سپرهای انسانی ، به کسانی گفته می شود که از اروپا و دیگر کشورهای جهان راهی عراق شدند تا با حضور خود در عراق احتمال وقوع جنگ را تضعيف کنند. این انسان دوستان آرمان خواه برای مرگ به عراق نرفتند. آنان زندگی را ستايش می کنند و برای دفاع از حق زنده بودن انسانها بدون در نظر گرفتن نژاد و مذهب و محل جغرافيایی تولد و زيست به عراق رفتند. اين انسانهای وارسته نمی خواهند نقش هرکول و اوبليکس را بازی کنند. تنها خواستشان حضور در محل واقعه است. و بودن با انسانهايی که قدرتمندان دنیا با کمال ميل فراموششان می کنند. اسنه سيرستاد يکی از اين انسانهاست. زنی فرهيخته که نروژی و روزنامه نگار آزاد است و اخبار درونی عراق را به روزنامه هايی که از چاپش استقبال می کنند مخابره می کند. او در پاسخ خبرنگار سوئد که پرسيد آیا نمی ترسی ؟ گفت البته که می ترسم. مگر فکر می کنيد استخوانهای من از آهن ساخته شده است و خورد نخواهند شد؟ او در جواب سئوال : پس چه می کنی ؟ گفت: سعی می کنم در مواقع آژير قرمز پنهان شوم و مثل بقيه انسانهای اينجا، مثل عراقی ها، اميدوار باشم که بمب بر سر من فرو نخواهد آمد و جان به در خواهم برد. او می گويد : ما چشم ها و گوشهايی هستيم که آمريکا نمی خواست در عراق در چنين شرايطی وجود داشته باشد. وجود ما در اينجا موجب می شود که مردم آگاه در جهان بتوانند به اخباری فراسوی آنچه رسانه های خبری غرب مایل به مخابره اش هستند دست یابند.