December 28, 2003



سعید نازنین
امروز خبر را شنیدم. خبر سفر مادرت همراه با بیش از 20 هزار نفر همسفران فاجعه بم.و در غمت گریستم. چرا که ناتوانی ات را می شناسم. ناتوانی انسانی که حتی حق شرکت در مراسم به خاک سپاری مادر از او صلب می شود.
تو انسانی هستی که حتی اگر دردت به این حد خصوصی نمی بود ، همیشه درد مردم را از آن خود می دانستی، امروز که در غم مادرت و ده ها هزار نفر دیگر نشسته ای، برایت صبر آرزو می کنم.
سعید ، و آزاده عزیز. در این غم شریکیم. در غم به خون کشیده شدن مردمی که تنها گناهشان زیستن در سرزمینی است که مزد گورکن افزون تر از جان آدمی است.

قسمتی از مقاله داگنز نی هتر سوئد در مورد زلزله و سعید

تعداد زیادی از ایرانیان برای تسلیت به خانه سعید می رفتند. دستها به هم می فشردند و از خرمای شهرشان می خورند. خرمای بم. بهترین خرمای دنیا
******************************************
.و امروز تولد من بود. به کمک دوستان نزدیکم که با هدیه تولدم ـ کمک نقدی به زلزله زدگان بم ـ به نزد من آمده بودند مبلغ نسبتا قابل توجهی را جمع کردیم و در جلسه ای که امشب به همراه دوستان کمیته یاری رسانی به زلزله زدگان بم ( استکهلم )داشتیم ، اولین کمک مالی را در اختیار دوستان قرار دادم که در حساب بانکی ای که فردا در یکی از بانکهای سوئد تاسیس خواهد شد ، واریز شود ، که بعدا به حساب خانم عبادی واریز کنیم. از فردا رسما جمع آوری کمک های مالی را توسط کمیته یاری رسانی شروع خواهیم کرد.
هر چند که این روزها زندگی آنچنان گذشته است که دیگر دل خوشی برای سالروز تولد باقی نمانده بود ، اما عزیزانم، امسال مثل هر سال زیبا ترین هدیه را به من دادند. همدمی ، همدلی و همیاری شان.

کمک های نقدی به منطقه از طریق خانم عبادی :
حساب شماره 8080 بانک صادرات ايران، شعبه ميدان اسدآبادي، کد شعبه: 1238، به نام خانم شيرين عبادي
*******************************************
نخستين خبرها از نخستين جلسه کميته هماهنگي سازمان هاي غيردولتي زنان و کودکان
*******************************************
کودکان را در یابیم
در این فاجعه بسیاری از کودکان بی سر پرست شده اند. این کودکان را در یابیم. نگذاریم این کودکان به دست آدمفروشان گرفتار آیند و از کشورهای خلیج سر در آورند. کودکان را در یابیم.
*******************************************
راستی کدام کلمه می تواند آنچه را که در بم می گذرد توصیف کند؟
کمک ها به مردم نمی رسند. کمک ها در میان محتاجان به فروش می رسد. کودکان در معرض خطر فروخته شدن قرار می گیرند .مردممان تنها مانده اند. به تنهایی باید عزیزان خود را از زیر خاکها بیرون بکشند ، به تنهایی و اشکریزان باید برای آنها گور بکنند. پس این ارتش، این بسیج، این امت همیشه در صحنه کجا هستند ؟
به قول دوستی اگر بم شورش شده بود الان پاسدار و ارتشی و بسیجی و لباس شخصی داشتند مثل شپش از سروکول مردم بالا می رفتند. اما امروز تنها مانده اند ، به راستی کدام کلمات می تواند این رذالت را معنا ببخشد ؟ آیا باید دنبال کلمات جدیدی باشیم ؟
آیا این کلمات همان جمهوری اسلامی نیست ؟





[ 23:10 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35