اسم فیلم : شهر خدا نام اصلی : Cidade de deus کارگردان :Fernando Meirelles محصول: برزیل فیلم با صحنه ای از یک مهمانی و کباب مرغ و موزیک شروع می شود. یکی از مرغ ها فرار می کند و همه به دنبال مرغ و برای دستگیری او خیابانهای شهر خدا را به هم می ریزند. کودکان از هر سو به دنبال مرغ می دوند و وقتی می بینند که مرغ بیچاره از آنها سریعتر می دود از جیب و شلوار هر کدام اسلحه ای بدر می آید و بی دریغ به سمت مرغ شلیک می شود. مرغ باز هم موفق به فرار می شود و در خیابانی بزرگ وسط خیابان می ایستد. جمعیتی که مرغ را تعقیب می کرد تا به دندان مسلح به وسط خیابان میریزد و پسر جوان عکاسی در مقابل آنها و بین آنها و پلیس قرار می گیرد.و فیلم با بیان خاطرات پسر جوان صحنه ای دیگر به خود می گیرد.. شهر خدا یکی از شهرک های خارج از محدوده در کناره ریودوژانیرو است. مخروبه ای که هرگز در کارت پستال های زیبایی که از شهر به دستتان می رسد مشاهده نمی شود. جایی که خدا هرگز پایش را نمی گذارد. در این شهر خشونت یکی از روزمرگی های ساده کودکان است. زندگی خشن کودکان آنان را به دزدی و پادویی گانگسترها می کشاند و برای اثبات مرد بودن خود هم سالان خود را به قتل می رسانند. کسانی که از این بازی همه گانی کناره گیری می کنند نیز ناخوداگاه به میان کشیده می شوند و اقامتشان در شهرک مجبورشان می کند که جبهه بگیرند. در تمام مدت فیلم به خودت می گویی که این تنها یک فیلم است، هیچ کودکی این زندگی را تجربه نمی کند. هیچ کودکی در این دنیا نمی یابی که در جایگاهی قرار بگیرد که مجبور باشد برای دعوایی که به راه انداخته است و شکلاتی که دزدیده است ، انتخاب کند که گلوله ای در دستش بزنند یا پایش..وقتی کودک 6ـ 7 ساله را می بینی که با گریه دستش را بالا می آورد و آن را به عنوان انتخاب خود نشان می دهد و مرد باز گلوله را در پای او می نشاند اشکهایت را پاک می کنی و می گویی صحت ندارد. وقتی کودک دیگری برای اینکه مردی خود را اثبات کند مجبور است او و دوست دیگرش را نشانه بگیرد و انتخاب کند که کدام یک از آنها حق دارند زنده بمانند و ماشه را می چکاند به خودت می گویی صحت ندارد. و تمام فیلم به خودت می گویی صحت ندارد و هیچ جای این دنیا قرار نیست کودکان اینگونه زندگی کنند و مردان یکدیگر را بدرند و زنان بگریند. و در انتهای فیلم جمله ای خواب آشفته تو را آشفته تر می کند و به تو می گوید بیدار شو...این فیلم بر اساس ماجرای واقعی در شهرک واقعی خدا ساخته شده..شهرکی که نه خدا و نه شیطان پای به آن نمی گذارند. فیلم شهرک خدا برای کسانی که تحمل خشونت را ندارند توصیه نمی شود. صحنه های وحشیانه فیلم نفس را در سینه ات حبس می کند. و تو می دانی که در جایی از این دنیا، کودکان خیابان ، زندگی این چنینی را تجربه می کنند. انتخابی بین گلوله ای در دست های کوچکت یا پاهای لرزانت..این است زندگی.