تعجب می کنم گاهی ازآدمهايی که به محض اين که صحبت دفاع از حقوق زنان پيش می آید ، به سرعت يک چشم به هم زدن ميپرند بالای چهار پايه ای و در حالی که انگشت نشانه خود را به طرفت گرفته اند با دست ديگر با چماقی به سنگينی تاريخ بر سرت می کوبند و فرياد می زنند..... ضد مرد!!! ...... خسته شده ام از بس که بايد خودم را توجيه کنم که ضد مرد نيستم. کافی است حرفی بزنی، سخنی ، اشاره ای به حقوق زنان، تا برچسب مرد ستيزی و ضد مرد بودن را برای بقيه عمرت با خود يدک بکشی. آيا لازمه حقوق زنان ضديت با مردان است؟ آيا برای بعضی ها حق زن مساوی است با صلب حقوق مرد؟ آیا اين دوستان فکر میکنند که ما از حقوق مردان می خواهيم کم کنيم و به زنان بدهيم؟؟ در مقابل آن مردان زن ستيز را می بينيم که ميستيزند، مينويسند، می آزارند، و زن را بجز به عنوان جنس فرعی در اجتماع به رسميت نمی شناسند. و هيچ برخورد آزار دهنده ای با اين مردان ،( و حتی زنان، چرا که مردسالاری منوط به جنس نيست ) نمی شود. ما مرد ستيز نيستيم، ما ضد مرد نيستيم ، آیا توانسته ام به اندازه کافی پررنگ بنويسم ؟؟ در انديشه من هرگز ضديت با هيچ بشری به دليل جنسيت او نخواهد گنجيد، آنچه میتوانم با آن ضد باشم و به مبارزه برخيزم تفکر غير بشری است که انسانها را بنا بر جنسيت، نژاد ،گرايش جنسی و....تقسيم بندی می کند و برای آنان حق برابری در مقابل اجتماع قائل نيست. و اين نه تنها مشخصات من است بلکه بسياری از زنانی که در زمينه مسائل زنان به نهوی فعالیت میکنند از اندیشه اومانيستی و بشر گرايانه پيروی میکنند. آنچه من از آن صحبت می کنم حقوق اولیه بشر است. و به رسميت شناساندن اين حقوق برای زنان به عنوان شهروند های درجه يک اجتماع بشری. من حتی فقط از حق زنان صحبت نمی کنم. بلکه از سهم زنان در اجتماع، از وظيفه اجتماعی زن، از استقلال اقتصادی زن و نقش آن در استقلال شخصی و شخصيتی زن نيز همواره صحبت می کنم. درد اينجاست که برای شروع حرکت خود حتی از صفر هم نمی توانيم شروع کنيم بلکه از منفی صد شروع میکنيم. یعنی ابتدا بايد برای افراد مختلف ثابت کنيم که ما چنين و چنان هستيم و چنين و چنان نيستيم تا بعد بتوانيم گوشی شنوا برای پرداختن به اصل مطلب پيدا کنيم. بارها وقتی از مواضع فمينيستی خود دفاع کرده ام و حمايت خود را از جنبش حق طلبانه زنان در عمل مطرح کرده ام ، مرد ستيز و ضد مرد نام گرفته ام. در همان محافل مردانی را ديده ام که با ادعای فمينيسم مورد حمايت زنان و مردان قرار گرفته اند و روشنفکر نام گرفته اند. ( حتی اگر مخالفتی با آنها شده باشد ، مردستيز و ضد مرد نام نگرفته اند). حتی در اين مورد هم تبعيض به شکل محسوسی وجود دارد. سئوال من اين است: چه کسی از مساوات حقوق زنان و مردان در سطح اجتماع لطمه می بيند؟ چه کسی تغيير قوانين به نفع زنان را ضد منافع جوامع بشری می داند؟ چه کسی از فرو دستی زنان بهره می برد؟ چه کسی ؟؟