در رابطه با این مقاله گلکوی عزیز در وبلاگش نوشته بود. اما این روزها از بس از اين گونه حماقت ها ديده ايم و شنيده ايم فکر کردم قسمتهايی از اين مقاله را در وبلاگ بگذارم و لينک آن را نيز. چرا که همانگونه که تمجيدی به خوبی می گويد : هيج درجه از استيصال، درماندگی، نااميدی و عدم باور به نيروی خود، توسل به آسمان و ناجی نزد ايرانيان، اين "حماقت جمعی" را توجيه نميکند. دخيل بستن به سياست "هر چی شود بهتر از اين است" سالها است که اين مردم را به خاک سياه نشانده است. با همين سياست صدای کسانی را که در اعتراضات عليه رژيم شاه تقويت اپوزيسيون ارتجاعی را مورد سوال قرار ميدادند خفه کردند. با همين سياست مردم معترض به رژيم استبدادی شاه را به هواداری از جريانی کشاندند که اعتراضش به رژيم شاه اين بود که "چرا به خانمها حق رای ميدهی؟" چرا آنان را وارد بازار کار ميکنی؟ با همين سياست از کسی که آشکارا و بوضوح الگوی حکومت اسلامی مبتنی بر ولايت فقيه را، چند ده سال قبل، ترسيم کرده بود، رهبر انقلاب ساختند. ديديم که آنچه شد بدتر از پيش بود. .... آيا قرار است ما هم مثل کشور عراق سی_چهل سال به منطقه "در حال بازسازی" (نظير بوسنی) تحت نظر متحدين و سازمان ملل تبديل شويم و تازه بعد از اين همه سال به همين سطحی که اکنون هستيم برسيم؟ اگر استيصال و درماندگی مردم "حماقت جمعی"شان را توضيح (و نه توجيه) ميدهد، چه چيزی حماقت فردی شما را توضيح ميدهد؟ اين نوشته مجيد تمجيدی را تحت عنوان " تکرار "حماقت جمعی"؟ بررسی هواداری بخشی از ايرانيان از جنگ آمريکا عليه بشريت" در اينجا بخوانيد.