امشب ، یکی از شبهایی بود که در خانه زنان کشيک بودم. خانه زنان يا پناهگاه زنان، خانه مخصوص زنانی است که دچار ضرب و شتم و خشونت خانگی هستند و از خانه خود به ما پناه می جويند. من عضو داوطلب يکی از این خانه ها هستم و چند عصر در ماه را به عنوان کشيک در آنجا می گذرانم. قصد ندارم از آنچه گذشته است اینجا بنویسم چون وظیفه رازداری اولین وظیفه زنانی است که در این خانه ها فعال هستند. مسئله چيز دیگری بود. بعد از رسیدن و کار های اولیه از قبیل گوش دادن به پیام های تلفنی و جواب دادن به چند تلفن کمی سرم خلوت شد و به مرتب کردن دفتر پرداختم. مدتها بود می خواستم کتابخانه دفتر را سر و سامانی بدهم که وقت نمی شد. در حال مرتب کردن فیلمها بودم که چشمم به فیلم مستند "چرا او نمی رود " افتاد. این فیلم در مورد پروسه عادی شدن خشونت در خانواده است ودلایل تن دادن زن به آن و شرایطی که موجب عدم توانایی او در ترک رابطه می شود.بارها این فیلم را دیده ام. بارها آن را برای گروه های مختلف نمايش داده ام و راجع به آن صحبت کرده ام.و امشب فیلم در دست من بسیار سنگین می نمود. به یاد دوستی افتادم که مدتی پيش از زندگی زنی در ایران برایم گفت که وضعیت طاقت فرسایی در خانه داشت. مرد، که از اشخاص با نفوذ درون حکومت هم بود، بچه ها را گروگان نگاه داشته بود و هر بلایی دلش می خواست سر او می آورد و او که حق طلاق هم نداشت ، تقاضای کمک می کرد که چگونه از ایران خارج شود و اگر بتواند آیا امکان گرفتن پناهندگی برایش به دلیل ضرب و شتم خانگی وجود دارد یا نه. زنی دیگر که بعد از مدتها کتک خوردن به هزار زحمت طلاق گرفته ، و راهی بجز برگشتن به خانه پدری در شهرستان را نداشت و الان مورد خشونت پدر و برادران واقع می شود. زنی دیگر که به دلیل آنکه شوهرش را مردی ناسلام می داند و از آن ترس دارد که در صورت طلاق مرد به دختر مشترکشان دست درازی کند در خانه مانده است و کتک ها و تحقیر ها و توهین ها را تحمل می کند تا دخترش به سنی برسد که بتواند گلیم خود از آب بکشد. زنان دیگری که تن به کتک ها وتحقیر ها می دهند تنها به این دلیل که جایی برای رفتن ندارند و با سر شکستگی به خانه پدر و برادر رفتن را ننگ می دانند و از نظر مالی هم توان تامین خود و بچه ها را ندارند.... به همکارم گفتم: در کشور من مشکل دیگری هم به جز اینکه " چرا او رابطه را ترک نمی کند " و " چرا او نمی رود " وجود دارد و آن اینکه "به کجا برود " " به کجا پناه آورد" جایی نیست که او را بپذیرد و اگر خانواده خوب و روشنفکری نداشته باشد از هیچ گونه حمایت و پشتيبانی ، اعم از دولتی ، اجتماعی ، یا فرهنگی برخوردار نیست. راستی، زن ایرانی به کجا پناه آورد؟