:در رابطه با مطلبی که در مورد دعای شریعتی نوشته شد یکی از دوستان مطلبی را در کامنت ها نوشت که من را واقعا به فکر واداشت. نوشته این دوست را با هم بخوانيم
.. يک سوال دارم ازتون واقعا فکر مي کنيد زنان فقط موجوداتي هستند که مردها به آنها ظلم مي کنند؟ هيچ در مورد ظلم زنان به مردان حرف نمي زنيد .. مي دونيد زنها مردها رو به چهار ميخ مي کشن با توقع مالي زياد تو اين شرايط وحشتناک اقتصادی تو ايران؟ مي دونيد که خيلي ها از روي تبلي نمي رن کار کنن .. مي دونين رفتار خيلياشون تو دلبري از هر مردي دست کمي از فاحشه ها نداره .. خودم 5 سال در محيط هاي کاري ايران بوده ام و خبر دارم .. خودم دختر يک خانواده سنتي بوده ام و ميدانم ظلم يعني چي .. من مي دونم ظلم به زن يعني چي چون خودم با پوست و گوشتم حسش کرده ام .. اما مي دونم در بسياري از موارد رفتار زنان غير قابل دفاع است .. من در محيط کارم (يک محيط مهندسي در يک شرکت حسابي) هر روز براي زنان کشورم آرزوي شرف کردم ... همين ...اضافه می کنم شرف و شعور ..
و این نوشته من را به فکر واداشت. راستی حقوق اجتماعی افراد بايد تحت تاثیر شخصیت فردی آنها باشد ؟ یعنی اگر من فرد بدی باشم حقوق اجتماعی من از تو که فرد مهربان و خوبی هستی می بايد کمتر باشد؟ فرض کنيم که من انسان بدی هستم ( می دانم فرض اين مسئله بسیار مشکل است و تقريبا محال، اما فقط فرض است دوستان ) و شما انسان بسیار خوبی. آيا اين خصوصیت فردی من بايد مرا از حقوق اجتماعی ام محروم کند و خصوصیت فردی شما باید به شما حقوق اجتماعی بیشتری بدهد ؟راستی شما که چنين سئوالی را مطرح کرده اید چه راه حلی پيشنهاد می کنيد؟ آن زنانی که به قول شما آنچنانی رفتار می کنند آيا بايد از حقوق کمتری برخوردار شوند يا آنکه هر چه به سرشان آيد را حقشان می دانيد؟ من از حقوق انسانی انسان ها حرف می زنم. از اينکه در مقابل قانون بايد حقوق مساوی داشته باشيم. از اينکه بايد امکانات مساوی در اختيار انسانها قرار بگيرد و در اين رابطه جنسيت آنان نبايد نقشی ایفا کند. شما به من از زنان بد، زنان پليد ، زنانی که دلبری می کنند و زنانی که خانه خراب کن هستند حرف می زنيد؟ من برای شما از قانون حرف می زنم و اينکه قوانین سکسيتی هستند و به زنان تنها به دليل جنسیت شان ستم می شود. شما می گوئيد که زنان بدی هستند که اينگونه و آنگونه هستند ؟ آخر عزيزان ، اين دو چه ربطی به هم دارند؟ گيرم که تمام زنان اين دنيا انسانهايی پست و پليد و سود جو و فاسد باشند ، آیا بايد از نظر اجتماعی به خاطر خصوصيات فردی شان مورد اجحاف قرار بگيرند ؟ فرض کنيم که مردان فرشته گانی هستند که از سوی خدا نازل شده اند، آیا بايد قوانين تنها منافع آنان را در نظر بگيرد؟ دوست من ، من از ظلم مردها به زنها نمی گويم ، من از مردسالاری سخن می گويم و مردانی ـ و نيز زنانی هم ـ که اين سيستم را توليد و باز توليد می کنند و برای آنکه عملکرد اجتماعی داشته باشد می کوشند. شما می گوييد که زنی بد است و زنی چنين است و زنی چنان است، انتظارتان چيست ؟ که من هم از مردانی بگويم که به صورت زنان اسيد می پاشند و با ضرب و شتم زنان را روانه بیمارستان می کنند و ...و در انتها ببينيم چه کسی امتياز بيشتری آورده است و برنده را مشخص کنيم ؟ مشکل ظلم انسانی به انسان ديگر در حيطه روابط شخصی نيست هر چند که آن هم در رابطه با اجتماع قرار می گيرد و هر چند که من شخصا معتقدم که خشونت مسئله شخصی نيست. اما مشکل اصلی آن است که نيمی از انسانهای اين کره خاکی به دليل جنسيت خود تحت فشار و آزار نيمی ديگر که جنسيتی ديگر دارند قرار می گيرند و قوانين اجتماعی به آن مشروعيت می دهد. دوست نازنين من، مسئله ستم جنسی ، در گرو من و تو و زن حسن آقا و مادر حسين آقا نيست. مسئله ستم جنسيتی بدون توجه به شخصيت ما بايد از زمين مهو شود.زنان و مردان هر دو انسان هستند، زن بودن به معنای خوب بودن نيست، و هيچ کسی هم نگفته است که زنان فرشته گان روی زمين هستند و از بدی ها و پليدی ها مبرا، مسلم است که زنان نيز چون انسان هستند و در اين اجتماع زندگی می کنند تحت تاثير همين اجتماع خصوصيات متفاوت دارند، گروهی خوبند و بسيار خوب و گروهی بد و بسيار بد، اما هيچ مرد بدی بخاطر بد اخلاق بودن از حقوق اجتماعی محروم نشده است ، وقتی از قوانين زن ستيز حرف می زنيم و تغيير اين قوانين را خواستار می شويم ، قوانين انسانی را برای تمام انسانها بدون توجه به خصوصيات فردی شان تقاضا می کنيم ، در اين ميان بد بودن يا خوب بودن فلان خانم هيچ تاثيری نبايد داشته باشد.