July 26, 2003



و ما زيبا ترين ِ زنان هستيم
در نظر اول چهره معمولی هر زن ديگری را داشت. ممکن بود کسی هم بگويد زشت است. اما من نه .قدری اضافه وزن داشت. بعد از چند شکم زايمان ديگر بدنش از فرم افتاده بود. سيه چرده بود و موهايش وز خورده. در نظر اول هيچ چيز جذب کننده ای نداشت.بعد از اينکه ده پانزده دقيقه با هم صحبت کرديم، کم کم چهره اش دلنشينی خاصی به خود گرفت. ذهن فعال و جذابی داشت. متواضع و متفکر بود. حق خود را می شناخت و می دانست و به حقوق تمام انسانها احترام می گذاشت. به خود و ديگری تحت هيچ عنوان برتری نمی داد. خيام و مولوی و نيما و سهراب و فروغ و شاملو را عاشق بود. آرام بود و آرامش را يافته بود.آنچنان در دل جای گرفت که دل خانه کوچکی مادمالعمر در اختيار او گذاشت.
از اينگونه زنان زياد نشناخته ام . تعدادشان کم بوده است و غالبا تنها بوده اند.تنها زندگی می کرده اند و نه به آن دليل که تنهايی را دوست می داشته اند بلکه بيشتر به آن دليل که مردی در خور آنان کم يافت می شود.هر وقت ديدمش به خود گفته ام آيا مردی هست که ارزش او را بداند و بخواهد او را از نظر عاطفی حمايت کند؟ مردی نه چون مردان ديگر که زن را تنها به زيبايی ظاهر می نگرند و انتخابشان هم بيشتر حول زنانی سطح انديش می گردد و چون اينگونه انتخاب می کنند زنان همه را سطحی و ابله می پندارند ؛ بلکه مردی که او را ببيند و همان گونه که من او را زيبا می بينم زيبايی اش را حس کند و ببيند ؟ اين توقع از مردان را به مرور توقعی بسيار زياده يافتم.

بسياری از مردان انديشمند کشورم را ديده ام و می شناسم ، اگر نخواهم همه را از دم يک تيغ بگذرانم بايد بگويم که بيشتر آنان از زن به عنوان شريک زندگی درک درستی ندارند. زن مادر است. مادر بچه ها و تيمارگر مرد. کسی که مرد از دامان او به معراج می رسد . شخصی که آرامش و رفاه مرد را به غايت تعميم کند تا مرد بتواند خود و پيشرفت هايش را متحقق کند. آری. پشت هر مرد موفقی زنی ايستاده است.
راستی پشت زنان موفق چه کسانی ايستاده اند ؟ غالبا خودشان.غالبا با دو برابر سعی و تلاش برای سامان دادن خانه و زندگی و احيانا فرزندانی که تعليم و پرورش آنان بعد از طلاق احتمالی ـ يا حتی در صورت تداوم ازدواجشان ـ بر عهده شان گذاشته شده است توانسته اند به اندازه يک سوم مردان متاهل که توسط زنی تيمار می شدند موفقيت کسب کنند. مردی از نويسندگان بزرگ ايرانی که کتابهايش در دست هر کسی است و رمان هايش معروف خاص و عام در مجلسی می گفت که من هيچوقت نمی دانستم بچه ها چه کلاسی هستند، چه می خورند و چگونه می پوشند و مدرسه شان چگونه می گذرد. آری او همسری داشت که به تمام اين کارها رسيدگی کند. وقتی به زندگی اکثر مردان بزرگ نگاه می کنی در کنارشان زنی را می بينی که همسر اوست. خودش هيچ است و همسر مردی بزرگ است. معمولا نام فاميلش را هم کسی نمی داند و همه او را به نام خانم مرد بزرگ می شناسند و صدا می زنند.
زنان بزرگ معمولا تنها زندگی می کنند. کسی کارهای آنان را انجام نمی دهد و کسی زندگی آنان را سامان نمی دهد. کسی فرزندانشان را لباس نمی پوشاند و روانه مدرسه نمی کند تا اگر آنان شب تا به سحر بيدار نشسته اند و مشغول کاری بزرگ بوده باشند بتوانند ساعتی از استراحت داشته باشند. زنان بزرگ به غايت خود ساخته هستند. و از نظر عاطفی و احساسی تنها. شايد به همين دليل است که نوشته های زنان عمدتا اندوه عشق و غم تنهايی است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با دوستان گپ می زديم ،موضوع تنهايی بود و رابطه و ديدگاه های مردانه و زنانه .
دوستی گفت ـ مرد ايرانی را به عنوان پارتنر نمی پسندم. از آزادی و حق تنفس زن درک مشخصی ندارد. حتی در رختخواب هم به تو و خواسته های تو احترام نمی گذارد. بلد نيست و نمی داند که عشق ورزيدن هنری است که بايد آموخت و ارضاء خودش را دو طرفه می بيند و فکر می کند که هر دو خوش و راضی هستند. به الگوهای قديمی پا بند است و خواستار حفظ نفش های سنتی است. عموما نمی گويم ولی اکثر اين گونه است. می گفت : نه اينکه بگويم بسيارهم طرفدار دارم در ميان مردان ايرانی ، نه. من و تو ايده آل مرد ايرانی نيستيم. نه اينکه ما آنها را نپذيريم و رد کنيم ، آنها هم تحمل ما را ندارند.
عمده دوستان متفق الاقول بودند. رابطه با مرد اروپايي عمدتا آزادی بيشتری را در خود دارد و حرمت زن برای اکثريت مردان اروپايي امری غريب و ناشناخته نيست.
می دانستم که عمدتا درست می گويند. مردانی را که در زندگی ام می شناختم به ياد آوردم. مردی که خود را فمينيست می دانست و مقاله های فمينيستی ترجمه می کرد و می گفت حوصله ندارد در زندگی خصوصی هم با زنی سر و کله بزند که داثما او را به چالش می خواهد بلکه راحتی باشد و حالی و رخت خوابی. مردی که می گفت زن بايد بتواند خوب غذا درست کند. مردی که می گفت زن خوب است که تحصيل کرده باشد و شاغل باشد اما وقتی می آيد خانه ديگر بايد مادر و همسر باشد و ديگر به کار دنيا کاری نداشته باشد، مردی که می گفت.....
می دانستم راست می گويند، و عمدتا حق با آنهاست. خودم از همه آنها بيشتر زخم ديده و خورده بودم. چه نجربه های ديگران را که ديده و شنيده ام و چه تجربه های شخصی. اما باز پرسيدم : شما می گوييد که رصد بسيار بزرگی از مردان ايرانی اينگونه هستند. من می پرسم چند در صد از زنان ايرانی مثل ما هستند ؟ همه در اين امر متفق بودند که درصد اين گونه زنان اندک است.
ـ خوب پس احتمال اين همچنان وجود دارد که مردان ايرانی هم وجود داشته باشند که مثل ما بيانديشند، اگر امکان تغيير و تحول در زن ايرانی وجود داشته باشد پس اين امکان در مورد مرد ايرانی نيز وجود دارد.زمان می برد، مشخص است.در نظر داشته باشيم که مرد اروپايی هم از ابتدا چنين نبوده است. به خاطر داشته باشيم که زنان اروپايی در راه تفهيم حقوق خود به مرد اروپايی رنج بسيار برده اند. آنچه ما از آن استفاده می کنيم امروز بهره کار آنهاست. روزی اين تغيير در مرد ايرانی هم به وجود خواهد آمد.دور است ولی ناممکن نيست. کما آن که هستند امروز هم مردانی که به اين باور رسيده اند.
ـــــــــــــــــــــــــ
بگذار ابلهان و ساده انديشان زنان انديشمند و زنان مستقل را نا زيبا بپندارند. بگذار با مثل هايی همچون " زنان يا زيبا هستند و يا تحصيل می کنند " ، روزگار ناچيز خود را به خنده ای رنگ دهند و در پی عروسکان بدوند و از کوته فکری زنان بر جنازه های خويش ناله ساز دهند.
زيبايی هر آن چيز است که من و تو می سازيمش. و ما زيبا ترين زنان جهانيم


[ 23:56 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35