چندی پيش جلسه ای در استکهلم برگزار شد. جلسه ای در بزرگداشت یاد کشته شدگان سال 67 . گزارشی از آن برای شما ننوشتم چون در این جلسه حضور نداشتم. دلیل حضور نداشتنم را برایتان می نویسم. دیشب با دوستانی که در جلسه حضور داشتند گفت و گویی داشتم.،شنیده بودم که در جلسه دعوای سختی شد، جزئیات آن را نمی دانستم. و دیشب پرسیدم و شنیدم که چرا. مسئله این بود که اسماعیل خویی ـ مثل همیشه ـ مهمان این جلسه بود. از لندن آمده بود تا در جلسه شعر بخواند. و اسماعیل خویی قبل از شعر خوانی اش لب به اعتراض گشود که چندین و چند سال است که این برنامه را داریم و از آنچه سخن می گوییم که همه می دانیم...چرا ؟ و دهان ها به اعتراض گشوده شد : تو شعرت رو بخون. تو را نیاوردیم سخنرانی کنی. شعرت رو بخون وقت رو بده به نفر بعدی. خانم مجری برنامه با بلند منشی خاص خودش رفت روی صحنه و گفت : ما آقای خویی را دعوت کردیم شعر بخواند نه اینکه سخنرانی کند. حضرتشان که خیلی سیاسی تشریف دارد ، اسماعیل خویی را که یکی از پيش کسوتان اندیشمندان چپ در ایران است را داخل آدم نمی داند که حتی حق داشته باشد گله کند. می گوید شعرت را بخوان و حرف زیادی نزن. اسماعیل خویی ، این پير رنجدیده روزگار، کسی که اخوان نازنین با خوشقلبی اش نامه شفاعت او را نوشت و او اعلام کرد که من از هيچکسی بابت آنچه بوده ام عذر نخواهم خواست، اسماعیل خویی، به فتوای " رفقای " حاضر در جلسه ، و بخصوص خانم مجری برنامه به شعر خوانی و حرف زیادی نزدن محکوم شد و مجبور به ترک صحنه شد. " رففا " که تحمل حرف مخالف را نداشتند اسماعیل خویی را از سخن گفتن باز داشتند. آه که آنکه با مادر خود زنا کند ، با دیگران چه ها کند ؟ شما که تحمل حرف اسماعیل خویی را ندارید ، چگونه از دمکراسی و آزادی حرف می زنید ؟ رادیو همبستگی ، مصاحبه ای با آقای اسماعیل خویی انجام داد.که دلیل برخورد خود را مطرح کرده است. من به محض اینکه دوستان این مصاحبه را روی سایت قرار دادند برایتان آن مصاحبه را در اینجا خواهم گذاشت.تا حرف های این عزیز را از زبان خودش بشنویم. حالا مانده است برخورد با حرفهای این عزیز. خویی می گوید ما داریم فسیل می شویم. خویی می گوید ما داریم هر سال با برنامه ای سه چهار ساعته خود را تکرار می کنیم. به بهترین انشا در رسای شهیدانمان جایزه می دهیم و آفرین می گوییم و دیگر هیچ. شما با این برخوردهای خویی چه می کنید ؟ دو راه دارید. یا اعلامیه و اطلاعیه چاپ کنید و به خویی فحش بدهید و او را به فلان و بسار بچسبانید و او را سلطنت طلب و خاتمی چی بخوانید...که چنین هم کردید و می کنید. راه دیگری هم هست : بیاندیشیم و یاد بگیریم فکرمان را به کار بیاندازیم و یاد بگیریم با خودمان برخورد کنیم و یاد بگیریم. تکرار انشاهای سالیان سال بزرگداشت خاطره شهدای سال 67 نیست. این تنها " کوچک داشت" خاطره این عزیزان است.کشتار سال 67 يکی از بزرگترین جنایت های تاریخ است، این جنایت آنقدر کوچک نیست که با یک شب در سال و تکرار خود سر وته آن را هم بیاوریم. 15 سال از این جنایت می گذرد و دنیا از آن بی خبر است. و ما همچنان خود را دوره می کنیم. حرف خویی این است. حرف من هم همین بود و به همین علت هم در مراسم امسال شرکت نکرده ام. من شرکت نکردم و حرف خود را نزدم. فرق من با خویی همین بود که خویی جسارت و شجاعت آن را داشت که شرکت کند و بگوید: آی.....به خود آیید. برخورد خویی را اجر می گذارم. و برای دوستان برگزار کننده این برنامه که در طول سالیان سال این برنامه را تکرار می کنند ، شفای عاجل آرزومندم. پ. ن اول.منظور من این نیست که اسماعیل خویی چون شاعر و انسان مشهور و بزرگی است باید حق حرف زدن می یافت. اما برخوردی که برنامه گذاران این جلسه کردند و به سخنران خود هم اجازه بیان اندیشه ای مخالف را ندادند دیگر انتظار بسیار بی موردی خواهد بود که بخواهم بگویم که هر کسی باید حق ابراز نظر مخالف خود را می داشت. پ.ن دوم. به محض اینکه دوستان رادیو همبستگی گفتار خویی را روی نت گذاشتند آن را در اینجا قرار می دهم. منتظر باشید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینهم کلام آقای خویی..اینجا را کلیک کنید