June 28, 2003

راستي بجز بامداد در اين روزها چيست که تسلای سردرگمی ها باشد؟
بجز بامداد که همچنان مانده است. و می ماند.و آستينش از اشک تر است.
با هم به سراغ بامداد برويم. در لابلای دفتر های شعر او تسلا بجوييم.
دو شعر از بامداد خسته

زنان و مردان ِ سوزان
هنوز
دردناکترين ترانه هاشان را نخوانده اند.
سکوت سرشار است.
سکوت ِ بی تاب
از انتظار
چه سرشار است!

***********

نه عادلانه نه زيبا بود
جهان
پيش از آن که ما به صحنه بر آييم.
به عدلِ دست نيافته انديشيديم
و زيبايی
در وجود آمد.


[ 10:32 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35