October 30, 2002

چندی پيش دوستمان آقای حسن آقا به مثابه بگرد تا بگرديم بحثی را در سايت خودشان مطرح کرد ، که من حقيقتا چيز خاصی از آن نفهميدم. اين بحث که تيتر ضد و نقيض گوئی فمينیست ها را داشت رو خوندم وخوب چيز جديدی مطرح نمی شد. اول اينکه ايشان هم مثل بسياری ديکر از مردان برخوردی یکسویه با مسئله زن دارند. از خودشان نقل می کنم تا متهم نشوم که تنها به قاضی رفتم :
نکته دیگری که توی این بحث هست و خیلی هم اساسی است، اینه که حق گرفتنی است نه دادنی به سخنی ساده تر میتوان گفت من حق زنم را نخواهم داد بلکه اوست که باید حقش را بستاند. این درست شباهت به آن دارد که فکر کنیم فلان سرمایه دار بدون مبارزه حق کارگرش را خواهد داد

خوب، خشت اول چون نهاد معمار کج... رابطه یک زن و همسرش به رابطه یک کارگر و کارفرما تشبیه شده است.حسن آقا ..اين را شما گفتيد ها.
می گويند که زنها به آگاهی احتیاج دارند ..و هيچ انسان آزاده ای هم منکر اين قضيه نشده..من از اين هم فراتر می روم و ميگويم که مردان هم به آگاهی احتياج دارند تا بتوانند بين رابطه کارگر و کارفرما و رابطه زن و مرد تفاوت قائل شوند و به همسر و شريک زندگی خود به عنوان کارگر و به خود به عنوان کارفرما نگاه نکنند.
لازمه آزادی ، آگاهی است . اين را هر انسان آزاده ای که برای آزادی خود و ديگران ارزش و احترام قائل باشد می تواند درک کند. اينها واضهات است. و من فکر می کنم که تکرار واضهات به شکلی دست کم گرفتن مخاطبان است. و اين حقيقتا از عهده من خارج است .
حسن آقا از رابطه اسلام و فمينيسم صحبت می کند. من در اين مورد خود را هدف نديدم. منateist هستم و نه تنها اسلام بلکه هيچ مذهبی را زن پذير نمی دانم.زن ستيزی تنها مشکل اسلام نيست. ما در تمام اديان ديد تحقير نسبت به زن و جنس دوم شمردن او را لمس می کنيم. اسلام به عنوان یک دين سياسی و يک دين دولتی امروز با زنان و خواسته هايشان رودررو قرار گرفته است و نمی تواند مشکل خود را حل کند. من از کلمه ای که حسن آقا استفاده کرده ـ يعنی ...شعر ، به اين دليل که خود اين کلمه هم بار جنسی دارد. و با بيان آلت جنس زن به عنوان موردی بی ارزش ـ استفاده نمی کنم ـ که ای کاش ايشان و ديگر آقایان هم اين چنين از اين اصطلاحات استفاده نمی کردند ـ اما برای من ترکيب فمينيست اسلامی به همان نحوی غير منطقی است که مثلا بگوئیم مارکسيست اسلامی. هيچ زن انديشمندی هم در ايران دائیه فمينيسم اسلامی را بلند نکرده است. همان گونه که شيرين عبادی در اجلاسی در استکهلم در قبال پرسشی مشابه گفت : فمينيسم دفاع از حقوق زنان به عنوان حقوق بشر است. ما یک حقوق بشر که بيشتر نداريم، چيزی به نام حقوق بشر اسلامی که نداريم. به همان اندازه اين ترکيب خنده دار است.
اما بايد اين را ذکر کنم که به عنوان مسئله خصوصی من با هيچ انسان که مذهب را می پذيرد مشکلی ندارم. همانگونه که ما زنان مسيحی و فمينيست داريم که خواهان برابری حقوق اجتماعی مرد و زن هستند ، به همان شکل هم زنان مسلمانی داريم که خواستار اين حقوق هستند و از آن دفاع ميکنند. من کوشش هر انسانی را که در جهت حقوق انسانی خود و انسانهای ديگر تلاش ميکند ارج ميگذارم.
قابل ذکر می دانم اين را بگويم که بحث فوق را از طرف آقای حسن آقا خارج از موضوع می دانم. اگر ايشان با شخصی گفت و گو کرده اند که احیانا تمایلات مذهبی هم داشته و خود را فمينيست هم می داند ،دليل بر آن نيست که اين مسئله را به عنوان يک معزل اجتماعی مطرح کند و تيتر آن را هم ضد و تقيض های فمينيست ها بنامند. فمينيسم در ايران امروز درگير حق حيات زنان است آقای عزيز ... نه درگيری های محفلی مورد پسند روشنفکران.در عين حال که کسانی هستند که با ديد مذهبی و در چهار چوب مذهب قصد ايجاد رفرم هايی را در جهت بهبود وضعيت زنان دارند. من شخصا نشنيده ام که اين افراد خود را فمينيست بنامند. و برای من شخصا همان سعی کوچک ايشان نيز در جهت احقاق سطحی ترين حقوق انسانی زنان قدمی است که با آگاهی و دانايي در جهت بهتر و پويا تری حرکت خواهد کرد. ديده ام و ميدانم که در بسياری از موارد حرکت از همين خواست های کوچک در چهار چوب اسلام شروع ميشود و به تدريج به درک بيشتر و رسا تری از اسلام و بی حقوقی مطلق زن در اسلام منجر خواهد شد. من خودم اما تا آنجا که درگير مسئله بودم اين بحث را در هيچکدام از وبلاگ ها بحث روز و مطرحی نديدم. من فکر می کنم غرض از بحث تبادل نظر است. و برای اين اصل دو نظر مقابل هم ضروری است. در اينجا کسی را نديدم که از حقوق زن در اسلام دفاع کند. بخصوص نه در بين زنانی که در اين مقوله در گيرند.از اين رو خود را در اين رابطه مخاطب نديدم. اما حسن آقا در مبحث بعدی با نام "سراب روشنفکری" می گويد:
بحثی را که من در مورد فمینیسم و اسلام آغاز کردم، بیشتر آرزو داشتم تا بلکه خانمهایی را که در این مقوله درگیرند را ترقیب کنم، تا بتوانیم یک بحث جامع را در مورد اسلام و آزادی زن بطور اخص و اسلام و آزادی را بطور کل بررسی کنیم، ولی متاسفانه همانطور که خلبان در کامنت من نوشته بود و هشدار داده بو، بایستی از این کار پرهیز میکردم، چون از قرار معلوم ما (ایرانی ها) هنوز برای بحثهای بدون انگ زدن آمادگی نداریم و این خوشباوری من هم چیز بی خودی است.
آخر دوست عزيز چه کسی اينجا از اسلام و حقوق زن در آن دفاع کرده که شما ضرورت اين بحث را حس کرده ايد؟؟ اگر بحث جای خود را پيدا نکرد به دليل اين بود که مخاطب نداشت. اما چند تن از مردان با مزه با مطرح کردن مثلا " با آخوند در بيفت و با زنها نه " خواستند خوشمزه گی بسيار مردانه ای کرده باشند. و در ادامه همان هم شما می گوئيد که سعی کردید زنان را تحريک به بحث کنيد و نشد..باز هم به غيرت مردان؟؟؟در اينجا از مردان چه غيرتی بر آمد؟؟ من از شما پرسيدم که غيرت چيست؟؟ من اجساد زنانی را ديدم آقايان که با نام غيرت به آن دنيا فرستاده شده اند. راستي غيرت چيست آقا؟؟
و تازه از انگ زدن ما ( ايرانی ها ) هم صحبت ميکنيد؟؟ کجا انگی زده شده ؟؟
و در همين راستا زير تيتر سراب روشنفکری متهم ميشوم که تنها به قاضی رفته ام.
من حتی با جمعی هزار نفره هم به سختی به قاضی می روم. شاید تاثير زندگی در کشوری دمکرات بوده است که به من آموخته که سعی کنم قضاوت نکنم. اما متوجه اين مشکل شدم که اگر اين تقاضا را داشته باشم که در صندلی متهم هم قرار نگيرم و با پيش داوری های متعدد تحت سنجش قرار نگيرم در رابطه با روشنفکر ايرانی تقاضای بسيار بزرگی است.
به اين بحث ختم می دهم. بحث ديگری در رابطه با کلمه جنده و سخاوت و بذل و بخشش فرهنگ ما ( و اگر اينجا به قبای کسی بر نخورد بايد بگویم فرهنگ مردانه ما، مردانه حتی اگر توسط زنان استفاده شود ) در استفاده از اين کلمه دارم که مدتی است مرا به شدت بر آشفته است ،که در فرصت بعدی آن را مطرح خواهم کرد.
و اما...آيا باز لازم است از دوستان بخصوص حسن آقا بخواهم که آين نوشته را همانگونه که با حسن نيت نوشته شده است ، با حسن نيت بخوانيد؟؟





[ 0:32 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35