بحث امشب آقای جهانبگلو بسیار جذاب بود. یک سری مفاهیم و معانی برایم باز تر شد و به همراهی دوستانم کلی کتاب هایش را خریدیم که نوبتی بخوانیم. همانطور که گفتم بحث ایشان در باره مفهوم روشنفکری و نگاهی به چهار دوره روشنفکری در ایران بود. یکی از دوستان هم در نظرخواهی مربوط به خبر سخنرانی صحبتی کرده است مبنی بر اینکه روشنفکر یعنی انسان معترض. به نظر من این معنای کاملی به کلمه روشنفکرنمی دهد. انسان معترض ؟ اعتراض به چی ؟ آیا هر معترضی روشنفکر است و هر اعتراضی نشان از فکری تفکیک گر و نقاد دارد ؟ با این ترتیب آیا ما می توانیم به آقای خمینی لقب روشنفکر بدهیم و به آقای رجوی هم ؟ یکی از خصوصیات روشنفکر خود آگاهی است ، آیا معترض بودن ضامن خود آگاهی است ؟ روشنفکر در پی حقیقت و دروغ گریز است ، آیا معترض بودن ضامن مقابله انسان با دروغ است؟ جهانبگلو در مورد رابطه روشنفکر و خشونت گفت : روشنفکر خشونت پرهیز است و انتقام جویی در خصوصیت روشنفکری نمی گنجد، چرا که روشنفکر انسانی است که رو به جلو دارد . مطلبی که جهانبگلو در رابطه با حقیقت بیان کرد تعریف بسیار زیبایی از آن داد. حقیقت افق است ، هر قدر به آن نزدیک شوی از تو دورتر می شود. کار روشنفکر امید دادن نیست . پرسش او در باره شناخت است و نه امیدواری . امید دادن کار دین است. روشنفکر خرد محور است ، و خدا محور نیست. به این ترتیب تکلیف ما با اصطلاح روشنفکر دینی هم روشن می شود. جهانبگلو در این مورد اصطلاح جالبی استفاده کرده است. روشنفکر دینی ، دایره ای است که مربع است. در مورد ایدئولوژی و رابطه آن با روشنفکر حرف بسیار جالبی زد> یکی از عملکرد های روشنفکر طرح سوال و پرسش است. روشنفکری که پرسشگر نباشد ایدئولوگ است. جهانبگلو از ویژگی های موج چهارم روشنفکران در ایران نام برد : *از هرگونه مهندسی اجتماعی اجتناب می کند. *از هر گونه تفکر تک پندار اجتناب می کند *از هرگونه ایدئولوژی اجتناب می کند . *روند جهانی بودن را به مراتب بیشتر از جهانی شدن تبلیغ می کند.
البته در جاهایی با جهانبگلو مشکل هم پیدا می کردم. گفته ایشان را مبنی بر اینکه متفکرانی مثل آل احمد و شریعتی پشت سر گذاشته شده اند بیشتر به یک آرزو شبیه است تا واقعیت. تعاریف ایشان را در مورد خشونت پرهیزی و جستجوی حقیقت و تک پندار گریزی و اجتناب از ایدئولوژی در مورد روشنفکر بسیار قبول دارم ، راستش با اتکا به همین تعاریف بود که خیلی ها را هرگز روشنفکر خطاب نمی کردم. انقلابی شاید. اما روشنفکر ، نه .( یادمان نرود که در جای خودش خمینی و هادی غفاری هم انقلابی بودند :)
من کتابی از جهانبگلو نخوانده بودم و اطلاعات من از اندیشه او به خواندن مقالات پراکنده از او محدود می شد. امشب با برخوردی که با ایشان داشتم متوجه شدم که نزدیک بود شانس بزرگی را در شناخت عمقتر از اندیشه های یکی از آزاد اندیشان بزرگ ایرانی در عصر کنونی از دست بدهم. شخصا سمپاتی زیادی نسبت به او پیدا کردم و مطالعه نوشته های او را به همه توصیه می کنم. اگر به کتابهای جهانبگلو دسترسی ندارید ، نوشته های او را روی اینترنت در نشریات گفتگو و ارغنون و نیز سایت خودش می توانید بیابید. با یک جستجوی گوگل هم به مقالات بسیار مفیدی از رامین جهانبگلو دست می یابید.