این چند وقته در استکهلم هم ملت هیاهویی کرده اند بیا و ببین. بخصوص آنهایی که تا قبل از روز 10 اکتبر اصلا اسمی از خانم عبادی هم نشنیده بودند. سلطنت طلب ها ، راستی ها. چپی های سنتی .. یادم می آید که آخرین بار که خانم عبادی و شادی صدر به دعوت وزیر امور خارجه سوئد ، آنا لیند ، به استکهلم آمده بودند ، یک برنامه به زبان فارسی هم برای هردوی این عزیزان ترتیب داده شد. در این برنامه نزدیک به 25/30 نفر شرکت کرده بودند. اکثرا هم زنان فعال در مسائل زنان بودند و چند تن انگشت شمار ( چه می گویم، خود جمعیت انگشت شمار بود ) از مردان علاقه مند به فعالیت های این دو . هیچ از این آقایان ( و یا خانم هایی ) که امروز خودشان را تکه پاره می کنند و از عظمت ملی و غرور ملی حرف می زنند خبری نبود. تغاری شکسته و ماستی ریخته. می دانید..درد اصلی این است که این هیاهو ها چه له و چه علیه از طرف کسانی است که ابدا با کارهای خانم عبادی آشنا نبوده اند. و یا چون کارهای ایشان در زمینه مسائل زنان و کودکان بوده است ، و مثل ایشان "انقلابی " عمل نمی کرده است ، عموما از طرف این حضرات کاری به حساب نمی آمده است ، اما اکنون که می توانند های و هوی را ه بیاندازند ، این کار، کارستان شده است.
و گفته برشت چقدر پر معنا است :بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.
نگرانم..به شدت نگرانم..اول از همه ، بهتر است نگویم. دوم از همه..خانم عبادی داشت کارش را می کرد، می ترسم که الان دیگر همان کارش را هم نگذارند انجام دهد.