بر و بچه های پاریس در امر جمع آوری کمک برای زلزله زدگان بسیار فعالند کمیته یاری رسانی به زلزله زدگان بم ـ پاریس ، همایشی تدارک دیده است. اینجا ببینید
دوستانی در مورد لوگو و اینکه چرا جمهوری اسلامی را مسئول این فاجعه می خوانیم سوال کردند ، هاله عزیز خیلی خوب توضیح داده است. که می توانید به نوشته اش مراجعه کنید من هم سعی می کنم به سهم خودم این نظر را توضیح دهم. به نظر من هر دولتی مسئولیت جان شهروندان خود را به عهده دارد و موظف است در هر شرایطی بهترین امکانات زیستی را در برای آنها فراهم آورد و در صورت اطلاع از رخ دادن حادثه ای ، پیشگیری های لازم را انجام دهد و در صورت رخ دادن حادثه و یا فاجعه ای ، از تمام امکانات دولتی و اجتماعی موجود استفاده کند تا انسانها کمترین آسیب ممکن را ببینند و به بهترین شکل ممکن مورد همیاری و درمان و کمک قرار گیرند. در شرایط بهرانی کودکان و افرادی که به سنین قانونی نرسیده اند در اسرع وقت زیر چتر نیروهای دولتی ـ اجتماعی قرار می گیرند تا از گزندهای اجتماعی مصون بمانند. تمام اینها قوانین ساده اجتماعی است که امروز که در آستانه هزاره سوم به سر می بریم در کشورهای متمدن به آن عمل کرده می شود ، مسائل بسیار ساده ای که در کشورهای متمدن جزو بدیهات است. آنچه در کشور ما رخ داد یک حادثهً غیر قابل پیشبینی نبود. علم امروز قادر به پیش بینی وقوع حوادثی از قبیل زلزله است. اگر حقیقتا دستگاههای لازم برای اطلاع از این تغییرات در زمین در کشور ما وجود ندارد ، دولت موظف به تهیه این تجهیزات است. این اولین بار نیست که زمین لرزه در ایران خرابی و کشتار به بار می آورد، دولت موظف است که مساکن مردم را از نظر ایمنی مورد بررسی قرار دهد و تسهیلاتی جهت وصول به موازین ایمنی در کشور فراهم کند. ما می بینیم که نه تنها چنین کاری در مورد بنا های قدیمی و خانه هایی که از ساخت سنتی برخوردارند انچام نمی شود بلکه ساختمان های جدیدی که بنا می شوند نیز فاقد این موازین هستند و براحتی همان ساختمانهای قدیمی فرو میریزند. گناه را نمی توان و نباید به گردن مشتی سرمایه داران سودجو به نام معماران و بساز و بفروشان انداخت، سودجویان در هر جامعه ای وجود دارند. در همین جامعه سوئد بسیارند شرکت هایی که اگر امکان تقلب و کمفروشی و کمکاری در امر ساختمان سازی را داشته باشند ، مسلما این کار را خواهند کرد، این وظیفه دولت است که ساختمان سازی را سرپرستی کند و بنایی را که از نظر امنیتی ، ارزش سکنی ندارد ، جواز ندهد. در صورتی که می دانیم و می دانید که دقیقا عکس آن صادق است. در صورت وقوع حادثه وظیفه دولت است که بهترین سرویس را به آسیب دیدگان بدهد و آنان را در زیر چتر خود بگیرد. خودتان شاهد هستید که هرگز چنین نبوده است. در صورت بی سرپرست شدن کودکان وظیفه دولت است که سرپرستی از کودکان را به عهده بگیرد، در چنین شرایطی خطر دزدیده شدن کودک بی سرپرست به هیچ عنوان نگرانی اجتماعی را به وجود نخواهد آورد. در صورت وقوع حادثه وظیفه دولت است که زیان مالی آسیب دیدگان را تامین کند و برای شخص آسیب دیده امکانات رفاهی مناسب زندگی، مسکن و امکان کار و ادامه زندگی را به وجود بیاورد. در شرایطی مثل کشور ایران که در خط زلزله قرار داشته است، جدای از تمام پیشگیری ها و محکم کاری ها ، دادن آموزشهای لازم به مردم جهت پیشگیری و کمک و همیاری ، از شرط های لازم است. چنین آموزشهایی در کشور ما هرگز وجود نداشته و ندارد. همه ما شاهد برخورد دولتی با مسئله هستیم. دولت به هیچ کدام از وظایف خود عمل نمی کند، دولت آنچنان بی مسئولیت نسبت به شهروندان خود رفتار کرده است که چنین خواستهایی از این دولت گاها خنده دار به نظر می آید، این در حالیست که اینها حقوق طبیعی شهروندی در یک جامعه که با اصول سالم اجتماعی اداره می شود است. مقایسه این حقیقت ساده که در گوشه ای از دنیا زلزله ای با قدرت مساوی کمتر از ده نفر کشته می دهد و در جای دیگری نزدیک به نیمی از جمعیت شهر از بین می روند ، نشانگر این امر است که اگر جلوگیری از وقوع زلزله و یا دیگر وقایع طبیعی غیر ممکن است ، اما می توان از وقوع فجایع جلوگیری کرد. می توان مساکنی مطابق با استانداردهای امنیتی مخصوص زندگی در خط زلزله برای مردم تهیه کرد. مسلما به سرمایه گذاری بسیار انبوهی احتیاج دارد اما ما در یک کشور فقیر زندگی نکرده و نمی کنیم. حتی اگر دوباره سازی خانه های قدیمی را غیر ممکن تلقی کنیم ، که توجیح قابل قبولی نیست ، فروریزی خانه های جدید را چگونه توجیه می کنیم ؟ نگاهی به شیوه کمک رسانی بیاندازیم . این انسانها که در پای کانتینر ها و کامیون ها برای قدری نان و چند دانه کنسرو بر سر و روی یکدیگر می کوبند ، انسانهای شریف و با آبرویی بودند که زمانی مثل هر کدام ما زندگی می کردند. امروز اگر به این شیوه مورد تحقیر و توهین قرار می گیرند و مجبورند به ضرب مشت و لگد اندکی آذوقه برای سیر کردن شکم خود و باقیماندگان خانواده خود یا پتویی که از گزند سرما محفوظشان بدارند ، فراهم می کنند از بی لیاقتی توزیع دولتی در منطقه است که شان انسانی این آسیب دیدگان را نیز رعایت نمی کند. به این دلیل ساده ، این نظام حاکم در محل وقوع و تکرار فجایع است که مقصر است، و در فاجعه بم این جمهوری اسلامی است که با نپرداختن به پیشگیری های لازم موجب وقوع فاجعه شد و با بیکفایتی در امر کمک رسانی و دادن تامین های لازم جانی و اجتماعی ، انسانهای زجر کشیده را به بی اعتمادی مطلق نسبت به عملکرد دولت راهنمایی کرد. ایران در خط زلزله واقع شده است. دیروز رودبار، امروز بم و فردا ....شاید تهران . به تهران بزرگ نگاه کنید، به خانه هایی که در آن زندگی می کنید نگاه کنید، به خانه همسایگان و دوستان خود فکر کنید. به راستی اگر در تهران زلزله ای حادث شود ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ از بین رفتن نیمی از جمعیت 12 ملیونی تهران بزرگ را چه گونه تاب خواهیم آورد؟ حتی نه نیمی که تنها یک دهم این جمعیت نیز ؟ مسئله به هیچ عنوان ماهی گرفتن از آب گل آلوده نیست و قصدی بر مبنای سیاسی کردن واقعه ای طبیعی وجود ندارد. دلایلی که مطرح کردم دلایلی حقیقی است . که با دیگر گونه بودن دولت بسیار متفاوت می بود . به این دلایل است که من مسئول فاجعه بم را جمهوری اسلامی می دانم.