یکی از دوستان خواستند توضیح بیشتری در مورد کسانی که از خارج از کشور مایل به کمک از طریق خانم عبادی هستند بدهیم. من گفته خود خانم عبادی را که در تربیون فمینیستی آمده است برایتان اینجا تکرار می کنم.
"شيرين عبادي در گفت و گو با سايت تريبون فمينيستي ايران ضمن تاييد اين مطلب گفت:" انجمن حمايت از حقوق کودکان حساب ارزي ندارد اما کمک کنندگان مي توانند از طريق دوستان و آشنايان خود کمک هاي نقدي خود را به حساب انجمن در ايران واريز کنند. "
ببینید دوستان. اگر در شهر یا کشوری هستید که کمیته یاری رسانی به وجود نیامده است. خودتان هم می توانید کمک کنید. با دوستان جمع بشوید و هر کدام مقداری پول روی هم بگذارید و از طریق صرافی ، جایی ، برای ایران بفرستید و به فامیل یا آشنایی که در ایران دارید ، یا از طریق همان صراف بخواهید که به حساب همان انجمن بریزد. اکثر صرافی ها مبلغی کمتر از 2000 کرون را قبول نمی کنند. حدود 200 دلار آمریکا. اگر توان پرداخت این مبلغ به تنهایی را ندارید بهتر است با دوستان خود جمع شوید و مبلغی را جمع آوری کنید. من خودم در صدد هستم که شماره حسابی در سوئد برای کمیته یاری رسانی خودمان افتتاح کنم که اگر توانستم با بانک به توافق برسم این شماره را در اختیار شما خواهم گذاشت. چه در سوئد و چه در خارج سوئد قابل استفاده خواهد بود. پولهایی هم که در آنجا جمع می شود به حساب انجمن خواهیم ریخت(بعدها گزارشی از اینکه چقدر توانستیم جمع کنیم هم خواهم داد). انجمن دفاع از حقوق کودک ، حساب ارزی ندارد، به همین دلیل شما نمی توانید مستقیما به این حساب ارز ارسال کنید. اما صراف ها در همه کشورها هستند و این کار را بدون دردسر می کنند. ما خودمان در انجمن دفاع از حقوق کودک سالهاست که این کار را می کنیم و همیشه هم راضی بودیم. " کمک هاي نقدي خود را به شماره حساب 4277 بانک ملي شعبه اسکان, به نام انجمن حمايت از حقوق کودکان واريز کنيد." انجمن دفاع از حقوق کودک سالهاست که بوجود آمده است و خانم عبادی جزو بنیان گزاران آن بوده اند. اگر باز هم اطلاعات بیشتری خواستید ، در خدمتیم.
پ.ن .... همیشه تولد یکی از خودمان که می شود در رستورانی جمع می شویم. غذایی می خوریم و دور هم هستیم. می دانستم که بچه ها مدتی است که این برنامه را گذاشته اند و نمی دانستم چگونه عذر خواهی کنم. با وجود این فاجعه حالی نمانده بود. در ضمن این هزینه ای که برای رستوران مصرف می شد را هم می شد جمع کرد به عنوان کمک. برای همین وقتی که یکی از عزیزانم زنگ زد و گفت یک رستوران رزرو کرده بودیم....آمدم بگویم... که خودش گفت : ولی فکر کردیم که اولا هیچ کداممان حالش را نداریم. دوما هم این مخارج را می توانیم جدای از مبلغی که برای کمک کنار گذاشته ایم ، به آن مبلغ اضافه کنیم ؟ پس این طوری قرار گذاشتیم که ما فردا همه مان می آییم خانه تو، یک کیک کوچک می گیریم و ... گفتم : کیک هم لازم نیست. آن را هم می گذاریم روی پولی که می خواهیم بابت کمک مالی بدهیم. گریه ام گرفته بود. خوب شد زود قطع کرد. صدای اشکهایم را نشنید. ممنونم عزیزانم. ممنونم که با وجود همه تفاوت هایمان اینقدر در چنین مواقعی همفکر و همدل هستیم. و ممنونم که دوستان من هستید.