باز بعد از ظهر شنبه شد و قیافه و مادر مرده مايکل جکسون روی صفحه تلویزیون افتاد. اين موجود مرا به شدت عصبانی می کند. هر انسانی که تا به اين حد ترحم گدایی کند مرا به شدت عصبانی می کند. با آن همه دم زدن از کودکان حتی یک حرکت خیریه برای کودکان انجام نداده است و یک قدم مفید در زندگی اش برای کسی برنداشته است و همه اش دادش بلند است که آی........................ بياييد و برای من دل بسوزانيد. با آنهمه پولی او صرف تعويض مدل دماغش از کوفته ای به خوکی کرده است می شد زندگی صدها کودک قحطی زده و بسیاری از جنگل های طبيعی را از مرگ نجات داد. نمی دانم از کی تا به حال دوست داشتن کودکان به ادای کودکان را در آوردن و با بچه های 10 /12 ساله دوست شدن و پيژاما پارتی ترتيب دادن محدود شده است. مشاوران تبليغاتی و شبکه های تلويزيونی هم که سنگ تمام می گذارند تا از او مسيحای مظلوم و حامی کودکان بسازند. به راستی که در غرب همه چيز را به راحتی می توان خريد ، و راحت تر از همه چيز افکار عمومی .