October 2, 2003

انگار خيلي زيادتر از ظرفيتم خسته شده ام. احساس مي كنم مثل خروس جنگي شده ام و به ملت ميپرم , خلاصه اگر كسي اين ميانه بد ديد ببخشد.
اين روزها حقيقتا دارم مي دوم. موقع ناهار هم كه سر كار مقداري استراحت دارم به جاي استراحت كردن مي دوم بيرون و خريد خانه را مي كنم تا بتوانم به محض رسيدن به خانه راه بيافتم.
يك فمينال در پيش داريم. يك فستيوال فمينيستي. كه خيلي وقت و انرژي مي گيرد. بجز آن , همكاري با برنامه جديدي را شروع كرده ام كه شايد برايتان در آينده بنويسم. و خلاصه شير تو شيري است كه نگو..آخه بگو زن حسابي مگر آزار داري چند تا هندونه با هم بر ميداري.
ديشب در استكهلم برنامه اي داشتيم در رابطه با اينترنت و تاثير آن در سير دمكراسي كه امشب اگر پايم به موقع به خانه رسيد حتما در موردش خواهم نوشت.
براي دوستاني كه مقيم سوئد و بيشتر از همه استكهلم هستند هم خبري بدهم.
سازماني كه من با آن همكاري مي كنم يعني سازمان " زنان بدون مرز " در روز شنبه 11 اكتبر فستيوال فمينيستي سالانه خود را در خانه فرهنگ واقع در ميدان سرگل برگزار مي كند. ساعت شروع برنامه 2 بعد از ظهر است. به موقع بياييد چون بليط كم است. و رزرو و پارتي بازي هم نداريم.
از جمله برنامه ها تاتر و شعر و بحث و گفتگو است. برنامه جالبي خواهد بود.
بروم ..تا امشب.

[ 15:00 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35