May 25, 2003

گزارش
اين چند روز را مشغول بودم ، ديگه تنبلی تمام. چند تا گزارش از جلسات و سمينار های اين چند روزه.
شب ادبيات افغان در پنج شنبه 21 ماه مه بسيار خوب برگزار شد. آصف سلطان زاده و عتيق رحيمی ، همراه با بهمن امينی ناشر کتاب بسيار خوب شعر زنان افغان و کتابهای عتيق در جمع صميمانه ای از دوستان افغانی و ايرانی حاضر شدند.عتيق ساکن پاريس است و آصف مدتی است که در دانمارک به سر می برد. قسمتی از نوشته های آصف و عتيق به سوئدی ترجمه شده بود. و توسط کريستينا هولتمن، روزنامه نگار فمينيست سوئدی و مسئول کميته زنان انجمن قلم خوانده شد. عتيق و آصف هم ضمن صحبت در مورد اينکه چه می کنند و چه کرده اند و چگونه نوشتن را آغاز کرده اند ، قسمت هايی از داستانهای خود را خواندند. عتيق که به تازگی از افغانستان بازگشته است از زندگی مردم در افغانستان حکايت ها داشت. يکی از حرفهای جالبی که از عتيق شنيدم که بی اختيار دست زدم و مردم هم شروع به دست زدن کردند اين بود: ما دوران طولانی از جنگ و جنايت را در کشورمان گذرانده ايم . بايد ابتدا بتوانيم اين دوران را عذاداری کنيم تا بتوانيم به آينده نگاه کنيم.
بعد از جلسه به همراه عتيق و آصف وجمعی ديگر از دوستان برای صرف شام به رستورانی رفتيم که در آنجا هم بحث سر ادبيات ادامه داشت. وقتی شام آوردند عتيق با اشاره به بشقابش که زيبا آرايش شده بود گفت: اين ماهی چه با ناز و نزاکت در اين بشقاب گذاشته شده. من که از بيان شيرينش بی اختيار لبخند زدم و گفتم چه ناز حرف می زنی. گفت آخر ببين ، اين يکی به آن ناز می کند. آن به اين تعارف می کند و اين ديگری ( اشاره به تکه های مختلف سبزی و ماهی و اسپاريس در بشقاب غذايش) به همه تعظيم می کند. شبی بی نهايت زيبا بود. من که از شنيدن لفظ و لهجه شيرين افغان سير نمی شوم.
********************
جمعه و شنبه در کنفرانس نگرشی جنسيتی بر روند مدرنيته در ايران گذشت. آقای محمد توکلی که در معرفی اش در قسمت قبلی که خبر اين کنفرانس را نوشته بودم ، در يک جمله سه غلط داشتم ، اصلا نيامد ( يعنی می توانستم با کمال ميل غلط های بيشتری هم داشته باشم.) انگار در گرفتن ويزا دچار مشکل شد. ( احتمالا سيتی زن آمريکا نيست ) اما بقيه کنفرانس ( يا سمينار، ما که فرقش را نفهميديم ) به خوبی برگذار شد.
خانم لنا يرهولم در مورد تعريف خشونت بر عليه زنان از نظر فرهنگ و مذهب پرداخت. ديلشا دميرباگ ـ استن دختری ترک تبار که فعال جنبش زنان است با تسلطی قابل توجه در رابطه با قتل های ناموسی در ترکيه و ديگر کشورهای اسلامی صحبت کرد و اينکه فرهنگ شرف قابل تغيير است. خانم ژانت باور دکترا و دستيار پروفسور درعلوم بين الملی دانشگاه ترينيتی آمريکا ،در رابطه با حق انسان نسبت به فرهنگ و ارتباط بين فرهنگ ها و جايگاه زن پناهنده در ميان دو فرهنگ خود و کشور ميزبان صحبت کرد. خانم فيروزه مهاجر ، دکترا و دستيار پروفسور دررشته ادبيات خارجی دانشگاه تهران، فعال جنبش زنان و مترجم بسيار خوب متون فمينيستی در ايران، تنها سخنران ايرانی کنفرانس که از ايران آمده بودند در مورد عصيان زن ايرانی و نداشتن حق انتخاب او و اجبار به حضورش در چرخه خشونت پرداخت.
سخنرانی ها در روز جمعه به زبان انگليسی و روز شنبه به زبان فارسی بود. خانم فيروزه مهاجر که دکترای زبان و ادبيات ايتاليايی دارند و در همين رشته در دانشگاه تهران تدريس می کنند ابتدا از بابت انگليسی ضعيف خود پوزش خواستند اما کمی که پای صحبتشان نشستم متوجه شدم که اين پوزش او تنها به جهت فروتنی اين زن نازنين است و از بابت استفاده از زبان انگليسی کمبودی نداشتند.
روز شنبه پای صحبت ژانت باور و فيروزه مهاجر به زبان فارسی بوديم. ژانت که آمريکايی الاصل است در سالهای 56ـ 57 در ايران زندگی می کرده و فارسی زيبايی صحبت می کند. ابتدا فکر کردم که شايد ازدواج ايرانی کرده باشد اما گفت که همسرش آفريقايی است و با سخنرانی خود به زبان فارسی توجه زيادی جلب کرد. ژانت از تجربيات شخصی خود در مورد زندگی در ميان دو فرهنگ و نجربيات زنان پناهنده ايرانی در کانادا و آلمان صحبت کرد. او ضمن صحبتهای خود گفت که در ميان خانواده های مهاجر ايرانی زنان به دليل تغيير شرايط و حضور در اجتماع فعالانه تر برخورد کرده اند و بيشتر جذب جامعه شده اند در عين حال که به دليل زن بودن و مهاجر بودن از فشار دو جانبه نژاد پرستی و تبعيض جنسی درجامعه ميزبان صدمه می خورند در حالی که مردان به دليل اينکه از شدت فعاليت اجتماعی شان کاسته شده وقت بيشتری برای غمگين بودن پيدا کرده اند.
سخنرانی خانم فيروزه مهاجر درروز شنبه در رابطه با"عصيان زن ايرانی ، دستکاری مدرن در سنتها " حول تلاش زن ايرانی برای تغيير شرايط زيستی خود و جستن راهی برای گريز از فشار های قانونی و سنتی موجود در جامعه و حول تلاش برای تغيير قوانين اجتماع ايران است. وی در پاسخ اين سوال که امروز خواست زن ايرانی نسبت به گذشته چه تغييری يافته گفت : زن ايرانی به فعاليت های اجتماعی علاقه بيشتری نشان می دهد. و تلاشش در پی رسيدن به استقلال فردی است. او گفت که امروز تلاش جنبش زنان در ايران در جهت تغيير قوانين است که متاسفانه در اين جهت با توجه به موانع موجود ، پيشرفت چشمگيری هم نداشته است.او در ضمن اشاره کرد به آمار تقاضاهای طلاق ثبت شده در دادگستری و گفت که 72 درصد از متقاضيان کل طلاقهای دهه هفتاد در دادگستری زنان بودند ،اما از اينکه چند درصد از اين 72 درصد توانسته اند تقاضای خود را به مرحله اجرا برسانند اطلاعی در دست نداشت.
من که اين چند روزه از ديدن و هم صحبتی با اين همه انسانهای زيبا و انديشمند حسابی شارژ شدم.
اميدوارم اين گزارش هم کم کاری های اين چند روزه را جبران کرده باشد.

[ 15:32 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35