ديشب كه داشتم در كوچه هاي وبلاگستان ولگردي مي كردم به وبلاگي برخوردم كه يك سري جوك نوشته بود.همه ما با جوك هاي سكسيستي مردانه آشنا هستيم. همان ها كه زنان را احمق و كوته فكر و تفيلي و ابجكت هاي جنسي معرفي مي كند,چاقي يا لاغري زشتي و زيبايي و خصوصيات بدني حتي موهاي بدن ( خطاب پشمالو به زنان ايراني ) را طريقي براي تحقير زنان به كار مي برند و نام شوخي بر آن مي گذارند.زنان را به شكل موجوداتي معرفي مي كنند كه نبودشان بهتر از بودشان و ضررشان بهتر از فايده شان است.فرق جوك هاي اين وبلاگ اين بود كه همين ديد را نسبت به مردان ارائه مي داد. در كامنت هايش نظر خودم را نوشتم ولي حقيقتا ناراحت خوابيدم. آيا بايد با سلاح مردسالاران به جنگ آنان رويم؟ من هميشه به جوك هاي سكسيستي اعتراض كرده و مي كنم.و هميشه هم با اين نظر مواجه شدم: چرا همه چي را اينقدر جدي مي گيري؟ بابا شوخي بود ,مگه شوخي سرت نمي شه؟ گفتيم كه بخنديم ,خب اگر اين حرفا نباشه پس به چي بخنديم ؟... خيلي از دوستان را ديده ام كه در مقابل جوك هاي مليتي اعتراض مي كنند ولي خودشان جك هاي سكسيستي را طرح مي كنند. و آنهم بسيار عمومي. زماني دوستي را ديدم كه ترك بود و هميشه شاكي از جوك هاي تركي همين دوست خيلي راحت جك هاي سكسيستي مي گفت كه در آن زنان بيشعور پول پرست و ابله نمايش داده شده اند. به او گفتم از منافع شخص خودت دفاع مي كني و به اين راحتي منافع نيمي از جمعيت كره زمين را زير پا مي گذاري ,و او با خنده اي گفته بود : اينقدر جدي نباش . وقتي در وبلاگ خانم پانته آ به جك هاي سكسيستي زنانه برخوردم و نظرات را خواندم دلم گرفت. مي دانم كه با اين نوشته براي خودم شر بسيار خواهم خريد. مي دانم كه باز براي خودم دشمن تراشي خواهم كرد اينبار شايد بيشتر از ميان زنان. اما عزيزان, درد ما با به همديگر خنديدن و همديگر را ابله و احمق خواندن برطرف نمي شود. بياييم با هم خنديدن و ارزش گذاشتن به توانايي هاي يكديگر را بياموزيم . اينكه نيمي از انسانهاي كره زمين را احمق و كودن فرض كنيم دردي از هيچ¨كدام از دو جنس دوا نمي كند. اگر اين نيمه را شما مرد فرض مي كنيد و آن ديگري زن هيچ فرقي با هم ندارد. بياييد ياد بگيريم كه توانايي هاي يكديگر را پاس بداريم و ضعف هاي همديگر را برطرف كنيم. جامعه انساني از دو جنس مشخص تشكيل شده. اين دو جنس هر دو به يك اندازه حق زيست و برخورداري از امكانات اجتماعي را دارند. استفاده از سلاحي كه سالها بر عليه ما به كار برده شده تنها نشان دهنده ضعف ماست. و ما ضعيف نيستيم.ما ضعيفه نيستيم. (لازم است بگويم كه قصد من برخورد شخصي با اين خانم يا خانمها و آقاياني كه پيام گذاشتند نيست. قصد برخورد با انديشه اي است كه معامله به مثل كردن را عملي مثبت تلقي مي كند. و هيچ گله شخصي در كار نيست.حقيقتا هم نيازي به توضيح و توجيه نيست.همه ما گاه ناخواسته در اين دام مي افتيم. مسئله اين است كه باز نگري به نگاه خود داشته باشيم )