November 22, 2003

دیشب یه چیزی نوشته بودم راجع به کنسرت هنر در تبعید. بعد گفتم زن حسابی انگار باز تنت می خاره و هوس فحش کردی. امروز که بیدار شدم از خواب. به خودم گفتم پیر شدی و محافظه کار ؟ چرا پاکش کردی؟ از کی تا حالا فحش خوردن جلوی تو را گرفته بود و مجبورت کرده بود خودت را سانسور کنی ؟ بعد دیدم نه بابا فقط هم از ترس فحش نبود. انشایش هم چندان خوب نبود. ساعت دو شب بود و من تمام روز را سر پا بودم. خلاصه ...
دیروز بعد از برنامه با یکی از دوستان دست اندر کار برنامه صحبت می کردم. گله کرد از این که این روزها رادیو های محلی استکهلم او را موضوع فحش های خود قرار داده اند، او را مزدور ج.ا. و مامور رژيم خوانده اند. سعی کردم تسلایی باشم برایش. گفتمش که همانگونه که دانسته است در این استکهلم عزیز هر کاری که انجام دهی شخصی یا اشخاصی پیدا می شوند تا تو را به باد فحش بگیرند و فحشنامه های خود را بر تو بیازمایند. خود باش و اهمیت نده. یادم آمد که آقایی از انقلابیون دو آتشه به خاطر اینکه به او به خاطر کتک زدن همسرش اعتراض کرده بودم مرا مامور ج.ا خوانده بود. مغز کوچک او گنجایش تحلیل های پیچیده را نداشت. مسئله را ساده گرفت. او مخالف ج. ا بود و من را مخالف خود می دید. پس من می باید مامور ج.ا می بودم . این تحلیل ،تنها ترشح ممکن از مغز بیمارش بود و بس.

دو کامنت از دو دوست که در نظر خواهی پست قبلی نوشته شده است را اینجا بازگو می کنم. فکر می کنم جواب بسیار خوبی به این فحاشی های این " دوستان " باشد.
1ـ در عصری که بیشتر جهانیان هنرمندانشان را ارج می گذارند ، ما آنها را به دلایل گوناگون ( آنکه با ما نیست ، بر ماست ) محکوم می کنیم. هنگامه اخوان سالهاست که صدایش زندانی است. و باز ما یکسویه نگران را راضی نمی کند تا موضوع را درک کنیم و دشمن را گم نکنیم. راهی طولانی داریم تا دمکراسی ، انسانیت، فردیت و ملت مقهور بودن و...
دانش و خرد را در کجای این راه گم کرده ایم و بیراهه رفتیم و می رویم؟
*نوشته بالا به فینگلیش نوشته شده بود که خودم تنهایی تایپش کردم.
2ـ من فکر کنم هنر در تبعید نامگذاری با مسمایی باشد برای این برنامه ی هنری، چرا که زن ایرانی به همراه مرد ایرانی چه در غربت دور از وطن و چه در قربت و غربت وطن خود از بودن خود در تبعید است.تبعید شدن هنگامه ی اخوان نیز از موجودیت و هستی خود در مام میهن حرفی گزافه نیست
این هم یک آهنگ زیبا از یکی از هنرمندان خوب تبعیدی.
یادم هست. یادت نیست از شهیار قنبری
و این یکی
نذاشتن همصدایی رو بلد باشیم. نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم.( البته خودمونیم ها. این یکی رو به خوبی گذاشتن، بد بودن با همدیگر را عرض می کنم)

پ.ن نمره دیکته خودم 19، ولی نمره صحیح کردن شما صفر. بابا یکی پیدا نشد بگه این" نذاشتن " رو با ز نمی نویسن و با ز می نویسن. خودم اومدم درستش کردم. رسمشه ؟ همه کارو خودم باید بکنم ؟

[ 10:57 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35