December 25, 2002



ديشب كسي مزاحم خواب شما نبود ؟
آيا زني غريبه در اين كوچه ها نبود ؟
آن دختري كه چند شب پيش ديده ايد
دمپايي اش – ترا به خدا – تا به تا نبود ؟
يك چادر سياه كشي روي سر نداشت ؟
سر به هوا و ساده و بي دست و پا نبود ؟
يك هفته پيش گم شده آقا ! و من چقدر
گشتم ، ولي نشاني از او هيچ جا نبود
زنبيل داشت ، در صف نان ايستاده بود
يك مشت پول خرد ... نه آقا گدا نبود
يك خرده گيج بود ولي نه ... فرار نه
اصلاً به فكر حادثه و ماجرا نبود
عكسش ؟ درست شكل خودم بود ، مثل من
هم اسم من و لحظه اي ازمن جدا نبود
يك دختر دهاتي تنها كه لهجه اش
شيرين وساده بود ، ولي مثل ما نبود
آقا ! مرا دقيق ببين ، اين نگاه خيس
يا اين قيافه در نظرت آِشنا نبود ؟
ديشب صداي گريه ي يك زن شبيه من
در پشت در مزاحم خواب شما نبود ؟

شعر از پانته آ صفايی
شعر را از اينجا قرض گرفتم.

[ 17:14 | مهشيـد | 0 دنبالک ]


Powered by MT3.35