November 3, 2002

جنده کيست ؟ جنده گی چيست ؟
اين بحث به دليل اصرار يکی از دوستان در بکار بردن کلمه جنده در نظرخواهی ها به فکرم رسيد. البته او از اين کلمه به معنای عام فاحشه استفاده می کرد و معتقد بود که می باید از اين کلمه بايد شرم زدائی شود و جنده گی( در اینجا به معنی تن فروشی ) به عنوان يک شغل عادی اجتماعی مطرح شود. شغلی مثل پرشکی و یا معلمی.(رجوع شود به نظرخواهی یک شنبه 26 اکتبر مطلب دوم)
در اينجا دو مورد برای تحث به وجود می آید. اول آنکه استفاده عام کلمه جنده چيست و دوم اينکه فحشا چيست و آیا به عنوان یک شغل بايد نرمالایز بشود و آیا تن فروشی شغلی مثل ديگر شغل های اجتماعی است يا نه؟
برای اينکه بتوانيم بحثی را پيش ببریم که روشنگر نظرات باشد بايد اين دو بحث را جدا گانه مطرح کرد.
اول به جنده و بار فرهنگی آن می پردازم.
در فرهنگ فارسی عميد ( تنها فرهنگ فارسی که در خانه دارم، و اگر يکی از عزيزانم از ايران اين همت را نمی کرد و آن را برايم نمی فرستاد من همچنان بی فرهنگ می ماندم ) در مقابل کلمه جنده ، زن بد کاره و روسپی به معنا نوشته شده است.و اين معنای کلی آن است. اما استفاده روز مره از اين کلمه موارد ديگری دارد.
دوستمان نوجوان در همان کامنت ها در جواب من که پرسيده ام جنده واقعیو غیر واقعی کيست می گوید :
به معني غير واقعي اوني هست که در کوچه خيابون استفاده ميشه و همون طور که ديدي بعضيها به هر دختر يا زني که رفتارش مورد پسند اونها نيست ميگن جنده. مثلا يک دوست دارم که به هر دختر خوشتيپي که ميرسه ميگه جنده هست! يا همون توت فرنگي که به همه دخترا ميگه جنده!
و اين اتفاقا بيشترین کاربرد کلمه جنده در اجتماع ماست. زنی که به گونه ای بر خلاف عرف و عادات مرسوم اجتماع برخورد و رفتار می کند به وسيله اين کلمه از ديگر زنان جدا می شود و موجب تحقير و توهين اجتماعی قرار ميگيرد. زنان مستقل، زنان آزاد ، زنان مطلقه ، زنانی فعال ، زنانی که به طرِيقی تهديدی برای عرف و سنت و عادات مرسوم در اجتماع به حساب می آیند با اين برچسب مشخص می شوند. در اين شيوه استفاده از اين کلمه، من جنده ام. من بارها بخصوص از طرف مردان و نيز زنانی که همان شيوه تفکر را باز توليد و انتقال می دهند به حمل برچسب جنده نائل آمدم.مردان بسياری که زن را نه مستقل می پذيرند و نه آزاد ، و زن برایشان تنها زمانی مورد احترام قرار می گيرد که همسر يا خواهر يا کلا در سايه مردی قرار بگيرد، مستانه در زمين خدا نعره زده اند و من را جنده خوانده اند و بی سامانی زندگی خود را به گردن من و زنانی مثل من که برخلاف آنچه آنها از زن انتظار دارند و ميپذيرند دانستند. فروغ فرخزاد را نيز جنده می خواندند،( و در اينجا ابدا قصد هم پایه شمردن خود و فروغ را ندارم، بد برداشت نشود!) مردان بسياری از جماعت روشنفکر و انتلکتوال ما او را جنده ناميدند و حتی ادعا کردند که با او همبستر شده اند( که در اينجا بايد پرسيد که اين ادعا از اين مردان چه می سازد؟)
جنده صفتی بوده است که به زنانی داده میشد که نه گفته اند. به آنچه معمول بود نه گفته اند. به آنچه از آنان انتظار می رفت نه گفته اند و خواستند تا خود شيوه زندگی خود را طبق ميل و آگاهی خود انتخاب کنند. برچسب جنده بهائی است که زنانی که متفاوت بودن را انتخاب کرده اند بابت انتخاب خود می پردازند.
من با اين شيوه و اين برداشت، امروز اگر مردی فرياد کنان مرا جنده خطاب می کند سرم را بالا تر ميگيرم و با غرور بيشتری به راه خود ادامه می دهم. اگر زنی را جنده خطاب کنند تمايل بيشتری برای شناختن اين زن پيدا می کنم چرا که معتقدم که او نيز جائی پايه ای از اين شيوه تفکر را لرزانده است و من بايد او را بشناسم و کلاهم را برايش به نشان احترام بردارم.
و اما تن فروشی و فحشا بحثی ديگر است که به آن خواهم پرداخت.



[ 21:03 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35