August 29, 2003

هستم اگر می روم
گر نروم ، نيستم


گاهی باید رفت، و تنها باید رفت.من این بار تنها می روم
تا جمعه دیگر بدون اینترنت زندگی می کنم. نه میلی را چک می کنم ، و نه به سايت و وبلاگی سر می زنم. نمی دانم دوام خواهم آورد یا نه و يا آنکه خودم را به کافی شاپی می رسانم و بالاخره کمی وبگردی می کنم.
قصد دارم یک روز را به صحرا نوردی و شتر سواری بگذرانم. و شن سرخ صحرای عرب را از نزدیک ببينم.
ای کاش در مدرسه از کلاس زبان عربی در نرفته بودم
دلم برای همه تان تنگ می شود. می دانم

این آهنگ را با هم گوش کنيم

یه کمی خنده واسه روزای بارونی دارم ، که خیال دارم تو کيسه دم دستم بزارم..
دو سه خط شعر و غزل ، حرفای موندنی دارم، که می خوام توی جيبم پهلوی قلبم بزارم
دل من تنگ من و تنهايی های شب شده ، هوای تازه می خواد نفس تو سينه تنگ شده


[ 0:23 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35