October 21, 2002

دارم حليم درست ميکنم، 16 سالی می شود که حليم نخورديم البته دخترم که سال پيش در ايران بود خورده بود. هم او بود که مسئله را پيش کشيد. و من هم که فکر کردم نبايد کار سختی هم باشد شروع کردم. حالا هم نگيد خوب که چی و چرا اين رو اومدی نوشتي تو وبلاگ. اولا که آشپزی من تعريفی نداره، دوما که احساس من الان با احساس اونی که اتم رو شکافت نسبتا مساوی است. يعنی يه جورايی فکر ميکنم دارم شق الا قمر ميکنم. تا حالا هم گوشت رو سوزوندم. فقط يک بار البته . اما خودم فکر ميکنم خوب پيش ميره. البته اگر دخترم تا حالا حليم نخورده بود بهتر بود. جريان قرمه سبزی من اميدوارم تکرار نشه ، دخترم بعر از اينکه خونه يکی از دوستان ايرانيش قرمه سبزی خورد ديگه اصلا قرمه سبزی من را قبول نداره.



[ 21:45 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35