July 30, 2003



امروز در استکهلم فستيوال همجنسگرايان که همه ساله در همين تاريخ بر گزار می شود آغاز به کار کرد. اين فستيوال که قبلا هفته آزاد سازی نام داشت اکنون با نام فستيوال غرور هر ساله استکهلم را پر از رنگ و آوازهای شاد و صحنه های تعجب آور می کند. در اين هفته هموسکسوئل ها، بای سکسوئل ها ، ترانس سکسوئل ها ، ترانسوسيت ها وانسانها با ديگر گرايش های انسانی ـ جنسی آزادانه و با لباس های رنگارنگ در شهر در تجمعات مختلف شرکت می کنند. چندين سينما به نمايش فيلمهای همجنس گرايانه مبادرت می کند و همجنس گرايان به طور بسيار علنی تر در اجتماع ظاهر می شوند.
در کشور من عشق ممنوع است . در کشوری " که دهانت را می بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم " ، سخن از عشق گفتن ، گزافه است و به خاطر دوستی و عشق مجازاتی چون سنگسار و شلاق انتظار انسانها را می کشد. در اين ميان سخن از عشق همجنس، و حق انسانها برای انتخاب همراهشان گفتن بسيار دور از واقعيت به نظر می آيد. ولی اين به آن معنی نيست داشتن گرايش های مختلف جنسی در کشورهای اروپايی به سادگی پذيرفته شده است.
در اوايل دهه هشتاد ميلادی پديده همجنس گرايی از ليست سياه بيمارهای روانی خط خورد. آنچه قبل از آن بيماری روانی خوانده می شد و مبتلای به آن آنچنان با شک های الکتريکی و داروهای شيميايي تحت درمان قرار می گرفت که از نظر جسمی و روحی در هم شکسته و تخريب می شد، ديگر به عنوان بيماری روانی مطرح نشد و تنها به عنوان يک شيوه زندگی شناخته شد. از آن زمان تا امروز جنبش همو سکسوئل ها راه بسيار زيادی را برای شناساندن حق همجنسگرايان به عنوان انسان به مردم طی کرده است.
يکی از اين راه ها استفاده از شوخی های بسيار تحقير کننده ای است که در تمام زبانها و فرهنگ ها بر عليه همجنسگرايان وجود دارد ، لغت "کونی" ، يا "بچه کونی " که در تمام زبانها به عنوان مترادف وجود دارد توسط کمدين های همجنسگرا به چالش گرفته شد. در سوئد که اين لغت به عنوان يک فحش بسيار بد استفاده ميشد توسط چند کمدين معروف همجنسگرا استفاده شد. آنان با اين بيان که ما با به کار بردن اين کلمات از بار توهين و تحقير آن کم خواهيم کرد به روی صحنه رفتند و يا در نوشته ها يشان خود را کونی" و" بچه کونی" خوانند. اين برخورد که با شک شديد مردم در مطبوعات مواجه شد به تدريج توانست بار اين لغت را کم کند. امروز استفاده از اين کلمه توسط خود همجنسکرايان معمول است و هيچ بار منفی هم به دوش ندارد. ساده تر بنگريم معمولا برای "تحقير کسی از لغتی که او در معرفی خود به کار می برد هم استفاده نمی کنيد ، اين طور نيست ؟
زنان لزبين هميشه با برخوردهای دوگانه ای روبرو شده اند . لزبينی و رابطه جنسی دو زن همواره به عنوان بازی يا حتی پيش برنامه فيلمهای پرنو استفاده می شد ، که راه خوبی هم برای تحريک مردان به حساب می آمد. اما در انتهای کار مردی وارد ماجرا می شود و به بازی کودکانه دو زن خاتمه می دهد. و اثبات می کند که وجود مرد در رابطه اصل اساسی است و رابطه بدون وجود او ناقص است.
زنان لزبين وجود و حضور هميشگی مردان در زندگی زنان را به چالش گرفتند و شيوه ای نوين را به عنوان شيوه ای از زندگی به نمايش گذاشتند.
جنبش همجنسگرايی همواره در مقابل جامعه پدر سالار ايستاده است و همواره با سرکوبات شديدی از طرف جامعه پدر سالار روبرو شده است.جامعه پدر سالار همواره شيوه زندگی و ارتباط جنسی انسان همجنس گرا را به عنوان انحراف جنسی و اخلاقی قلمداد کرده است و اين گروه را همواره تحت فشار قرار داده. از بدو شروع حرکت های حق طلبانه جنبش زنان ، همجنس گرايان در کنار اين جنبش قرار گرفتند و اين جنبش را جنبش خود دانستند. مردان و زنان همجنس گرا که هميشه تحت فشارهای اجتماعی قرار داشتند خود را به راحتی در ميان فمينيست ها پذيرفته شده می ديدند .اين مسئله مشخصا مورد استفاده تفکر مرد سالارانه مسلط به جامعه قرار گرفت و با بيان اينکه زنان فمينست همه لزبين هستند و به خاطر نفرتی که از مردان دارند به سوی همجنسان خود رو می آورند سعی در مخدوش کردن جنبش های اجتماعی و جنسی داشتند.
در ايران هنوز صحبت از همجنسگرايی تابو است و معرفی هم جنس گرايی به عنوان جرمی که مجازاتی برابر با مرگ دارد به حضور فعال اين تابو در جامعه دامن می زند. دوستی از فعالان جنبش زنان در ايران که مدتی پيش سفری به خارج از کشورداشته است در گفت و گويی مطرح کرده بود که من بسيار مايل هستم که مسئله حقوق همجنسگرايان را مطرح کنم اما می بينم که با اين حرکت خودم را زير سئوال بيشتری ميبرم و جانم را به خطر می اندازم.اما آنچه برای من جذاب بود زمزمه های شناسايی اين حق در گوشه و کنار جنبش زنان در ايران بود.
برنامه فستيوال همجنسگرايان در استکهلم بعد از چند روز فيلم و موزيک و سخنرانی و با ز هم موزيک با رژه کارناوالی بزرگی در روز شنبه خاتمه پيدا می کند. اين رژه که سالانه بين 30 تا 40 هزار نفر در آن شرکت می کنند برنامه ای مملو از شادی و رنگ و موزيک است. مردان و زنان با لباسهای زيبا و اغراق شده خود در آن شرکت می کنند و با رقص و پايکوبی خيابانهای استکهلم را پشت سر می گذارند. يکی از رنگهای بسيار زيبای اين کارناوال پرچم های رنگين کمان است که اکنون 25 سال است به عنوان سمبل همجنسگرايی استفاده می شود. رنگين کمان با رنگهای مختلف خود از چند گونه بودن و در عين حال ارزشی واحد داشتن سخن می گويد . پرچم رنگين کمان امروز نمايش علنی همجنس گرايان است. نمايشی زيبا که تحمل يکديگر و زندگی در کنار يکديگر با عقايد و انديشه های مختلف و گرايش های مختلف را نويد می دهد.
اگر روز شنبه در استکهلم بوديد . مرا در کنار دوستان همجنس گرايم در صف کارناوال جستجو کنيد.

[ 23:50 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35