January 31, 2004

اطلاعيه

20 فوريه برابر با اول اسفند1382 روز برگزارى انتخابات ضد دمكراتيك مجلس شوراى اسلامى در ايران است، براى اعتراض به اين انتخابات و حمايت از حقوق ملت ايران ،ما جمعى از ايرانيان در پى آنيم كه اعتراض گسترده اى عليه جمهورى اسلامى و جلب حمايت افكار عمومى د ر دفاع از حقوق ملت ايران در 20 فوريه در مقابل مجلس سوئد برگزار كنيم . براى مشاركت هرچه گسترده تر و سازماندهى هرچه موًثرتر اين اعتراض از كليه ايرانيان علاقمند دعوت مىكنيم در جلسه تبادل نظروتصميم گيرى دراين مورد، در روز يكشنبه1 فوريه در ساعت 2بعداز ظهر گردهم آئيم.

FOLKETHUS RINKEBY مكان:
زمان: ساعت 2بعدا ظهر 1 فوريه
24 ژانويه-04
جمعى از ايرانيان مقيم استكهلم


[ 9:47 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 30, 2004


*****************************

...از كرامات شيخ ما چه عجب

مي گه : اگر يك نفر هم به ناحق ردصلاحيت شود از حق او دفاع مي كنم.
سوال : چه جوري از حق او دفاع مي كني ؟ همانجوري كه از دانشجو ها دفاع كردي ؟
مي گه : انتخابات رقابتي به اين معنا نيست كه افرادي كه صلاحيت ندارند حتما بايد در انتخابات شركت كنند، بلكه ما كاملاً تابع اين امر هستيم كه افرادي كه بي صلاحيتي آنها با مدرك مشخص شده است، از هر جناح و گروهي كه باشند حق شركت در انتخابات را ندارند.
رد صلاحيت شدن از نظر شما اصلا يعني چه ؟ آيا اين رد صلاحيت و كل معركه اي كه راه انداخته ايد به معني اين نيست كه به قوه تشخيص مردم اعتماد نمي كنيد و فكر مي كنيد بهتر از ديگران مي دانيد و بايد برايشان تصميم بگيريد كه كي انتخاب بشه و كي نشه ؟ كسي كه با شعار مردم سالاري و جامعه مدني روي كار آمد امروز در كنار ديگر شيخهاي دولت مدار به طرفداران تئوري شبان و رمه اي پيوسته است. بعد انتظار داريد مردم از شما حمايت هم بكنند ؟

دعوا در اينجا سر مردم و حقشان در انتخاب كردن و انتخاب شدن نيست. سر لحاف ملاست. انتخابات آزاد و آزادي انتخاب براي آقايان مطرح نيست. سر يار گيري كم آورده اند.

اين را از هادي داشته باشيد:

داده به شما ملت ايران نظرش را
اي اهل تحصن بگذاريد درش را
در باب تحصن خبر اين بود که حتا
تعقيب نکردند خلايق خبرش را
ماشين حکومت موتورش سوخته ، باري
تعمير چه حاصل دم آخر سپرش را


[ 12:15 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 29, 2004

می دانستند دندان
برای تبسم نیز هست
و
تنها
بر دریدند.
(شاملو)

[ 23:45 | مهشيـد | 0 دنبالک ]



ماچت مي كنم ها !!!!


ليست نامزدهاي اسكار اعلام شد و چشمم به دنبال نام نفس عميق مي گشت.كه نبود. اما نام آشناي آغداشلو را ديدم.
چه كسي هست كه فيلم سوته دلان را ديده باشد و عاشق اين زن نشده باشد و بارها در دلش به سبك بهروز نگفته باشد : ماچت مي كنم ها...
امروز شهره آغداشلو به عنوان بازيگر زن نقش دوم يكي از چهار تن افرادي است كه نام برده شده است. براي شهره خوشحال شدم. تاييد
بزرگي براي هنرش گرفت.
**************************

پناهجوی ايرانی در مالزی خود را به آتش كشيد و جان داد

رنج زنان در يکتاتوری صدام.رابرت فيسک

ازبم تا استکهلم
******************
خداي نكرده يادمان نرفته كه بحث و تبادل نظر براي چيست؟ ها ؟ يادمان رفته ؟
يه وقت فكر نكنين كه بحث و تبادل نظر يعني تبادل اطلاعات و اطلاع از نظرات همديگر ....نه .اصلا اين طور نيست . ميگيد نه يه نگاهي به وبلاگستان , اين مهد دمكراسي بكنيد. گاه فكر مي كنم اگر اين شيشه هاي بين ما وجود نداشت , اين ملت دست به كي بورد همديگر را تكه تكه مي كردند.
من كه ديگر دارد حالم از اين جوي كه در وبلاگستان در رابطه با انتخابات به وجود آمده به هم مي خورد. از اين جو مغرضانه و دشمنانه . از اين همه " هر كي مثل من فكر نكند خر است " , از اين همه خطكشي ها .
قربانش برم همه مون هم يه پا دمكراتيم.


[ 13:01 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 27, 2004

گزارشی از یکی از ستاد های یاری رسانی به زلزله زدگان بم را در این آدرس می توانید بخوانید. ( فایل آکروبات است) این ستاد در ایران تشکیل شده و فعال است.

چند لينك مفيد:
در حالي که تنها 21 درصد شرکت کنندگان در آزمون اختبار کانون وکلاي دادگستري مرکز زن بودند، 8 نفر از ده نفر اول را زنان تشکيل مي دهند.

من مرده ام!

وزیر بهداشت: به دلیل مسائل اعتقادی نمی توانیم به روسپیان آموزش جنسی بدهیم
آخ كه اين شرم و حياش منو كشته!!!!

اگر اين مردها بودند كه عادت ماهانه مي شدند

خشونت عليه زنان را گزارش كنيد

سخنرانی آرنوداتي روی در همايش مخالفان جهانروائی (مومبائی):

حتما خبر داريد كه دانشجوي زاهداني كه دزديده شده بود پيدا شد. دوستمان در وبلاگ زن در اين مورد نكته هاي جالبي دارد.

خاتمي: نگراني بزرگ‌تري از ردصلاحيت‌ها دارم
و آنهم اين است : شنيده ام كه قيمت سوراخ موش داره به شدت بالا مي ره.

وزير کشور: امکان برگزارى انتخابات آزاد، سالم و رقابتی نداريم
اي بابا....پس بگو همه اين مشكلات براي اينه كه امكانات نداريم.


[ 7:00 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 26, 2004


راستی کبری چقدر فرصت دارد؟ چقدر از مهلت یک ماهه او باقی مانده است؟
هنوز برای امضای اعتراض نامه فرصت هست. با کلیک کردن روی عکس بالا می توانید در امضای این اعتراض نامه اقدام کنید.
می گویید آیا اثری دارد ؟ نمی دانم، هیچ نمی دانم. فقط می دانم که کبری همسن دختر من است. و دخترم زندگی ای در پیش رو دارد ، زندگی ای که حق هر انسانی در سن اوست
این امضا ها، این نام ها که جمع می شود همه و همه به خاطر آن است که صدای کبری به گوش دنیا برسد. که هر چه ممکن است افراد بیشتری از زندگی کبری بدانند و برای نجات او بکوشند. هر کسی هر چه که می تواند باید انجام دهد ، برای کبری، برای کبری ها ، و برای آنکه دیگر برای کبری ها نیاز به جمع کردن امضا نداشته باشیم.

*******************************

این دوست تازه واردمون با اینکه زنه !!! اما خیلی خوب می نویسه ها
:)))

راستی، قبلا برای نوشیدن چای تلخ به کجا می رفتید ؟ فراموش کنید، چای تلخ را اکنون با همه تلخی اش می توانید در خانه جدیدش بنوشید.
(گول تشکر هایی را که از من کرده نخورید.من در درست کردن خانه جدید کاره ای نبودم )
کیمیا رو هم بعد از اسباب کشی تو این محله می تونین پیدا کنین .
سیپریسک هم رفت خانه جدید. این بلاگ اسکای نامرد خیلی از بر و بچه ها رو در بدر کرده ها. هر کی اسباب کشی کرده و گذرش اینجا ها می افته یه بیز بزنه که به بچه ها خبر بدیم. این کمترین کاری هست که می تونیم بکنیم.

*******************************
امروز کنفرانس " کشتار خلق ها " در استکهلم آغاز به کار کرد. نخست وزیر اسرائیل ، آریل شارون هم با جلال و جبروت وارد شد . همانطور که گفتم قرار است در مورد جنایات اسرائیل در فلسطین کلامی به زبان نیاید. شتر دیدی ، ندیدی.
در مرکز شهر استکهلم تظاهراتی توسط آنارشیست ها، مدافعان سوسیالیسم انقلابی و سازمانهای مدافع حقوق بشر اجرا شد. تقریبا 500ـ 600 نفر که اکثر جوان بودند در این تظاهرات حضور داشتند و شعارها عمدتا در جهت بایکوت اسرائیل و آمریکا بود.
نه به تروریسم دولتی، نه به اشغال سرزمین ها. نه به جنگ آمریکا بر علیه جهان چند تا از شعارهایی بود که روی پلاکاد ها نوشته شده بود.
******************************
اگر به شما بگویند که در یکی از کشورهای اروپایی ، چند نفر آدم را سه ـ چهار ماه در یک خانه زندانی می کنند و تمام تماسشان را با دنیای خارج قطع می کنند. و تمام حرکات این انسانها با دوربین هایی که در همه جا ، حتی در توالت و حمام ، نصب شده است ، بیست و چهار ساعته فیلم برداری می شود و برای همه کس قابل دیدن است شما چه می گویید ؟ یعنی که تمام حرکات اینها، همخوابگی شان، خوردن و خوابیدنشان و دست شویی رفتنشان در مقابل چشم همه گان قرار دارد. آیا این مسئله به نظرتان نقض حقوق بشر نمی آید ؟ آیا این توهین به شخصیت و شعور انسانها نیست و بی احترامی به کرامت انسانی نیست ؟ دلتان نمی خواهد که برویم یه پتیشن بنویسیم و برای آزادی این انسانها امضا جمع کنیم ؟
اگر بگویم که این آدمها برای اینکه بتوانند به این مقام برسند و در این خانه جای بگیرند کلی با دیگران رقابت کرده اند و الان هم فکر می کنند که شاخ غول را شکسته اند ، آنوقت چه فکر می کنید؟
آنچه خواندید ، تعریف برنامه ای بود که در سوئد و اکثر کشورهای اروپایی یکی از پرطرفدار ترین برنامه های تلویزیونی شده است. تعدادی زن و مرد که در یک خانه به مدت 100 روز حبس می شوند. اینها قبل از این همدیگر را نمی شناختند ، و بعد 100 روز با هم سر و کله می زنند. پشت سر هم جلوی دوربین بد می گویند ، با هم بر علیه دیگری دست به یکی می کنند که او را از جمع بیرون بیاندازند. شبانه به زیر لحاف همدیگر می خزند و با هم عشق بازی می کنند. و مردم هم نشسته اند به تماشا، روی نت یا در تلویزیون..که ببینند امروز کی با کی دعوا کرده و یا کی با کی خوابیده. اسم این برنامه انتلکت صفر هست " برادر بزرگ " . این اسم از همان فیلم 1984 سال گرفته شده است. و نمایشی فجیع است از حقارت انسان و اینکه آدمها برای پول حاضرند به هر حقارتی تن بدهند. آنکس که در انتها در خانه باقی بماند 500 هزار کرون برنده خواهد شد. به نظرتان می ارزد ؟
برنامه " برادر بزرگ " یا همان " Big Brother" هر سال دو بار ، در هر کشور تجدید می شود یعنی هر سال دو سری آدم برای دست یابی به این پول برای مدتی از یاد می برند که آدم هستند و قرار نیست برای پول به هر خفت و خواری تن داد.
*****************************
مسئله ای در مورد بی خانمان های سوئد هست که باید گفته شود.
زمانی که من به سوئد آمدم ، 17 سال پیش، گفته می شد که سوئد 20ـ 30 نفر بی خانمان دارد. اکنون این رقم به بیش از هزار رسیده است. می دانم که در مقایسه با ایران و یا آمریکا رقم بی مقداری به نظر می آید. همانطور که زمانی که از ایران می رفتم معضلی به نام کودک خیابانی نداشتیم، در حالی که اکنون در خیابانها موج می زنند. اما چیزی که فراموش می کنیم فرقی است که دولت سوئد با دولت ایران قرار است داشته باشند. دولت سوئد اسما با سیستم سوسیال دمکراسی اداره می شود. اسم دولت رفاه را یدک می کشد.
این انسانها واخورده های اجتماع هستند ، آری. اکثرا معتاد به الکل و مواد مخدر هستند ، آری. اما انسان هستند. چیزی که معمولا فراموش می شود. انسان هستند و حق دارند که در دولت رفاه از مزایای انسان بودن بهره مند شوند. در سوئد شما حتی یک سگ ولگرد نمی بینید. اما شکاف بین طبقات چنان عمیق شده است که فقر و بیخانمانی به سرعت رشد می کند. اعتیاد از پی آمد های فقر و شکاف طبقاتی است. پس دیگر نگوییم 1000 نفر چیزی نیست.



[ 20:17 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 25, 2004

چند سال پیش ، در یک روز ملایم بهاری ، با چند تن از آشنایان تصمیم گرفتیم به کنار آب برویم. جایی که هم زیبا و با صفا باشد و هم کافه ای باشد که بشود نشست و قهوه ای خورد و گپی زد. یکی از محل های تفریحی در وسط شهر ( منطقه ای به نسبت ثروتمند نشین ) را انتخاب کردیم. با بچه ها که داشتیم گپ زنان و قدم زنان می رفتیم ، کنار یک سطل بزرگ زباله پیرمردی را دیدم، که در میان زباله ها می گشت ، چون داشتم حرف می زدم با دیدن او به یک باره صدایم قطع شد و بغض گلویم را گرفت. یکی از دوستان به سمت نگاه من ، نگاه کرد و ناگهان گفت : پروفسور ؟؟؟؟ و به آن سو دوید.
در میان حیرت ما ، آن دوست با آن مرد بی خانه مان و الکلیست مشغول صحبت شد. ما ایستادیم و منتظر دوستمان شدیم. اما او به همراه مرد بر زمین نشستند و شروع به گپ زدن کردند. بچه ها متوجه شدند که این صحبت به طول خواهد انجامید. اشاره ای به او کردیم که : ما می رویم کنار آب و بعدا بیا . و او اشا ره ای کرد که مشخص کرد فهمیده است و ما مقداری پایین تر بر نیمکتی کنار آب نشستیم.
من همچنان نگاهم به آن مرد بود که دوستمان او را پروفسور خطاب کرده بود. از ظاهرش کاملا معلوم بود که از زمره بی خانمان هاست. با ساک های بزرگ در دست که در سطل های زباله دنبال قوطی آبجو می گشت که با تحویل آنها به دستگاه مخصوص ، گرویی آن را دریافت دارد. هر قوطی نیم کرون . لباسها و شکل و قیافه اش کاملا به این کناره نشینان جامعه شبیه بود. اما آن خطاب چه بود ؟ چرا پروفسور ؟ تا زمانی که دوستمان بیاید انگار روی سوزن نشسته بودم. بی قرار و نا آرام که بدانم ماجرا چیست.
دوستمان آمدو چنین تعریف کرد:
مدتها پیش در دانشگاه که درس می خواندم پروفسور فیزیکی داشتیم که بسیار مهربان بود. بچه ها عاشقش بودند. یک روز سر کلاسش نیامد و مسئول کلاسها آمد و گفت که مریض است. دفعه بعد یک جانشین آمد و بعد دیگر هرگز پیدایش نشد. شایعاتی بود مبنی بر اینکه مشکلات روحی و یا خانوادگی پیدا کرده است. شایعاتی که چون از صحت آن بی اطلاعم بر زبان نمی آورم. اما پروفسور رفت که رفت. به ما گفتند که به شهر دیگری نقل مکان کرده است و هیچ کدام از بچه ها هم با او رابطه شخصی نداشت و آدرس استادان هم در اختیار ما قرار نمی گرفت. درس زیاد بود و ...موضوع فراموش شد.
الان که تو با نگاهت که به او افتاد صدایت قطع شد و من به سمت نگاه تو نگاه کردم. یک باره حس کردم که آشناست. دقیقتر که نگاه کردم دیدم خودش است. پروفسور فیزیک ما.
مرد بعد از مدتی بیماری روحی کارش به مصرف الکل رسیده بود. و بستری شد. در مدت بستری بودن به دلیل اینکه نتوانسته بود قسط های خانه را بپردازد ، خانه و زندگی اش را از دست می دهد، این اواخر تنها هم زندگی می کردو. وقتی از بیمارستان مرخص می شود به نزد خواهرش می رود ولی مدتی بیشتر آنجا نمی ماند و می زند بیرون. اکنون هم بشدت الکلی و بی خانمان است.
دوستمان گفت که از او پرسیدم که آیا می توانم کمکی کنم ؟ و او خواسته بود که اگر می تواند مقداری پول و سیگار در اختیارش بگذارد. دوست ما هم با شرمندگی چنین کرده بود. و او به سرعت برای خرید شیشه ای مشروب به سمت مشروب فروشی راه افتاده بود.

در روزنامه خواندم که مردم منطقه ای ثروتمند نشین در استکهلم از بی خانمان ها و الکلیست های منطقه به تنگ آمده اند و از شهرداری خواسته اند که آنها را از این منطقه براند. همان منطقه بود . به یاد پروفسور افتادم. و دوباره خبر را خواندم. مردم گفته اند که مایل نیستند این شکست خوردگان اجتماعی را ببینند. گفتند که بچه هایشان برای رفتن به مدرسه راه خود را عوض می کنند. و باید این افراد از این منطقه بروند. شهرداری در صدد است به طریقی آنها را نقل مکان دهد.
می دانید بی خانمان بودن در سوئد یعنی چی ؟ روزهایی که بشود به راحتی در خیابانها خوابید ، شاید به شمارش انگشتان دست برسد . و بقیه سال باران است و سرما.، جداقل در شب.
بی خانمان بودن در سوئد به معنی در سرما و باران در خیابان خوابیدن است و در سرمای 15 تا 20 درجه زیر صفر به دنبال محلی برای گرم شدن گشتن. در توالت های عمومی دوش گرفتن و تا خرخره مشروب خوردن تا سرما را حس نکنی.
مردم می خواهند که اینها را نبینند. و شهرداری می خواهد که ترتیبی دهد که این ها دیگر در آنجا جمع نشوند. هیچ کس از معزل بی خانمانی در سوئد حرف نمی زند. فقط " آنها را به جایی بفرستید که ما مردمان خوشبخت آنها را نبینیم و چشمانمان که به زیبایی عادت دارد با این سیاهی آشنا نشود و روزمان خراب نشود" . این که بر سرشان چه می آید معلوم نیست. کی اهمیت می دهد. وقتی نبینیمشان انگار که نیستند.

بی خانمانی در سوئد دلایلی جدای از فقر دارد. در اکثر نقاط دنیا بی خانمان ها مردمی فقیرند که نمی توانند مسکنی برای خود تهیه کنند. در سوئد چنین نیست. بی خانمانها اکثرابه مشکلاتی مثل مواد مخدر و الکل و عمدتا بیماری های روحی دچار هستند. در حال حاضر تعداد بی خانمان ها در سوئد طبق آمار بیشتر از 1000نفر است. این رقم ، رقم زیاد بزرگی نیست و مسلما برای دولتی مثل سوئد قابل حل است. مشکل اصلی این است که کسی برای حل این معزل کار نمی کند. اینها انسان محسوب نمی شوند. و تنها کاری که می شود این است که هر از چند گاه از سویی به سوی دیگر کوچشان دهند.
منطقی بسیار ساده : وقتی نمی بینیشان، انگار که نیستند.
****************************
در زمینه شرکت اسرائیل در کنفرانس " نسل کشی " یا " مردم کشی " امروز چیزی شنیدم.
اسرائیل خواسته بود که اثر " سفید برفی " برداشته شود وگرنه شرکت نمی کنند. که دولت سوئد موافقت نکرد ، اما دولت اسرائیل با دولت سوئد سر مسئله ای به توافق رسیدند که موجب شد اسرائیل هم قدم رنجه بفرماید و در کنفرانس حضور بیابد. و آن اینکه از مسئله فلسطین و کشتار فلسطینی ها در تمام کنفرانس کلامی به زبان نیاید. دمکراتوری از این زیبا تر سراغ دارید؟
کنفرانس در مورد کشتار خلق هاست و نه خلق فلسطین خلق است و نه کشتارشان ، مسئله مهمی که قابل بحث باشد.
وقتی در موردشان حرفی نمی زنی، انگار که نیستند.

[ 20:11 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 24, 2004



چند سال است که در استکهلم کنفرانسی برگزار می شود تحت عنوان " نسل کشی " که در آن ماجرای کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم و بقیه جنگهای نژادی و مذهبی و ...مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. مسئله جالب توجه این کنفرانس همیشه این است که دولت اسرائیل یکی از پا های ثابت این کنفرانس است، ولی از فلسطین خبری نیست. خوب تا اینجا از دمکراسی دمکراتور های اروپایی ، این گفته را بگذاریم برای بعد. الان می خواهم برایتان در مورد عکس بالا صحبت کنم.
آنچه می بینید ، حوضی از خون با قایقی بر آن و روی قایق عکسی از" حنادی جرادات" ، زن فلسطینی ، مادر دو کودک و حقوق دان ، که همسرش توسط اسرائیلی ها کشته شده بود و در رستورانی در هنیفه به بمب مبدل شد و به همراه خودش 19 نفر را به کشتن داد. یکی از اولین زنانی که تصمیم به پیوستن به گروه بمب های انسانی فلسطین را گرفت.
عکسی که می بینید از یک اثر هنری به نام سفید برفی در موزه تاریخ سوئد برداشته شده است. این اثر به همراه تعدادی اثر دیگر از طرف "درور فیلر " و گونیلا شلد ـ فیلر " در اعتراض به کشتار و جنایاتی که در جهان صورت می گیرد به نمایش در آمد.
در شب پرده برداری از این اثر هنری و دیگر آثار ، در جشنی که به همین منظور در موزه تاریخ در استکهلم ترتیب داده شد ، سفیر اسرائیل به اثر حمله ور می شود. فریاد زنان نورافکن هایی را که دور و اطراف حوضچه قرار داشت از برق می کشد و آنها را در آب رنگین حوض پرت می کند. مردم او را هو می کنند و اعتراض می کنند. اما سفیر اسرائیل ، زوی مازل ، به کارش ادامه می دهد. خلاصه در آخر ماموران مجبور می شوند آقای سفیر اسرائیل را از موزه بیرون بیاندازند.
سفیر می گوید: من انتظار دیدن یک اثر هنری را داشتم، در عوض دیدم که عکسی با لبخند از این زن تروریست روی این قایقی که اسمش را گذاشته اند سفید برفی در یک حوض خون شناور است. این اثر به منظور تشویق و زیبا سازی عمل این زن است. من نمی توانم چنین کاری را تحمل کنم ، این اثر ضد یهودی است.
سفیر اسرائیل این اثر را و هنرمندی را که این اثر را خلق کرده است ضد یهود خواند.
نخست وزیر اسرائیل ، آریل شارون طی پیامی از این عمل سفیر تقدیر کرده است و اسرائیل رسما درخواست حذف این اثر را از موزه کرده است. اسرائیل اعلام کرد که اگر این اثر حذف نشود از شرکت در کنفرانس خود داری خواهد کرد و دولت سوئد هم در جواب رسما اعلام کرد که عمل سفیر اسرائیل بسیار عمل ناپسندی بوده است و دولت اسرائیل این حق را ندارد که برای دولت سوئد در موردی تکلیف تایین کند.
جالب است که بدانیم " درور فیلر " هنرمندی که اثر سفید برفی را خلق کرده است ، خود اسرائیلی و یهودی است.
اثر فوق به شکلی بعد از دعوای شب اول ، دوباره باز سازی شد و به شکلی که می بینید در موزه تاریخ در استکهلم قابل رویت است .

پ.ن، در مورد کلمه " دمکراتور " که در نوشته استفاده کردم یه توضیحی بدهم. این کلمه را چند وقت پیش از یکی از دوستانم شنیدم. خیلی به من چسبید، استفاده های بخصوصی هم دارد. در کشورهایی مثل سوئد که دمکراسی را از هر طرف دارند به سرت می کوبند و دمکراسی گاه بسیار یک سویه است و هدف مشخصی را دنبال می کند خیلی کاربرد پیدا می کند. امیدوارم کسی نگوید که خوب اگر شاکی هستی بیا و دیکتاتور ها را انتخاب کن.به هرحال من دمکراتور ها را به دیکتاتور ها ترجیح می دهم، لااقل می گذارند مردم زنده باشند و احیانا حرفشان را، اگر مخالف هم بودند ، بزنند. و از سوی دیگر هم به طریقی ترتیبی می دهند که این حرفها شنونده زیادی نداشته باشند. و....
باری..سخن دراز شد و این زخم کهنه به خونابه باز..
قصدم فقط توضیحی کوچک بود در مورد کلمه ای که استفاده شد. همین.


[ 20:40 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

دراین چند وقته دوستان کلی آدرس فیلتر شکن دادند که بشود مقاله به کدامین گناه را که در مورد زندگی و مرگ فدیمه شهیندال نوشته شده است در داخل ایران قابل مصرف کرد. اما انگار کار نکردند.
یکی از دوستان مقاله را درسرور خود قرار داده است. که فکر کنم الان بدون مشکل بشود خواند
به کدامین گناه ؟؟

[ 10:46 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

در هفته ای که گذشت در گوشه ای از این کره خاکی دختر بچه ای به دنیا آمد، مادرش زن تن فروش آرژانتینی است که در مادرید کار می کند. سنی از او گذشته است و خیابانهای مادرید در شبها بسیار خطرناکند ، و کار و کاسبی هم تعریفی نداشت و حتی خرج کرایه اتاق محقرش به سختی به دست می آمد. شنیده بود که " مشتری ها " به زنان حامله بیشتر رغبت دارند و از یکی از مشتریانش حامله شد، تا مدتی هم به صدقه سر بچه ای که در شکم داشت ، خوب مشتری گیرش می آمد. تا وقت زایمان شد. با دوستش که زنی است که از برزیل آمده است تصمیم گرفتند که بعد از به دنیا آمدن بچه او را جایی سر راه بگذارد. زایمان رمق از زن گرفته بود و نای بلند شدن و نگاه کردن بچه را نداشت. آن زن دیگر بند ناف بچه را برید. او را در پتویی که برای همین خریده بودند پیچید و خانه را ترک کرد.برنگشت و زن را در رختخواب نگاه نکرد مبادا که تصمیمشان عوض شود. باید از فردا برای کسب روزانه شان به خیابان ها باز می گشتند، چه کسی می توانست یک دختر بچه را خرج دهد و بزرگ کند ؟

در هفته ای که گذشت در گوشه ای از این کره خاکی دختر بچه ای به دنیا آمد، مادر بزرگ دخترک با پشیمانی و شرمندگی به دنبال پدر بچه می دوید:
ـ خوب خواست خدا بوده ، چه کار کنه ؟ اگر دست خودش بود که حتما کاری می کرد پسر بشه ، اینطور نکنید آقا، خدا را خوش نمی یاد
ـ گفته بودم که اگر این هم دختر شد باید از همون بیمارستان بره خونه پدرش، مگه من نون مفت دارم بدم دختر بخوره گنده شه بدمش دست یه مرتیکه لندهور ؟ تازه از کجا بیارم جهازش را بدم ؟ خرج اون دوتای دیگه رو چی ؟ شما می دین ؟
ـ بچه روزیشو با خودش می یاره ؟ نکنید آقا؟ خدا غضبتون می کنه ، همین نونی هم که می رسونه قطع می شه ها
ـ ببرینش خونه خودتون، فردا طلاق نامه اش را می دم می یارن دم خونه تون، اون دو تا رو هم اگه می تونه خرجشونو بده بیاد ببره ، اگه نه اسمشون رو هم حق نداره بیاره .
پیر زن دنبال مرد می دوید و التماس می کرد ، مرد تاکسی گرفت و زن را دم در زایشگاه دولتی تنها گذاشت.

در هفته ای که گذشت در گوشه ای از این کره خاکی دختر بچه ای به دنیا آمد، دخترک فرزند پنجم خانواده ای فقیر در جنوب هند است، خانواده حتی پول این را نداشتند که با سونو گرافی از پسر بودن بچه مطمئن شوند و در صورت دختر بودن بچه را سقط کنند. دخترک در کلبه محقر خانواده به دنیا آمد، زنان همسایه به کمک آمده بودند و بچه را گرفتند. بعد او را در پارچه ژنده ای پیچیدند و بیرون به نزد پدر بردند. مرد بیچاره نگاهی به کودک کرد و سرش را در میان دستانش گرفت و با خود بلند بلند گفت : با چی سیرش کنم ؟ کودک را در آغوش گرفت و های های گریه کرد.

در هفته ای که گذشت در گوشه ای از این کره خاکی دختر بچه ای به دنیا آمد، پدر کودک با غرور هر چه تمامتر در مصاحبه مطبوعاتی حاضر شد و خبر تولد پرنسس نروژ را به اطلاع جهانیان رساند، او با شادی تمام قد و وزن کودک را اعلام کرد و گفت که حال مادرخوب است . او گفت که در آغوش گرفتن کودک یکی از بزرگترین و با ارزش ترین تجربه های زندگی اش بوده است ، خبرنگاران به دنبال رهبران احزاب چپ و راست و نخست وزیر و دیگر وزرا می دویدند تا نظر ایشان را در مورد تولد یک دختر بچه در دستگاه سلطنت نروژ بپرسند. و همه جا از این زیبایی این نوزاد سخن است . نوزادی که هیچ فرق ظاهری با هیچ نوزاد دیگری که در جای دیگر این کره خاکی به دنیا می آید ندارد.

در هفته ای که گذشت در گوشه هایی از این کره خاکی کودکانی به دنیا آمدند ، دخترانی و پسرانی ، که با تولد خود این حقیقت کریه را بار دیگر به نمایش بگذارند:
یک با یک برابر نیست.

پ.ن، داستانهای بالا همه گی حقیقی است، تنها زمان آنها در هفته گذشته نبوده است. و برای مقایسه انتخاب شد و زمانش را تغییر دادم.

[ 0:07 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 23, 2004


نگاهش كنيد!!! زيبايي تمام زنان را دارد اين زن.
( اگر اينجا نمي شه نگاش كنيد , جاي اينكه وايسين اينجا و غر بزنيد برين تو خود سايت نگاش كنيد. اين عكس را كه از خونه بابام نياوردم كه. اونجا بود. گاهي هم غيب مي شه , تقصير منه ؟ )

«از آنچه گفته‌ام هرگز توبه نخواهم كرد!»
اگر شما هم با شنيدن اين حرف ملالي و خواندن مصاحبه اش به ياد ترانه معروف اديت پياف افتاده ايد , يادتان نرود كه با كليك كردن روي فيل صدايي كه در زير عكس فروغ قرار دارد مي توانيد اين آهنگ زيبا را بشنويد .




[ 12:15 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

!!! امضا نمی کنم، نه
بشکنی ای مونیتور ای کی برد اگر ، پیچی از خدمت محرومان سر.

معتقد بوده ام و هستم که اینترنت برای کسانی که راه استفاده اش را بلد باشند چیزی بیشتر از امکان چت، پیوند قلب ها ، همسر یابی و ..است.
معتقد بودم و هستم که در این فضای باز دیجیتال ، با نام مستعار یا نام اصلی باید بتوانیم خواسته های مردم مان را مطرح و منعکس کنیم. البته مشکلی با دوستانی که فقط برای تفریح و یا انبساط خاطر هم می نویسند نداشته ، ندارم و نخواهم داشت. اما فکر می کنم که اگر مایل به استفاده هدفمند از این فضا هستیم نباید به قصد به تعدیل کشاندن مبارزات مردم ما باشد.
دیروز دوستی در کامنت ها آدرسی را داد و خواست که حمایت کنیم. که با متنی روبرو شدم که بسیار برایم تعجب آور بود.
در این متن حرفهای عجیب غریبی زده شده است ، برای مثال اینجا را بخوانید :
آرمان اولیه‌ جمهوری‌ اسلامی تشکیل حکومتی دموکراتیک بود. آرمان نخستن، این بود که کمونیست‌ها هم حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن داشته باشند. آرمان نخستین این بود که ساختار حکومت درست مثل کشورهای پیش‌رفته دموکراتیک باشد، و اسلام محتوای طبیعی‌ این ساختار را، به خاطر مسلمان‌بودن مردم، تشکیل دهد.
یا این جا را :
متأسفانه امروز در جمهوری اسلامی، گروهی از حاکمیت، تمایل جدی دارند تا ساختار حکومت را هرچه‌بیش‌تر از دموکراسی دور کرده و به خلافتی از قماش امپراتوری‌ عباسی یا عثمانی بدل سازند.

این دوستان اگر واقعا قصد دارند امضا بگیرند چند تا توضیح به ملت بدهکارند، اولا : دقیقا کی آرمان جمهوری اسلامی تشکیل حکومت دمکراتیک بود ؟ که ما خبر نشدیم
دوما : این گروهی از حاکمیت ، دقیقا کی ها هستند که متاسفانه امروز دارند ساختار را از دمکراسی دور می کنند ؟ یعنی تا دیروز ساختار به دمکراسی نزدیک بود و امروز داره دور می شه ؟
این دو تا رو جواب بدید..باقی پیشکش
گفته اید که امروزه حاکمان دیکتاتور چه و چه ها می کنند تا کارکرد مجلس را قلب کنند. بی رودرواسی ، مجلس ما کی کارکرد داشته که الان کسی بخواد قلبش کنه ؟
نه...من امضا نمی کنم. و از شما دوستان می خواهم که اگر دین دارید، به دین تان، اگر نه حداقل آزاده باشید، آنچه شما می خواهید امضا جمع کردن در زیر برگه حیات جمهوری اسلامی است. مردم ما در کوچه و خیابان امروز با زبان بلند خواسته های رادیکالتری را مطرح می کنند. آیا به قصد تعدیل خواسته های مردم به صحنه آمده اید ؟ به قصد نجات جمهوری اسلامی آمده اید ؟
صادق باشیم و صادقانه رفتار کنیم. آنچه در این متن آمده است به هیچ وجه با آن لوگویی که ساخته اید همخوانی ندارد. این متن در دفاع از انتخابات آزاد نیست. این متن گورستان انتخابات آزاد است. حداقل می توانیم صادق باشیم و صادقانه به مردم بگوییم که کجا ایستاده ایم و از آنان چه می خواهیم، با نام آزادی از ارتجاع و دیکتاتوری حمایت نکنیم.
اگر از نظر مشکلاتی که ممکن است برایمان به وجود آید قادر به تهیه و امضای متنی رادیکال نیستیم ، دیگر قرار نیست به مردم دروغ بگوییم و فریب 25 ساله را با رنگ و رویی تازه به بازار بیاوریم.
راستش را بگویم، این متن ابدا مرا تکان نمی داد اگر نام عزیزی آشنا را در راس آن نمی دیدم. به خودم به سادگی می گفتم خوب طرفداران حکومت هستند ، و با یک کلیک فاصله همیشگی ام را با آنان باز می یافتم. اما ...
در آخر تنها به یک جمله بسنده می کنم :
ما را به کم فرا مخوانید.

با کی مبارزه کرده ايد؟ با شورای نگهبان خودتان؟ چرا همان زمان که تمام امکانات خبری و تحليلی و نقد را از شما می گرفتند و مجلس را برای سرکوب مطبوعات به توپ بستند، تحصن نکرديد؟گفته های عباس معروفی خطاب به متحصنین را بخوانید
*********************
یک چیز مختصر دیگر، دوستان برای خواندن مقاله " به کدامین گناه " که در متن قبلی آدرس داده شده است دچار مشکل شده اند. این مقاله در نشریه آوای زن به چاپ رسیده بود و از همان سایت که فیلتر شده است لینک دارد. آیا کسی هست که بتواند فیلتر شکن خوبی برای خواندن این مقاله پیشنهاد کند ؟

پ. ن، در نوشته ام یه نکته ای بود که موجب سوء تفاهم شد.
من نوشته ام :
این متن ابدا مرا تکان نمی داد اگر نام عزیزی آشنا را در راس آن نمی دیدم. به خودم به سادگی می گفتم خوب طرفداران حکومت هستند ، و با یک کلیک فاصله همیشگی ام را با آنان باز می یافتم.
اولا: من نام امضا کننده ها را ندیده بودم . راستش الان هم ندیده ام. تعدادی از دوستان موضع این بیانیه را صحیح تشخیص دادند و آن را امضا کردند. و من به هیچ وجه به خودم این حق را نمی دهم که مثل خیلی های دیگر به این دوستان یا هیچ کس دیگری تهمت و انگ بزنم.
چیزی که من نوشتم ممکن است این سوء تفاهم را به وجود بیاورد که من فکر می کنم که نویسندگان و امضا کنندگان این بیانیه طرفدار رژیم هستند. همین جا بگویم که این طور فکر نمی کنم. من تنها منظورم این بود که این نوشته به راحتی می توانست از طرف کسانی هم نوشته شود که با رژیم جمهوری اسلامی هیچ مخالفت بنیادی ندارند و فقط با یک سری تغییرات جزئی می توانند یه 20 ـ 25 سال دیگر هم با همین رژیم سر کنند. اسم امید ، دوست عزیزی که در صداقتش شک ندارم ، ـ و امروز آماج فحش های همه گان شده است ، و هر کسی که می خواهد به نحوی ادعای خود را مبنا بر مبارز بودن ثابت کند چند تا لیچار بار او می کند ـ جزو چند اسم اصلی در صفحه اول بیانیه بود و همین موجب شد که آن جمله نوشته شود. قصد اهانت به دوستان نیست و نبوده ، من این شیوه را قبول ندارم. اگر کسی آن را آلترناتیو خوبی در موقعیت کنونی تشخیص می دهد ، به این تشخیص احترام می گذارم.




[ 0:35 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 21, 2004






دو سال از فاجعه مرگ فديمه شهيندال گذشت. دختر شجاعي كه به تمام دختران مهاجر كه شرايطي مشابه را دارند و در سكوت تحقير مي شوند و مورد ضرب و شتم روحي و جسمي در خانواده هايشان قرار مي گيرند چهره بخشيد و صداي مظلوميت دختران و زنان مهاجر را كه در اختلافات فرهنگي بين خانواده و اجتماع به بن بست رسيده اند بلند كرد.
راستي. فديمه به كدامين گناه كشته شد؟؟
به كدامين گناه ؟؟؟؟؟
مقاله فوق دو سال پيش در نشريه آواي زن به چاپ رسيد. در قسمت دوم مقاله ترجمه سخنراني فديمه را در پارلمان استكهلم مي خوانيد.


[ 12:11 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 19, 2004


جمع آوری امضا برای اعتراض به حکم اعدام کبری همچنان ادامه دارد.
**********************************

یک بحث کاملا غیر سیاسی :
رژیم غذایی : نخوردن یا درست خوردن ، مسئله این است
ما فمینیست ها اکثرا وقتی می خواهیم در مورد مسائل زنان صحبت کنیم ، به خوبی در مورد مسائل اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جنسی زنان صحبت می کنیم ، ولی وقتی به مسائل جسمی زنان می رسیم تنها به بهداشت و سلامت اکتفا می کنیم.در مورد پدیده چاقی صحبت خاصی نمی کنیم، در مورد رژیم غذایی معمولا حرفی نمی زنیم. رژیم گرفتن را عموما کار آدمهای سطحی تلقی می کنیم و در باره آن چیزی نمی گوییم.اما با یک نگاه تیزبین تر می بینیم که بسیاری از بیماری های روحی ، عدم اعتماد به نفس و نیز بیماری های جسمی از همین مسئله ناشی می شوند.
واقعیت این است که چاقی یکی از مشکلات امروز جامعه بشری است و به دلیل شکل فعالیت زنان و مکانیزم بدن ایشان ، زنان درصد بیشتری را از مبتلایان به این مشکل تشکیل می دهند.
ما زیاد می خوریم و کم حرکت می کنیم و با بالا رفتن تدریجی وزن به طور مرتب هم از حرکت خود کم می کنیم و به میزان خوردن اضافه ، مقدار چربی و هیدارت کربن و کالری که در روز بدن ما به مصرف می رساند بسیار کمتر از مقداری است که کسب می کند و به این ترتیب مسئله ای به وجود می آید که به شکلی یک بیماری اجتماعی در آمده است، چاقی.
اکثر ما به مشاغلی می پردازیم که به حرکت کمتری نیاز دارند. یا پشت میز نشسته ایم و یا پشت ماشین یا به هرحال انرژی کمی مصرف کار می شود. برای رسیدن به محل کار هم معمولا از وسایل نقلیه عمومی یا خصوصی استفاده می کنیم که انرژی از ما مصرف نمی کنند. به طور عمومی اگر نگاه کنیم ، ورزش سیستماتیک در برنامه روزانه بسیاری از ما وجود ندارد ، و بعد از کار خسته کننده روزانه این تصور را داریم که تنها استراحت مطلق است که می تواند انرژی لازم را برای سپری کردن روزی مشابه در اختیارمان قرار دهد ، در صورتی که این مسئله کاملا صحت ندارد.
آمار نشان داده است که کسانی که به طور سیستماتیک ورزش می کنند از سلامت روحی و جسمی بیشتری برخوردارند و توان بیشتری نسبت به کسانی که ورزش نمی کنند دارند. در هنگام ورزش هورمونهایی ترشح می شود که موجب نشاط و سرحال بودن فرد می شود و نیز در از دست دادن انرژی که در غیر آن صورت به عنوان چربی اضافه در بدن ذخیره می شود موثر است.
آیا کسی را می شناسید که بالای 30 سال داشته باشد و بگوید که هرگز رژیم نگرفته است و یا احتیاج به گرفتن رژیم نداشته است ؟ چنین افرادی اگر هم باشند بسیار محدودند ، چاقی یکی از مشکلاتی است که زندگی ماشینی امروزه و شیوه زندگی شهر نشینی به همراه دارد ، اما اکثرکسانی که رژیم های غذایی مختلف را امتحان کرده اند ، همیشه گله و شکایت می کنند که بعد از مدتی دوباره به سر وزن قبلی خود باز می گردند و این تغییر وزن یو یویی بیشتر آزارشان می دهد.
در مورد انتخاب نوع رژیم غذایی مخصوص باید چند مسئله را مورد نظر قرار دهیم:
ـ در بسیاری از ما چاقی به دلیل پرخوری نیست. بلکه به دلیل غلط خوردن است. تغذیه صحیح و کنترل شده در کاهش وزن تاثیر بسیار زیادی دارد.
ـ یک رژیم خوب غذایی هرگز به سرعت به نتیجه نمی رسد، همانطور که اضافه وزن یک روزه به وجود نیامده است ، جبران اضافه وزن هم یک روزه به وقوع نمی پیوندد
ـ یک رژیم خوب غذایی باید بتواند نتیجه ای مساوی نیم تا یک کیلو کاهش وزن در هفته داشته باشد.
ـ تمام ما نسبت به ساختمان اسکلت و ساخت بدن ـ عضله ای یا غیر عضله ای ـ می توانیم وزن متغیر داشته باشیم. مقایسه نکنیم.
ـ یک رژیم غذایی خوب، رژیمی است که در آن احساس گرسنگی نکنید و ادامه دادن آن ساده باشد. رژیم های اغراق آمیز که گرسنگی دائمی را به دنبال دارند ، صرفا موجب ولع بیشتر و زیاده خواری می شود که در نتیجه تاثیر مثبتی نمی گذارد.
ـ در هنگام غذا خوردن چند مسئله را باید رعایت کنیم، اگر بشقاب غذای یک وعده را به چهار قسمت تقسیم کنیم ، یک قسمت از این بشقاب دارای مواد نشاسته ای و هیدرات کربن ( برنج یا نان یا سیب زمینی یا ذرت یا پاستا ـ ماکارونی ـ یا گندم یا بلغور و از این قبیل ) ، یک قسمت شامل مواد پروتئینی ( گوشت یا مرغ و یا ماهی ـ برای گیاهخواران نیز مواد پروتئینی ضرورت دارد، گیرم به شکل دیگری تامین می شود ) و دو قسمت از غذای روزانه باید شامل سبزیجات باشد. اگر تهیه مواد گوشتی سخت تر و یا گرانتر است ، مواد نشاسته ای را جانشین نکنیم و به عنوان جانشین از سبزیجات که ارزانتر هم هستند استفاده کنیم. به جای نان گندم از نان جو که دارای فیبر بیشتری است استفاده کنیم ، به جای برنج تعداد دفعات استفاده از سیب زمینی ( آنهم از نوع پخته و نه سرخ کرده ) را زیاد تر کنیم.
ـ گوشت مرغ یا دیگر پرندگان ، گوشت کم چربی است اما باید دقت کنیم که پوست آن را قبل از درست کردن غذا بکنیم.در مقایسه گوشت مرغ با پوست می تواند تا 6 برابر از بدون پوست آن بیشتر چربی و کالری داشته باشد. به همان نسبت یک مقدار مساوی سیب زمینی سرخ شده بیشتر از 6 برابر چربی و کالری نسبت به سیب زمینی پخته دارد.
ـ بسیاری از ما بر این تصوریم که با نخوردن برنج یا حذف آن از غذا بخصوص شام رژیم خوبی گرفته ایم. و آنوقت این حذف را با خوردن نان زیاد جبران می کنیم که دقیقا همان تاثیر برنج را خواهند داشت.
ـ بسیاری از تنقلات و شیرینی جات دارای کالری بسیار زیادی هستند و موجب اضافه وزن شدید می شوند. یک پاکت چیپس، یک پاکت پفک ، یک تکه شکلات ، یک بستنی ، یک شیرینی خامه ای متوسط ، و..... به اندازه یک روز کامل انرژی در اختیار بدن قرار می دهد، در حالی که اینها را ما به عنوان غذای میانی و یا عصرانه می خوریم و اگر این مسئله به عنوان عادت در آمده است ، با افزودن مقدار انرژی که از صبحانه و ناهار و شام دریافت می کنیم، بابت گشتن به دنبال پرتقال پرتقال فروش ، زحمت زیادی را متحمل نمی شویم .
ـ استفاده از شیر و ماست و کره و پنیر کم چربی ، راه بسیار خوبی برای پایین آوردن چربی غذای روزانه است. برای تهیه غذا هم بهتر است از روغن مایع به جای روغن جامد استفاده کنیم و پختن آش هایی را که یک وجب روغن رویش ایستاده است کنار بگذاریم.
ـ بسیاری از میوه ها کالری ندارند و موجب چاقی نمی شوند( از آن جمله اند سیب، پرتقال، نارنگی، هلو، آلبالو، لیمو، گریپ و غیره ) یعنی خوردن آنها کاملا آزاد است. سبزیجات هم همینطور( اگر خام باشند یا بدون چربی پخته شده باشند) ـ موز و انگور و میوه های خیلی شیرین یا نشاسته ای از این مسئله برکنارند ، یعنی کالری دارند ولی کالری شان زیاد نیست ـ اما همین میوه ها اگر به صورت خشک استفاده شوند ( مثل کشمش ، یا قیصی ، یا انجیر خشک یا آلبالو خشکه و ..) از کالری زیادی برخوردار می شوند
ـ سعی کنیم ورزش یا حرکت را به برنامه روزانه خود اضافه کنیم ، برای بسیاری از زنان که بچه هم دارند تصور ثبت نام کردن در مجتمع های ورزشی و یافتن وقت برای ورزش که باید با یافتن کسی برای نگهداری از کودکان توام باشد غیر ممکن است، اما تحرک داشتن لازم نیست تنها در سالن های ورزشی باشد. طناب زدن. پیاده روی های سریعتر، و یا چند آهنگ خوب انتخاب کردن و رقصیدن به همراه بچه ها که هم در روحیه خودمان و بچه ها تاثیر مثبت دارد و هم به مصرف انرژی اضافی کمک می کند.
ـ اگر قصد دارید رژیم غذایی را برای کاهش وزن پیش بگیرید از نوشیدنی های شیرین دوری کنید، مگر اینکه از نوع لایت باشد که آنهم با توجه به مواد کنسروی که در آن استفاده می شود چندان چیز مفیدی نیست. بهترین نوشیدنی آب است. ولی اگر مایل به خوردن چیز شیرینی شدید می توانید از نوشیدنی های لایت استفاده کنید . قهوه و چای نیز از نوشیدنی های آزاد به شمار می روند. البته اگر بدون شکر مصرف شوند. به جای آن می توان کمی شیر کم چربی استفاده کرد.
ـ شراب و دیگر نوشیدنی های الکلی هم از درصد بالای کالری برخوردار هستند. اگر مایل به نوشیدن این گونه مشروبهای الکلی هستید باید درصد کالری غذا را کاهش بدهید.
ـ این آدرس را از وبلاگ زیتون پیدا کردم. برای یافتن شاخص جرمی ، از نظر علمی شاخص جرمی برای سلامت جسمی باید بین 20 تا 25 باشد.یعنی در این محدوده شما به هیچ وجه دارای اضافه وزن نیستنید . اما نسبت به ساختمان بدن و درشت و یا کوچک بودن استخوانبندی و حتی سلیقه ، می تواند متفاوت باشد. من خودم فکر می کنم که شاخص 25 برای من کمی زیاد است و 20 کمی کم. بهترینش 22 ـ 23 است. اما این مسئله برای افراد مختلف متفاوت است. شما هم می توانید با نوشتن قد و وزن خود در چهارگوشهای مربوطه شاخص جرمی خود را اندازه بگیرید .
ـ به ترتیبی که گفته شد، یک رژیم غذایی خوب و موثر برای کاهش وزن ، باید شامل 3 وعده غدای اصلی و دو وعده میان غذا، یعنی میوه جات باشد. مسئله اصلی سر کیفیت و چگونه خوردن است ، و نه کم خوری و گرسنگی کشیدن.

خلاصه ..تمام اینها برای گفتن یک چیز بود.
داشتن وزن مناسب سخت نیست. اصلا سخت نیست. و هیچکدام از ما مجبور نیستیم تمام عمر از بابت اضافه وزن خود آه بکشیم و خود را سرزنش کنیم و دچار افسردگی باشیم. با کمی دیسیپلین و کمی آگاهی نسبت به مواد غذایی و کنترل آنها می توانیم در طول مدت زمان مشخصی به وزن مورد نظر خود برسیم و آن را حفظ کنیم. داشتن رژیم غذایی مناسب ابدا به معنی گرسنه ماندن و زجر کشیدن نیست و داشتن تحرک در به وجود آوردن و حفظ سلامت روحی و جسمی ما ضروری است .
و در خاتمه مسئله اصلی نه بدن و هیکل و چگونگی ترکیب بدنی است، مسئله این است که از آنچه هستیم راضی باشیم. رضایت روحی و جسمی برای هر کدام از ما، زن یا مرد ، اعتماد به نفسی را به دنبال می آورد که موجب به وجود آمدن امکانات زیستی بهتری می شود.
ممکن است خیلی ها به این نوشته ایراد بگیرند. بسیاری از مردم ما روزی یک وعده غذای درست و حسابی نمی خورند و دچار سوء تغذیه هستند و این حقیقت است. اما آن مردم به اینترنت هم دسترسی ندارند. و احتمالا از بیماری اضافه وزن هم رنج نمی برند. اما تعدادی هستند که این مشکل را دارند. زنان خانه دار، زنانی که در محیط کارشان کم تحرک هستند. و این مشکل بسیاری از آنان است. مشکل بسیاری از مردان هم است. و به خاطر وجود شکاف شدید اجتماعی نمی شود به مشکلات بخشی از جامعه به خاطر مشکلات بخش دیگر بی اعتنا ماند.من بارها با این سوال روبرو شده ام که بهترین رژیم غذایی را چه می دانم و چه پیشنهادی می کنم. آگاهی به تغذیه و وضع تغذیه یک دانش است. دانشی که در جامعه ماشینی امروز بسیار مفید است.شما می توانید از این دانش استفاده کنید یا اگر به کارتان نمی آید و مشکلی از شما حل نمی کند از آن گذر کنید. و تنها بگویید که مسئله این بار مربوط به من نمی شد.همین
در ضمن اگر کسی در این زمینی سوالی داشت ، تا حدی که اطلاعاتم اجازه بده ، می توانم جواب بدهم.




[ 18:08 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

یکی از زیباترین متونی را که در دفاع از کبری نوشته شده است ، در اینجا بخوانید

در مورد مجمع اجتماعی جهانی در بمبئی می توانید در سایت زنان ایران و سایت تریبون فمینیستی بخوانید. تا آنجایی که خبر رسیده است بجز خانم شیرین عبادی که سخنران افتتاحیه مجمع بود، خانم نوشین احمدی از مجمع فرهنگی زنان و خانم شادی صدر از سایت زنان ایران هم جزو شرکت کنندگان در مجمع جهانی هستند.
در بازگشت ایشان منتظر خبرهای خوب و دست اول در این سایت ها خواهیم بود.
تا آن موقع می توانید عکس های شادی صدر از مجمع جهانی را نگاه کنید.

در اینجا هم چند شعر جدید از ساقی قهرمان را بخوانید. من شعر هژده سالشه را خیلی دوست داشتم.



[ 0:47 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 18, 2004

دوستی می گفت : چرا حضرات هی می گن روزه سیاسی و نمی گن اعتصاب غذا؟
گفتم : خوب آخه روزه سیاسی، افطار سیاسی را هم بدنبال دارد، اعتصاب غذا که دیگه بخور بخور توش نیست، این حضرات فکرش را کرده اند که اگر اعتصاب غذا کنند شاید جریان بابی ساندز پیش آید، با این تفاوت که نه آنها همت بابی ساندز را دارند، نه غیرتش را ، نه مثل او به چیزی معتقد هستند. پس روزه سیاسی می کنند ، آنوقت سحری سیاسی دارند. افطار سیاسی دارند . شام سیاسی دارند.
این عکس قسمتی از آنچه روزه سیاسی است را توصیف می کند.
عکس از روزنامه شرق است یکشنبه 28 دی ماه است، ( من از این روزنامه ها نمی تونم لینک بدم..نمی دانم چرا ) حالا باز می گین چرا اسمش را اعتصاب غذا نمی گذارند؟ تا حالا چنین سفره رنگینی برای اعتصاب غذا دیده بودید ؟

اگر می شد برای این عکس یکی از این حباب های حرف بگذاریم می شد برای حاج آقا که داره با دهن پر حرف هم می زنه نوشت :
ما که سیر شدیم، گور بابای هر کی گشنه است.
(با تشکر از رضا که این حباب را گذاشت و آدرسش را در کامنت ها داد)

[ 19:50 | مهشيـد | 0 دنبالک ]

January 17, 2004



و بم را هم از یاد نبریم. شماره حسابهای مختلف سازمانهای غیر دولتی در همه سایت ها موجود است.

وبلاگ حاج آقا سیاسی می شود، دارا داراممممممممم
یادتان هست روزهای آخر رژیم شاه را ، وقتی که داشت نفس های آخر را می کشید؟ تقریبا همین خیمه شب بازی امروز در مجلس بود. همه شده بودند منتقد و از تمام کارهایی که در تمام طول سالهای حکومت شاه انجام می شد ، انتقاد می کردند. یک سری هم صحیح است احسنت می گفتند و یک سری هم آقا حرف نزن بیا
پایین..یادتان است.
فرقش این است که آنها کت و شلوار و کراوات داشتند و خانمهای مجلس ( خانمی بود ؟ ) صبح ها قبل از شرکت در جلسات مجلس پیش آرایشگرشان می رفتند و موها را میرزا پله می کردند. الان با عبا و عمامه و چادر و چاقچور همان جشن را با رعایت موازین اسلامی پیاده می کنند.
بعد از سالها وجود و حضور شورای انقلاب اسلامی این حاج اقا ابطحی تازه دوزاریش افتاد که این شورا را مردم انتخاب نکردند. باریکلا بابا...ایشالا تا چند وقت دیگه یادت می افته که اونی را که معاونش هستی هم مردم از زور ناچاری انتخاب کردند و خودت هم اون صندلی را به حق بدست نیاوردی . طول می کشد. وقت می برد. بخصوص وقتی که آخوند باشی درک هر چیزی که مغز یک انسان معمولی به سرعت درک می کند ، ده ، بیست ، یا پنجاه برابر وقت می برد.
شاید هم تنها یک چیزی بتواند این پروسه را سریعتر کند ، به خطر افتادن منافع شخصی
آن بار که راجع به حاج آقا و سوتی هاشون نوشتم خیلی ها در اینجا به من پریدند ، و خیلی ها هم با میل تا مدتها از من می خواستند که با ابطحی اینطور برخورد نکنم، که ابطحی کاره ای نیست و بی کاره