رفته بودم برنامه استند آپ کمدی ابراهيم نبوی. کمی خنديديم و در دنيايی که همه جا ماتم و غم است خنديدن نعمتی است و هنر خنداندن مردم يکی از هنرهای بسيار زيبا که در فرهنگ ما متاسفانه کم ارزش داده شده است. برنامه نبوی بد نبود. اما اگر کسی نيامده بود چيزی را هم از دست نداد. همه حرفها و تکه های طنز را ميشد در سايت او یا کتابها خواند. دو سه تکه جديد بود که از کتابهای جديدش برداشته بود که آن را هم در سايت قبلا نوشته بود. خلاصه تکراری بود.و اين جای سئوال می گذارد که نبوی که برای اولين بار به برگزاری برنامه استند آپ در کشورهای مختلف اروپایی آمده است چرا کار تکراری ارائه می دهد. اما ، راجع به هنر طنز نويسی و طنز شناسی سخن باقی است. همانطور که گفتم هنر خنداندن مردم يکی از هنرهای بسيار زيبا که در فرهنگ ما متاسفانه کم ارزش داده شده است، دلقک یا مليجک هميشه با لحن تحقير آميزی به افرادی خطاب می شد که گفتار خود را در لفاف طنز مطرح می کردند. در عين حال که هميشه در دربار ها و سرای بزرگان طنز پردازانی بودند که حق داشتند همه نوع سخن بگویند و موجب شادمانی خان یا سلطان شوند در عین حال نيز بی پرده سخن می گفتند و انتقادات شخصی و اجتماعی را با لفاف طنز و شوخی بيان می کردند. نام اين کارشان لودگی و مسخره گی بود. يعنی که جدی گرفته نمی شد. يعنی که تغييری حاصل نمی شد ..اما بود. و زيبا بود. خندان هنر است ، و کسی که می خنداند هنرمند. اما چگونه خندان هم شرط است. از ايران که بيرون آمدم و با هنر استند آپ کمدی آشنا شدم فرق بزرگی در بين استند آپ کمدين های اينجا و مثلا جک گويان ايرانی ( که اين خودش نوعی استند آپ کمدی است ) مثل سيد کريم و غيره ديدم.در اينجا با هم می خنديم ، حال آنکه در آنجا بيشتر به هم می خنديديم. جک های سيد کريم يا اقايان ديگر از اين قبيل را بشنويم...همه تحقير شخص یا گروهی را به دنبال دارد و با اين راه مردم را به خنده می اندازد. استند آپ هايی که در اينجا ديدم از خود شروع می کنند..از خود مايه می گذارند و نه به هم..بلکه با هم می خندند.و می خندانند. خوشبختانه اين امر را در کار های طنز نويسان اخير مثل خرسندی و نبوی هم می بينم و اين بسيار باعث خوش حالی است. اين دوستان با آگاهی نسبت به طنز و تاثير آن در اجتماع مسائل را مطرح می کنند. تحقير جنسی ، و يا مليتی در کارشان به چشم نمی خورد و اگر باشد بسيار کم شده است. و اين موجب خوشحالی و اميدواری نسبت به طنز ماست. البته در کنار آن طنز مبتذل هم خرپداران خود را دارد.جک هايی که در آن توهين های جنسی و جنسيتی نسبت به زنان وجود دارد هنوز در ميان مردان و حتی زنان بسيار پر طرفدار است. اگر اعتراض کسی در اين زمینه بلند شود معمولا او را بی جنبه ، بی ظرفيت و مخالف شادی مردم و جدی يا از اين قبيل می نامند. يادم هست در يکی از راديو های ايرانی شهر استکهلم که مدتی پيش دو دختر می گرداندند و برنامه ای نداشتند مگر آهنگ گذاشتن و جک گفتن و از اين قبيل ، روزی که از مردم خواسته بودند بيايند سر خط راديو و جک بگويند همه جک ها يا در رابطه با تخقير مليت ها بود. يا تحقير زنان، شخصی به اعتراض در آمد که چرا به انسانها توهين می کنيد و دختر خانم مجری ( الان اين دختر خانم در راديوی ديگری مشغول است و کلی ادعای روشنفکری و مبارزه دارد) گفت: دوستان لطفا اين جور جک ها رو نگين ، اين داهاتی ماهاتی ها بدشون مياد. فرهنگ ما در طول سالها فرهنگ جدا سازی بوده است. فرهنگ تفرقه بينداز و حکومت کن، فرهنگ تحقير مليت ها و ملت ها. فرهنگ تحقير و فرودست شمردن زنان. فرهنگ تحقير و فرودستی هر آنچه گرايش جنسی جدا از " نرم " های معمول اجتماعی است. جای تعجب نيست که اين چنين فرهنگی در همه موارد و بخصوص طنز ، جای خود را پيدا کرده باشد. وجود طنازانی مثل خرسندی و نبوی و عمران صلاحی و... نشانگر تغيير بزرگی در اجتماع ماست. انسانهايی که با استعدادی درخشان از معزلات اجتماعی مبانی شوخی و خنده به وجود می آورند و شادی و خنده را پاس می دارند. انسانهايی که فرهنگ به هم خنديدن را پشت سر می گذارند و با هم خنديدن را جا نشين آن می کنند. شادی ، شوخی و طنز يکی از راههای رودررويی مردم ما با غم و رنج حاصل از وجود نظام حاکم بود. شادی را پاس بداريم. شاد باشيم.