زن ، مرد و بچه در پياده روی خيابان قدم زنان می رفتند. بچه گازی به ساندويچ سوسيسی که در دست دارد می زند و فريادش به هوا بلند می شود. ـ مامـــــــــــــان !!!! اين که آشغاله . مزه گه می ده . مادر که از فرياد بچه لوسش هراسناک شده انگار که خيالش جمع شده باشد ، با مهربانی می گويد : عيب نداره عزيزم ...بده بابا بخوره . پدرنگاهی مستاصل به من ـکه از نگاهم معلوم است گفتار فارسی شان را متوجه شده ام و به زور جلوی خنده ام را گرفته ام ـ می کند و می گويد : بعــــــــــــــــــــــله !!!!