February 1, 2004

گزارش جلسه امروز در استکهلم در جهت تحریم فعال انتخابات در ایران.
جلسه ساعت 2 تشکیل شد و با بحث های همیشگی در مورد لزوم شرکت فعالانه وحمایت از مردم ایران در حرکتی که بر علیه جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
در چند مورد همه توافق داشتند
1ـ لزوم تاکید بر این مسئله که ما خواستار انتخابات آزاد در ایران هستیم. یعنی دفاع از حق تمامی انسانها برای انتخاب شدن و انتخاب کردن. و این مسئله با تحصن مجلسیان و رد یا قبول صلاحیت هیچ وجه مشترکی ندارد. ما حق تمام انسانها را برای انتخاب شدن به رسمیت می شناسیم و هیچ مقامی قادر به گرفتن یا دادن این حق به کسی نیست.
2ـ مخالفت این جمع با کلیت حاکمیت و تمامی جناحهای موجود ( یا جناحهای آتی ) جمهوری اسلامی . به رسمیت شناختن این حقیقت مسلم که جمهوری اسلامی و قوانین غیر بشری اش فاقد توانایی های لازم برای هر گونه اصلاحات هستند و مایل و قادر به تامین امنیت اجتماعی و سیاسی ملت ایران نیستند
3ـ مطرح کردن خواست لغو هر گونه پشتیبانی سیاسی دولت سوئد از دولت ایران. و نفی به رسمیت شناختن مجلسی که در ایران بعد از انتخابات تایین می شود
4ـ مطرح کردن خواست دخالت و نظارت سازمان ملل در جهت برگزاری انتخاباتی آزاد مطابق با قوانین بین الملی در ایران.
5ـ لزوم گسترده شدن این حرکت ، تماس با دوستان در کشورهای دیگر و در صورت امکان به وجود آوردن هماهنگی در به وجود آوردن حرکت های مشابه در کشورهای دیگر.

خلاصه بعد از کلی بحث و شاخ و شونه کشیدن برای هم ( آخ که این مردا چقدر حرف می زنند) سر این کلیات به توافق رسیدیم و قرار شد هیاتی تایین شود که تا روز انتخابات ( با امکان تمدید برای به تاخیر افتادن انتخابات ) برای ترتیب دادن برنامه های لازم و تماس با مقامات و مطبوعات سوئدی انتخاب شود.
این جا یه خورده مشکل شروع شد و بحث های پیرامون آن به درازا کشید
یکی از گروههای مشروطه خواه ( که بهشان می گفتیم سلطنت طلب بهشان بر می خورد ) با چند تن از اعضایشان در این جمع بود و یکی از آنها کاندید شد . من خودم یکی از معترضان بودم که به حضور ایشان چه در امروز و چه در روز تظاهرات احترام می گذارم اما به هیچ وجه نباید این تظاهرات جنبه گروهی داشته باشد و هیچ گروهی حق علم کردن عکس رهبرشان را ندارند. نه مریم و مسعود، نه منصور حکمت ، نه رضا پهلوی ، نه فرخ نگهدار . همانطور که آن دوستان مسلما نمی خواهند که کسانی عکس مریم و مسعور را بیاورند و فردا بگویند در استکهلم تظاهرات داشتیم ، من هم نمیخواهم زیر علم رضا پهلوی یا هر گروه دیگری بروم.باید با تاکید بر اینکه این عمل در جهت حمایت و پشتیبانی از مردم ایران است و فراگروهی است باید حرکت کنیم. دوستان گفتند که ما نمی توانیم از طرفدارانمان بخواهیم که عکس نیاورند و دوستانی دیگر گفتند که خیلی خوب هم می توانیم و انتظامات تظاهرات باید این کار را هم انجام دهد.
شاید بگویید که این دعوا ها بی جا بود. من چنین فکر نمی کنم. من خودم یکی از پاهای این بحث بودم . و چرایش را می گویم.
دو سال پیش در تظاهراتی به منظور حمایت از حرکات دانشجویی در استکهلم شرکت کردیم. مردم زیادی بودند و تظاهرات به خوبی انجام می شد. یکی از این سلطنت طلب های مافنگی اینجا که یک رادیو هم دارد، به مدت 10 دقیقه بلند گوی شعار را در دست گرفت. بعد هم دیگر دستش نبود. ما فکر کردیم اتفاقی نیافتاده. تا آنکه بعد ها شنیدیم رضا پهلوی در مصاحبه ای گفته است که تظاهراتی در استکهلم توسط طرفداران او سازمان داده و انجام شده بود. و به این ترتیب با این 10 دقیقه شعار دادن این آدم که به شعبان بی مخ استکهلم مشهور شده است ( فقط که وبلاگستان شعبان بی مخ ندارد ) همه این جماعت رفتند زیر پرچم رضا پهلوی..به همین سادگی.
در تظاهرات 18 تیر امسال ، در شهر یوتبوری که اعلام شده بود همه از همه گروهها می توانند شرکت کنند ، سلطنت طلب ها عکسی از تظاهرات را که یک نفرشان یک عکس از رضا پهلوی بلند کرده بود روی سایت مشروطه خواهان قرار دادند و تظاهرات را به نام مشروطه خواهان عنوان کردند. دوستانی به این عکس و این مطلب اعتراض کردند و عکس از سایت برداشته شد.
من این حرکت ها را شارلاتینزم سیاسی می دانم ، قبلا مورد سوء استفاده قرار گرفتیم و دیگر نمی خواهم. تصور من این است که مردم ایران مایل به داشتن حکومتی دمکراتیک هستند . و نظام شاهنشاهی شانس خودش را داشت و امروز دیگر قصد پیشروی مطرح است و نه قصد عقب گرد سیاسی. وجود و حضور حزب مشروطه خواهان ، سلطنت طلبان ، و دیگر گروهایی از این قبیل را کتمان نمی کنم و در ایرانی آزاد اگر اینها رای آوردند اصلا نیاوران دو دستی در خدمت آقا رضا و طایفه اش که بنشینند و به مفت خوری و شکم پروری بپردازند. اما تا آن زمان نه ایشان و نه گروه دیگری حق ندارد از تظاهراتی که برای حمایت از مردم انجام می شود به نفع گروهها و سازمانهای خود استفاده کنند. اگر مایل به حرکت مستقل هستند می توانند حرکت مستقل خود را سازمان دهند. اما وقتی در حرکت فراگروهی شرکت می کنند قرار نیست که این حرکت را با عکس ها وشعارهای گروهی شان به زیر پرچم خود بکشانند.
فکر می کنم جنگ اول به تر است تا دعواهایی که احتمالا در آنجا و در میان مردم بر سر چگونگی کار پیش خواهد آمد. و این جنگ را از همین ابتدا داشتیم. و مسائل روشن شد.
چند نفر به پیشنهاد دیگران و چند نفر هم خودشان داوطلب شدند که در هیات اجرایی برگزاری تظاهرات باشند. و چند نفر انتخاب شدند.
همانطور که گفته شد قرار است در ظرف سه هفته ای که به انتخابات مانده است این جمع فعالیت خود را متمرکز کنند روی درخواست انتخابات آزاد با نظارت سازمان ملل طبق قوانین بین الملی، و به رسمیت نشناختن مجلسی که در نتیجه این انتخابات احتمالی به وجود خواهد آمد ، از طرف دولتهای اروپایی و بازار مشترک اروپا.
فکر می کنم حساسیتی که مقامات بین الملی به مسئله نشان می دهند ، اینکه بازار مشترک به شیوه انتخابات اعتراض کرده است ، و اینکه روزی نیست که در مورد انتخابات ایران نوشته نشود مقدمه خوبی است که این جمع و این حرکت بتواند به مقاصد خود ، هر چند مختصر ، برسد.

راستی، امروز خبر شدم که اتحاد جمهوریخواهان ( بخوان اتحاد اکثریتی ها و توده ای ها و شرکا) انتخابات را تحریم کرده است. مبارک باشد عزیزان. دو هفته پیش که کنفرانس داشتید راست رفتید و راست آمدید و انگار نه انگار ، الان که وزیر کشور هم انتخابات را تحریم می کند به زبان می آیید. این پیشرو بودنتان همه را کوشته :)))می زاشتید خامنه ای هم تحریم می کرد بعد اعلام می کردید عزیزان.
******************************
مصاحبه با شادی صدر در مورد کنفرانس مجمع اجتماعی جهانی در هند

سلاطین آبرو دار، زنان بی آبرو، نوشته ای از نوشین احمدی

مقايسه تطبيقي سن ازدواج و شرايط مربوط به آن در چند كشور اسلامي

زن ذلیل

*****************************
یک خرده خنده :
چند روز بود که هی داشتم به مغزم فشار می آوردم که نخست وزیر ایران کیه، آقا هر چی به این مخ دوزاری فشار آوردم نتیجه نگرفتم. تقریبا تمام وزرا را شمردم ولی جای نخست وزیر خالی بود.ای بابا، نخست وزیر کی بود آخه. حالا به چه دردم می خوره مهم نیست ها، دردی از من درمان نمی شد ، اما مثل خوره افتاده به جونم که چرا من اسم نخست وزیر را به خاطر نمی آورم.
خلاصه..امروز با عزیزی در ایران داشتم گپ می زدم وخبر ها را می دادیم و می گرفتیم و یکهو پرسیدم ببین عزیزم..نخست وزیر الان کیه ؟
گفت : خانم ساعت خواب، از سال 68 که دیگه طبق مصوبات مجلس پست نخست وزیری حذف شد.
اصلا حواسم به این نبود، عجب سه ای کردم، پاک یادم رفته بود .
گفتم : اِ.....پش مشدق رفت ؟؟؟
*****************************
پ.ن ، یکی از دوستان در نظرخواهی قبلی پرسید که قصد و غرض از این گرد هم آیی چیست. امیدوارم تا حدی جواب داده باشم. یک نکته را باید اضافه کنم
دوستان، من فکر می کنم که ما که در خارج از کشور هستیم می توانیم و باید امکان خوبی برای رساندن صدای مردم ایران به گوش جهانیان باشیم. فکر می کنم که باید از تمام توان و انرژی خود استفاده کنیم و به جوامع بین الملی مرتبا خاطر نشان کنیم که رژیم جمهوری اسلامی مشروعیت ندارد و خواست ملت ایران برکناری رژیم ج.ا و جانشین شدن یک دولت دمکراتیک و سکولار است. شاید به نظر خیلی ها این حرکات بیهوده بیاید ، اما من اینطور تصور نمی کنم. من فکر می کنم که حرکات ما هر چند که در سطح کوچکی انجام میشوند بازتاب خودش را در جوامع بین الملی دارد. فکر می کنم این دین را به مردمی که در ایران برای ذره ای اعتراض از جان خود مایه می گذارند داریم که امروز که در فضای دمکراتیک قادر به بیان عقاید خود هستیم از این فضا به نفع مردم خود استفاده کنیم. در حد توان خود، در حد امکانات خود، اما مباد که خاموشی گزینیم و بر این تصور باشیم که خاموشی بهتر از سخن گفتن است.

پ. ن 2 ، بابا کی می گه ملت تو ایران تفریح ندارند. این کمدی درام شور انگیز مجلس که انگار پخش مستقیم هم میشه هم فاله هم تماشا.
لینک گزارش لحظه به لحظه از استعفای نمایندگان مجلس را از وبلاگ شبح پیدا کردم. شما هم بخوانید.
جالب تر از همه اینه که هنوز همه این نماینده ها می گن شکایت پیش رهبر می برن. اون خودش رئیس دزداست ، شما می خواین شکایت دزدی ببرین پیشش ؟ این امام زاده کور می کنه. شفا نمی ده. بعد از این همه سال این را نفهمیدین و اسم خودتان را گذاشتین نماینده ملت ؟

[ 20:13 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35