصلاحطلبان در حکومت ، ایشان نشان دادند که تغییرات و اصلاحاتی که در حیطه کار خود قرار داده اند بسیار ناچیزتر از خواست و نیاز مردم است. تحریم انتخابات از سوی مردم نه بزرگی بود ، این نه ، نه تنها به محافظه کاران گفته شد که به هر دو جناح درون حاکمیت . اگر چنین نمی شد چه می شد ؟ اگر شورای نگهبان همه را تایید می کرد من فکر می کنم باز تعداد بسیار زیادی از مردم در این انتخابات شرکت نمی کردند ( مسئله تحریم انتخابات از بسیار پیش از دست به کار شدن شورای نگهبان مطرح بود ) ولی مسلما تحریم به این شکل و اینچنین همه گیر نبود. تعدادی از اصلاحطلبان به مجلس می رفتند. شاید هم اکثریت می گرفتند . شاید هم لوایح مثبتی را تایید می کردند. که در شورای نگهبان دوباره رد می شد. و این نمایش سیاه بازی همچنان ادامه پیدا می کرد. مردم به این نمایش نه گفتند و از حق انتخاب خویش برای اینکه تماشاچیان خاموش این نمایش نباشند استفاده کردند. تحصن حرکت جالبی بود شاید برای کسانی که هنوز به مقدس بودن کلام خامنه ای اعتقاد دارند ، این تقدیس را خدشه دار کرد. اما تحصن نتیجه بسیار جالبتری داشت. متحصنین به انتظار حمایت مردم کفشها از پای در آورده بودند و بر زمین مجلس خانه کرده بودند. مردم اما نیامدند. تحصن نشان داد که مردم به اصلاحطلبان پشت کردند. و آنان را جزیی از حکومت دانستند. تحصن نشان داد که مردم تمامیت این حکومت را نه می گویند. نه تنها جناح فلان را. مردم به حکومت پشت کرده اند. سالهاست چنین کرده اند. سالی چند نیز پدیده اصلاحات را امتحان کردند و آبی از آن گرم نشد. اما بین پشت کردن مردم به حکومت تا تعویض این حکومت راه درازی باقی است. متاسفانه اپوزیسیون قوی و دارای برنامه ای وجود ندارد که بتواند از این نیروی مردم و این حرکت مردم استفاده ای جز شعار دادن داشته باشد. این حرف من شاید به خیل ها بر بخورد ولی حقیقت این است که هر کسی که فکر می کند که سازمان و گروهش آلترناتیوی برای فردای ایران است در رویای شیرینی به سر می برد. این آلترناتیو در حال حاضر وجود ندارد. وجود یک آلترناتیو قوی به معنی داشتن برنامه است. امروز همه در انتظارند. انتظار اینکه چه می شود . چه می کنند ، و در جواب چه کنیم. حضور یک آلترناتیو به این معنی نیست که بنشیند و از شهرهای مختلف خبر تهیه کند که مثلا مردم در فلان جا فلان کار کردند و اینها را ثبت کند . وظیفه یک آلترناتیو قوی استفاده از این حرکت هاست و سازماندهی آنها و جایگزین کردن عمل به جای انتظار. این آلترناتیو قوی امروز وجود ندارد. با خواندن اعتراضات و شورشهای خودجوش کوچک و بزرگ مردم در این جا و آنجا دل خوش نکنیم. این اعتراضات باید سامان داده شود وگرنه تنها هزینه ای را به دوش این مردم خواهد گذاشت. اندیشه کنیم و راه چاره ای دست و پا کنیم تا به جای پاسیو بودن و منتظر حرکت حریف شدن ، راهکردی بیابیم. امروز یکشنبه است. مردم در روز جمعه به جمهوری اسلامی نه گفتند. و امروز همه نشسته ایم تا ببینیم جمهوری اسلامی چه خواهد کرد. این انتظار حرکت نیست. بی حرکتی محض است. سکون است. رکود است . و نتیجه ای بجز دوگام به پس ندارد. می گوییم که مردم با ما هستند. اما آیا ما با مردم هستیم ؟ آیا ما مردمی هستیم ؟ آیا ما مردم هستیم ؟