نام فیلم : Irréversible کارگردان: Gaspar Noé بازیگر: Monica Bellucci وقتی که پای گیشه بلیط رفتیم و دخترم شماره رزرو را باز گفت ، مسئول فروش بلیط شماره را در کامپیوتر خود نوشت و گفت : آه..آن فیلم وحشتناک؟ شما این اخطار را خوانده اید ؟ و اخطاری را که در کنار گیشه روی پنجره مربوط به این فیلم زده بودند به من و دخترم نشان داد.گفتم می دانم ، نگاهی به دخترم کرد و نگاهی به من، داشت با نگاهش می پرسید که این چه انتخابی است ؟ گفتم این انتخاب دخترم است. او مایل است این فیلم را ببیند. اگر به خاطر دخترم نبود، هرگز این فیلم را انتخاب نمی کردم. لا اقل نه به عنوان آخرین فیلمی که قبل از رفتنش با هم ببینیم. دخترم اصرار کرد: تا من برگردم دیگر برش داشتند. بریم دیگه... و رفتیم. فیلم به طریق Backward پیشروی می کند . درست مثل فیلم Memento یعنی تو اول فیلم، آخر فیلم را می بینی و با کليپ های 5 تا ده دقیقه ای فیلم به عقب بر می گردد. آخر فیلم ابتدای داستان است و اول فیلم انتهای داستان. در صحنه اول می بینی که دو مرد را از جایی که به دیسکو یا کلوب شبیه است بیرون می آورند. یکی از آنها که بر پاست دستگیر می شود و دیگری را به آمبولانس می برند. مردانی فریاد زنان به آن دو فحش می دهند و به مردی که دستگیر شده است می گویند که در زندان از او به عنوان آبریزگاه جنسی مردان استفاده خواهد شد. در صحنه بعدی دو مرد در یک کلوپ زیر زمینی (کلوپ حقیقتا زیر زمین است، اما به طوری که از گفتار بر می آید نیمه مخفی هم هست ) هموسکسوال ها به دنبال کسی می گردند. محل یک سکس کلاب تمام عیار است. دوربین چرخان است. هیچ صحنه ای را کامل نشان نمی دهد. کلمات رکیکند و شرم آور. دوربین روی هیچ صحنه ای بیش از یک ثانیه توقف نمی کند. در این صحنه ها آلت جنسی مردان در حال خود ارضایی، Blowjob ، همخوابگی و...با کلیپ های بسیار کوتاه در گردش دوربین نمایان می شود. پی یر و مارکوس همچنان در جستجوی یک نام از دیگران سوال می کنند. در این جستجو مارکوس موتور اصلی است و پیر تنها به دنبال او حرکت می کند و بارها از او می خواهد که تمام کند و برگردند . در این سوال کردن ها فحش می دهند و فحش می شنوند. و کتک می زنند و کتک می خورند و بالاخره به شخصی می رسند که به دنبالش می گشتند.مردان عصبانی هستند و مشخص است که آماده درگیری هستند. مارکوس شروع به زدن مرد می کند ولی در فرصت کوتاهی پهن زمین می شود ، مردان دیگری در اطراف ایستاده اند و صحنه را تماشا می کنند و هورا می کشند. مردی که مارکوس و پی یر به دنبالش می گشتند به قصد تجاوز به مارکوس لباس او را از تن در می آورد. مردان دیگر با هیجان شروع به خود ارضایی می کنند. مارکوس به شدت آسیب دیده است و دستش را شکانده اند. و قدرت دفاع ندارد. در میان هلهله مردان ، پی یر با کپسول آتش نشانی بر سر مرد می کوبد و او را از روی مارکوس به گوشه ای می اندازد.و با کپسول آتش نشانی بر صورت مرد می کوبد. و می کوبد . و می کوبد. و می کوبد. در مقابل دوربین صورت مرد بعد از هر ضربه لهیده تر می شود. دوربین با اصرار بر صحنه فوکوس شده است. و در مقابل دوربین صورت مردی به تدریج به تکه ای گوشت تبدیل می شود. صحنه های بعد برای بیننده روشن می کند که مارکوس و پی یر آن شب چه ماجرایی داشتند. صحنه ها عقب می روند. در صحنه ای این دو با فواحش درگیر می شوند و سراغ مردی را می گیرند. یک نفر آدرس گی کلاب را می دهد. در صحنه ای آلکس( احتمالا مخفف آلکساندرا ) زنی زیبا برای گرفتن تاکسی به کنار خیابان می رود، قصد رد شدن از خیابان را دارد و زنی به او پیشنهاد می کند که از تونل زیر زمینی استفاده کند. او به سمت تونل می رود . تونل تاریک است و خلوت. مرد و زنی از آن سوی تونل وارد می شوند. زن به راهش ادامه می دهد. مرد شروع به کتک زدن زن همراهش می کند و آلکس متعجب و ترسیده خود را به دیوار می چسباند. زن همراه مرد ، از دسترس او خارج می شود و مرد به سمت آلکس می آید. زن فرصت فرار کردن را نمی یابد. در صحنه ای به طول 9.5 دقیقه تجاوز وحشیانه مرد به زن در مقابل چشمان تو انجام می شود. زنی که نا امیدانه بر زمین افتاده است از پس دستان مرد که دهان و گلویش را فشار می دهند زجه می زند.تمام صحنه تجاوز در مقابل دوربین انجام می شود. تو می بینی و می شنوی. حتی مردی را که از سوی دیگر تونل نمایان می شود و با دیدن صحنه ، به جای دخالت و کمک کردن به زن ، فرار را به قرار ترجیح می دهد را نیز می بینی. وقتی که تجاوز تمام می شود مرد با مشت و لگد به جان زن می افتد و او را فاحشه پولدار می خواند و می گوید که وقتی کارش با او تمام شود دیگر چهره زیبایی از زن باقی نخواهد ماند. دوربین اینجا هم برچیزی فیلتر نمی زند. آلکس با صورتی له شده در تونل باقی گذاشته می شود. صحنه بعدی که در فیلم به عنوان صحنه قبل از این نشان داده می شود پی یر و مارکوس را در حال رفتن به خانه نشان می دهد که با ماموران آمبولانسی که جسم بی جان زن را حمل می کنند روبرو می شوند .صورت زن به کلی از بین رفته است و در کما به سر می برد. بیننده به تدریج وارد فیلم می شود. به تدریج می فهمد که مارکوس و پی یر دو دوست بوده اند و آلکس که ابتدا دوست دختر پی یر بوده است بعد از مدتی مارکوس را انتخاب می کند . مارکوس مردی لا ابالی و دون ژوان به نظر می رسد و در شب حادثه این سه نفر به قصد شرکت در یک پارتی از خانه خارج می شوند. مارکوس در محل پارتی آمفتامین مصرف می کند و به لاس زدن با زنان دیگر می پردازد. پی یر که هنوز عاشق آلکس است به شدت عصبانی می شود و به او تشر می زند که این کارش توهین به زن است. آلکس ماجرا را تاب نمی آورد و مهمانی را ترک می کند و به قصد گرفتن تاکسی برای عبور از خیابان تونل زیر زمینی را انتخاب می کند و....
فیلم رورسیبل در اروپا و در فستیوال کان به دلیل خشونت فوق العاده اش مورد بحث قرار گرفت. شیوه کارگردانی و تهیه فیلم ، یعنی شیوه بازگشت از آخر به اول یکی از شیوه های جدید سینمای اروپا ست که مورد توجه قرار گرفته است. این شیوه در فیلم مومنتو هم مورد استفاده قرار گرفت و شیوه جالبی در تعقیب فیلم و نیز در جدا کردن موضوع ها از یکدیگر است. در صحنه اول فیلم که مردی وحشیانه کشته می شود بیننده که هنوز مدت زیادی از نشستنش روی صندلی سینما نگذشته است با موضوع خاص خشونت برخورد می کند. بیننده نمی داند که این سه مرد چه رابطه ای با هم دارند. نمی داند که مردی که چنین بی رحمانه به قتل می رسد چه عملی انجام داده است و آیا مستحق چنین مرگی است یا نه. اینجا تو قاضی صحنه ای هستی و خشونت را به عنوان یک عمل منفرد مورد قضاوت قرار می دهی..دلت پر از کینه و انتقام نیست. مردی در مقابل چشمان تو می میرد. تو نمی دانی این مرد چه کرده است. می بینی و می دانی که انسانی خشن است و اگر امکانش را داشت همین بلا را بر سر رقیبش می آورد. اما رقتی که در تو به وجود می آید به تو می گوید که این خشونت صحیح نیست.تو بدون اینکه بدانی مرد چه کرده است این خشونت را صحیح نمی دانی. فیلم به تو این فرصت را می دهد که با اصل خشونت و نه دلایل آن برخورد داشته باشی.
این فیلم انتخاب دخترم بود به عنوان آخرین شبی که قرارگذاشتیم قبل از رفتنش با هم بگذرانیم. اگر خواست من مطرح می شد من خواستار دیدن این فیلم نبودم. لااقل نه امشب. ( من پیشنهاد کرده بودم بریم این فیلم کارتن pooh the bear والت دیسنی را ببینیم، قبول نکرد :) فیلمی است که بسیار خوب ساخته شده و بازی بسیار خوبی دارد و موضوع هم جالب است. اما خشونت وحشیانه ای که در فیلم است را نمی توانم درک کنم. و به دلیل این خشونت ، فیلم را در لیست فیلمهایی که نمی خواهم ببینم گذاشته بودم.فیلم تاثیر بسیار بدی روی بیننده می گذارد و حالت بد می شود. فیلم را بالای 15 سال اعلام کرده اند. اما من دیدن این فیلم را حتی به 40 سالگان هم پيشنهاد نمی کنم. در انتهای فیلم، که در داستان ابتدای فیلم است صحنه ای زیبا نمایش داده میشود. روزی آفتابی ، و آلکس زیبا که روی پتویی در زیر آفتاب دراز کشیده است و کتاب می خواند ، پارکی بسیار سبز و زیبا و آرامشی که تو دیگر می دانی که مدت طولانی به طول نخواهد انجامید. اما کارگردان به دنبال آرام نگاه داشتن تو نیست. به دنبال انتقال آرامش به تو نیست. به همین دلیل با حدود یک دقیقه پرش صحنه ، آن جو تشنج آمیز فیلم را به ذهن تو بر می گرداند. کارگردان به دنبال آرام نگاه داشتن تو نیست که کار می کند. بلکه قصدش منقلب کردن توست. برای چه ؟ شناخت جامعه ای خشن و تفکر در خشونت جامعه ؟ شاید. در آخر فیلم جمله ای فیلسوفانه بر پرده سینما نقش می بندد، جمله ای در مقابل جمله ای که به آن عادت داشتیم. همان جمله مشهور که همیشه به ما گفته است که زمان التیام بخش همه چیز است. اما کارگردان برای تو این آرامش را هم باقی نمی گذارد ، او می نویسد: زمان همه چیز را نابود می کند.
پ.ن ، من معمولا فیلمها را آخرش را تعریف نمی کنم که هیجان فیلم از بین نره و دوستانی که می خوان برن ببینند از هیجانش کم نشه..اما آخر چی کار کنم که این فیلم آخرش رو اولش تعریف کرده . در ضمن مسئله اصلی فیلم همان خشونت آن و رو در رو قرار دادن بیننده با خشونت عریان است.در ضمن بابا این فیلم رو می خواهید چی کار برید ببینید؟ حالتون بد می شه ها. از من گفتن بود پ.ن 2 چیزی که به آن اشاره نکرده ام همین احساس بود که امید میلانی در کامنت ها به آن اشاره کرد. در ابتدای فیلم صحنه ای از خشونت بی بدیل در معرض دید تو قرار می گیرد. تو را شکه و هیجان زده می کند و به برخورد با خشونت وامی دارد. در انتهای فیلم تو یه جورایی دلت هم خنک شده که پی یر و مارکوس به آن وضع فجیع مرد را به قتل رساندند. این را حق او می دانی..خشونت توجیه شده است. پیام کم رنگی در فیلم وجود دارد. باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد که این آیا پیام اصلی فیلم است یا نه. و آن قانون را به دست گرفتن و اجرا کردن است. اینکه قانون انتقام آلکس را نمی گیرد و تو اگر مایلی باید خود وارد کار شوی و انتقام بگیری. باید خودت مجری قانون باشی تا مجرم به جزای خود برسد. مانی به هموفوبیای موجود در فیلم اشاره کرده است که فکر می کنم کاملا بر حق است( اینجاست که می گویند هیچکس ، هر چقدر هم که با مسئله از نظر تئوریک آشنا باشد ، تا زمانی که خودش دقیقا با مسئله درگیر نباشد نمی تواند حساسیت های لازم را داشته باشد، این در مورد مسائل زنان صادق است و در مورد همجنسگرایان هم. و من همیشه فکر می کردم حساسیت لازم را نسبت به مسئله همجنسگرایی دارم). درجه تهوع آوری فیلم آنچنان بالا بود که تمام مسائل دیگر فراموش می شد. من حتی به نقد های موجود هم اشاره کردم و دیدم در هیچ کدام از هموفوبیای موجود در فیلم اثری نیست. البته این شلختگی جنسی در پارتی که پی یر و مارکوس و آلکس شرکت کرده بوده اند ، در میان هتروسکسوئل ها هم نمایش داده می شود. اما جنایت کار اصلی همجنس گرا نمایانده می شود و با دیدی زن ستیزانه به آلکس برخورد می کند. در صورتی که امار جنایت هایی که بر علیه زنان صورت می گیرد نشان دهنده آن است که تنها مردان هتروسکسوئل به تجاوز و خشونت بر علیه زنان دست می زنند.