October 23, 2002

اون که مث رهاييه، گاهی يه قفل قفسه...

کنسرت سيمين غانم در تهران بعد از 4 روز تمام شد. خوشا به حال شما که توانستيد بريد. حيف شما مردان که به دليل مرد بودنتان نتوانستيد صدای محکم و نافذ این زن زيبا را بشنويد.
مرد من مجاز نبود، سيمين غانم در مقابل خواسته های مکرر تماشاچيان گفت که برای خواندن مرد من مجوز ندارد.
از صبح تا کنون هزار بار مرد من را گوش کرده ام...در سرزمين من خواندن آواز عاشقانه ای برای معشوق مجوز ندارد.دهانت را ميبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم.
بزار سر روی شونم گريه سر کن ، از اون شب گريه های تلخ هق هق
بزار باور کنم یه تکيه گاهم برای غربت یک مرد عاشق


رها از خستگی های هميشه باورم کن. بزار تا خالی سينه م برات آغوش باشه
برهنه از لباس غصه های دور و ديرین، بزاز تا بوسه های من برات تن پوش باشه.


بگو ای مرد من ای مرد عاشق کدوم چله از اين کوچه گذر کرد؟؟
هنوز باغچه برامون گل نداده..کدوم پاييز زمستون رو خبر کرد؟؟


هر جا را که خواستید کليک کنید . همه جا ميشه به صدای سيمين گوش کرد. همه جا ميشه شنيد
برهنه از لباس غصه های دور و ديرين ، بزار تا بوسه های من برات تن پوش باشه

مرد من راميشود همه جا شنيد ، پس بشنويم ،هزار بار بشنويم. در دياری که دهان را ميبويند مبادا بگويی دوستت دارم.

من سردم است، وتمام آتش های دنیا گرمم نخواهد کرد.
روزگار غريبی ست نازنين



[ 12:37 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35