September 21, 2003

صحبت های اسماعیل خویی
ما قومی در حال زوال هستیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اکنون دیدم که یک نفر از همشهریان من ـ که بالتبع از اسم مستعار هم استفاده کرده است ـ اعتراض کرده است که آقای خویی فحش خواهر مادر داده است و به من اعتراض کرده است که به عنوان مدافع حقوق همجنسگرایان و یک فمینیست به این مسئله اعتراض نکرده ام. این آقا ، اسماعیل خویی را الکلی خوانده است و گفته است که در سوئد الکلی ها سخنرانی نمی کنند.
من فحشی را که به خویی دادند ، خاتمی چی ـ سفیر جمهوری اسلامی ، را کمتر از فحش هایی که خویی به آنها که به او این حرفها را زده بودند ، نمی دانم.
شما سعی در آن دارید که با دست گذاشتن روی فمینست بودن من ، مرا وادار به واکنش نسبت به فحش های خواهر و مادر کنید؟ به کی دارید این حرفها را می زنید آقا؟ من در این شهر زندگی می کنم و این آدمها را بسیار خوب می شناسم.من این فحش ها را از همان رفقای شما شنیده ام.همان رفقای شما که در آن برنامه به خویی فحش دادند ، بدتر از اینش را حتی به خودم هم گفته اند. چه رودر رو و چه در پشت سر (مایل هستید اسم بیاورم؟ ) .حالا برای من پسران پیغمیر می شوید و فحش های خویی را به رخ می کشید و می گویید که با وجود اعتقاداتم در مقابل فحش های خویی ساکت نشسته ام ؟ به نظر من هیچ فرقی ندارد که برای توهین به انسانی تمام عقایدش را زیر سوال ببرند یا آنکه مادر و خواهر را به میان بکشند..هر دو غلط است.شما آیا به فحشهایی که به خویی داده شد اعتراض کردید؟
اما در مورد سخنرانی یک الکلی ، این انتقاد را با برنامه گزاران مطرح کنید آقا، من برنامه گذار نبودم. و گفتم که در برنامه شرکت هم نکرده ام.
اینجا یک مسئله باقی می ماند. اگر خویی در آن شب زبان به اعتراض نمی گشود و زبان به تعریف و تمجید می گشود نه شما و نه هیچ کدام از رفقایتان او را الکلی نمی خواند ، از او نمی خواست که فقط شعرش را بخواند و حرف زیادی نزند، و به او تهمت سلطنت طلب بودن و خاتمی چی بودن نمی زد. مشکل خویی در چشم شما یان مشروب خوردنش نبود. مشکل خویی برای شما تنها آن بود که همخوان شما نبود. به شما انتقاد کرد و به شما اعتراض کرد.و اگر غیر از این می کرد خویی همچنان رفیق شما باقی میماند آقایان، حرف این است.
و در انتها باز هم تنها دو آلترناتیو داریم. یا خویی را به لجن بکشیم ، او را الکلی و اوباش و بد دهن بخوانیم، و یا آنکه به آنچه گفت بیاندیشیم و سعی کنیم از زوال خود جلوگیری کنیم.
آقایی که در کامنت ها به من اعتراض کرده است بسیار روشن نشان داده است که کدام راه را انتخاب کرده است. و من تنها امیدم این است که این راه همه گان نباشد. چرا که نسل دایناسور ها مدتهاست که از بین رفته است و هر آنچه کهنه و کهنه گراست به همان سرنوشت دچار می شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست ما رهگذر ثانی در کامنت ها مطلبی نوشته است که چون با سرتاسرش موافقم آن را در اینجا می آورم:

من صحبت‌های خويی را شنيدم. ای‌كاش خويی بی‌آن‌كه در آن نشست شركت می‌كرد اين حرف‌ها را می‌زد! ای كاش خويی هنگامی كه فحش‌اش می‌دادند، سكوت می‌كرد و جلسه را ترك می‌كرد. ای كاش خويی در اين بازی شركت نمی‌كرد و بازی نمی‌خورد!

خويی درست می‌گويد. ما قوم در حال زوال هستيم. ولی خود او هم جزيی از همين قوم در زوال است و عمل‌كرد او به عنوان انديشمند، و نه شاعر، چندان درخشان نيست. در همه‌ی اين سال‌ها برای بيرون آمدن از اين ورطه‌ی هولناك، از اين زوال محتوم چه كرده است؟
و بعد، آدمی مثل خويی بايد بداند كه هر سخن جايی دارد و برای پذيرش‌اش بايد شرايطی فراهم باشد. چرا وقتی دعوت‌اش كردند همين حرف‌ها را ننوشت و به دعوت‌كنندگان نداد تا شايد در برگزاری همين جلسه موثر باشد؟ چرا به گفت خودش در صد جلسه‌ی «انجمن خانه و مدرسه» شركت كرد و يكباره در صد و يكمين جلسه فيل‌اش ياد هندوستان كرد؟ توجه داشته باش، من به هيچ‌وجه رفتار مهمان‌داران را تاييد نمی‌كنم، اما دلم از رفتار مهمان بيشتر به درد آمده است، چون از او انتظار بيشتری دارم.

و اما يك سئوال از دوستانی كه خوشحالند خويی را از بالای تريبون پايين كشيده‌اند و نگذاشته‌اند حرف بزند. فرض می‌كنيم حتا خويی می‌آمد و رسمن و صريحن مار ا به پيوستن به اردویِ رضا پهلوی دعوت می‌كرد، چه می‌شد اگر می‌گذاشتيد حرف‌اش را بزند؟ می‌ترسيديد با كلام خويی عده‌ای از هواداران‌تان به سلطنت‌طلب‌ها بپيوندند؟ اين‌قدر به خودتان بی‌اعتماد هستيد؟ می‌ترسيديد حرف‌های خويی بی‌حرمتی به خاطره‌ی جانباخته‌گان راه آزادی باشد؟ بی‌حرمتی‌يی بالاتر از آن‌چه پيش آمده ممكن است؟
اكنون دشمن به ما نمی‌خندد؟ و خيال‌اش راحت نمی‌شود كه تا اين عمل‌كرد ماست او می‌تواند با آسودگی به تركتازی‌اش ادامه دهد؟
نه، واقعن چه می‌شد اگر دندان بر سر جگر می‌گذاشتيد و حرف‌های خويی را، گيريم نه مطابق ميل شما، گوش می‌كرديد؟
گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این آدرس صدای قسمتی از دعوای آن شب گذاشته شده است. می توانیدگوش کنید.
در ضمن در همان جا آن سوی ماجرا را هم می توانید بخوانید. این هم برای آنکه یک طرفه به قاضی نرفته باشیم. البته در متن گفته شده است که قسمت های اول ضبط نشده است. وقتی که من گوش کردم دیدم از زمان شروع صحبت های آقای خویی تا زمانی که او را از صحنه پايين کشیده اند ضبط شده است.



[ 22:14 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35