ديشب مدتها داشتم فکر می کردم. چيزی راجع به نقش و ارزش و معیارهای ارزشگذاری زنان در جامعه سنتی نوشته بودم ( در زير هست) و يکی از دوستان در قسمت نظر خواهی چيزی نوشت که از ديشب فکر مرا مشغول کرده است. قسمتی از نوشته اش را در زير می آورم ، اگر مايل هستيد همه را بخوانيد خودتان به قسمت نةر خواهی مراجعه کنيد ،قبلا بگويم که نمی خواهم اين دوست را مورد هدف قرار دهم. مقصود شيوه ارزيابی رايج است. نوجوان می نويسد: من نه تنها بکارت برام مهم نيست بلکه بعضي وقتا به دوستام ميگم من ميخوام با يک جنده(به معني واقعي کلمه) ازدواج کنم با خواندن اين نوشته آه از نهادم بلند شد. جندهً واقعی کيست ؟؟جندهً غير واقعی کيست؟ جنده کيست؟ جنده گی چيست ؟ ما در کجای اين خاک ايستاده ايم؟ سرد است آيا؟؟ يا فقط اين منم که بر سر چهار راه همه سو باد ايستاده ام؟