:ذيلا توضيح می دهيم که چرا حمله بوش به ايران که روزی سه بار هم تهديد می کند بی فايده است آمريکايی ها هيچ وقت موفق به شناسايی نقاط استراتژيک ما نمی شوند، چون نقاط استراتژيک ما معمولا يک جای ديگر است. مثلا نيروهای نظامی ما مشغول کار فرهنگي هستند، نيروهای فرهنگی ما مشغول عمليات سياسی هستند، نيروهای اطلاعاتی کار خبری می کنند، تروريست ها فيلم بازی می کنند ، ناشرين ما خريد و فروش کشتی می کنند ، نيروهای مطبوعاتی ما کار اطلاعاتی می کنند، تاجر ها مشغول امور خيريه هستند و همين طور بگير و برو تا پايين . آمريکا به اين اميد به ايران حمله می کند که در صورت حمله به ايران کارها متوقف شود و مردم در فشار قرار مي گيرند، ذر ايران سالهاست که کار ها متوقف است و هيچ کس هم احساس ناراحتی نمی کند. در ايران برای اداره حکومت چهار گروه مطرح هستند، يک گروه محافظه کاران هستند که با آمريکا دشمن هستند. يک گروه اصلاح طلبان هستند که با آمريکا مخالفند، يک گروه بر انداز هستند که به اين دليل با حکومت ايران دشمن هستند که فکر می کنند حکومت ايران آمريکايی است و يک گروه ايرانيان طرفدار آمريکا هستند که اکثرا در آمريکا زندگی می کنند و حتی برای حکومت کردن هم حاضر نيستند به ايران بيايند ، بنابر اين حکومت ما جايگزين ندارد. حمله آمريکا به سازمانهای اداری و وزارتخانه های ايران به ما زيان چندانی نمی زند ، چون در اين سازمان های اداری اتفاق خاصی نمی افتد. حمله آمريکا به تاسيسات صنعتی ايران در بسياری از موارد به نفع ماست چون دولت مانده است چطور آنها را تعطيل کند.
مطلب فوق به وسيله ميل به دست من رسيد. طنز جالبی به نظرم آمد که فکر کردم با شما شريک شوم. نويسنده آن در ميل ذکر نشده است و مطمئن نيستم ، اما احتمال می دهم از نبوی باشد. اگر اطلاع موثقی داريد بگوييد تا نام نويسنده را بنويسم.