« پویان عزیز در قسمت نظر | Main | این هم اهنگی از زیبا »

پرنو گرافی در وبلاگ عمومی

پرنو گرافی در وبلاگ عمومی
بحث داغی در رابطه با پرنو گرافی و آزادی های عمومی در جريان است.
آیا حقيقتا پرنو گرافی تابو شکنی است؟
بحث همانگونه که شما بهتر شايد بدانيد از معرفی پر آب و تاب چند سايت پرنو گرافيک در وبلاگ عمومی توسط نوجوان آغاز شد. و همچنان باقيست.
قبل از هر چيز بگويم که نوجوان عزيز. به هيچ عنوان مشکل خصوصی با شما ندارم و نمی خواهم به مخالفت شخصی با شما بپردازم. مسئله صرفا بيان يک سری پرينسيپ ها از نظر شخص خودم است و در چالشی نوین این ديدگاه ها را آبديده تر کردن.
این را بگویم که از نظر من وبلاگ عمومی جنبه تابلوی اعلانات را دارد و بايد حفظ کند. این صفحه نبايد به عنوان وسيله ای جهت تبليغات شخص یا اشخاصی ار هر نظر و عقيده قرار گیرد.با دیدگاه حسن اقا کاملا موافقم که چرا به تبليغات مذهبيون در این بلاگ عمومی اعتراضی نشده است در حالی که آن نيز به يک معنی همين شيوه را دنبال ميکند.

اما سر اصل مطلب. با اينکه از تکرار خودم نه تنها هذر میکنم بلکه گاه ميیترسم مجبورم در اينجا نظراتی را که بر روی چند نوشته به طور مشخص در وبلاگ حسن آقا گذاشتم تکرار ميکنم .
پرنو گرافی یکی از صنايع بسيار پولساز جامعه سرمايه داريست. که بعد از صنعت اسلحه سازی و مواد مخدر و دارو سومين رده را به خود اختصاص داده است. پورنو گرافی از قديم الايام موجود بوده و وجودش صرفا به درخواست بازار مربوط است. نه پيام مدرنيسم را همراه دارد و نه از تابو شکنی در آن حرفی به ميان است که بر عکس ديدگاه های پرنو گرافی همواره زن ستيزانه بوده است و تحقير زنان را در بر داشته است و به آنان به چشم سوژه های جنسی نگاه ميکرده. آنچه که در وبلاگ ها به عنوان پرنو گرافی مطرح است کما بيش همين خط را دنبال ميکند. آنچه که من در يکی از نوشتار های نوجوان عزيز به عنوان معرفی يکی از بلاگ ها ديدم نيز جز اين نبود. با گذاشتن نام آلت های تناسلی به ازای بی ارزش شمردن آنچه از آن سخن میگوييم نه تنها تابو شکنی نکرده ايم بلکه بازتوليد همان ارزش های هميشگی کور جنسيتی حاضر در جامعه ريا کاررا دامن زده ايم.
حسن اقای عزیز نوشته است
((نروژ از این نظر در دنیای مدرن امروزی خیلی عقب افتاده است ولی قوانین نروژ این اجازه را میدهد که فیلمهای پرنو را درصورتی که آلت تناسلی را در حال حرکت نشان ندهند آزادانه بر روی تلوزیون دولتی بنمایش در آورند. حالا ما از روشن فکر ایرانی میخواهیم که بابا اجازه بدهید این جوانان بتوانند چند کلمه پرنوی نوشتاری را داشته باشند تا شاید کمی از این تشنگی شان کاسته شود ))
برخلاف نظر حسن آقای عزيزم من فکر نميکنم که پرنونوشتاری از عطش کسی بکاهد ، چرا که اگر اينگونه بود پس صنایع پرنوگرافی بايد اکنون به ورشکستگی مطلق ميرسيدند. که ميبينیم واقعيت عکس آن است. نکته ای هم در گداشتن تفاوت بین اروتيسم و پرنوگرافی است که معمولا از ديدگاه عام به یک معنی طلقی میشود حال آنکه دو موضع کاملا متفاوت در برخورد با مقوله سکس و رابطه جنسی است. آنچه پرنو گرافی به نمايش ميگذارد رابطه عموما مکانيکی و خالی از احساس صرفا عمل جنسی است که عموما يکطرفه است و به انديشه سنتی مفعوليت زن در رابطه جنسی، و تحت سلطه بودن و بی اختيار بودن او دامن ميزند ، در حالی که اروتيسم رابطه عاطفی و انسانی دو انسان را که منجر به رابطه جنسی میشود به نمايش ميگذارد. در اروتیسم در بسیاری موارد خود رابطه جنسی هم موضوع نمايش نيست و آلت جنسی نمايش داده نمی شود،بلکه رابطه و زيبائی عاطفه موضوع اصلی است. از تزوير صنعت پرنو گرافی که اين صنعت را به عنوان اروتيسم معرفی می کند که بگذريم مرزهای اين دو بسيار شفاف است.نکته ديگر که می بايد در پرنو گرافی مورد توجه قرار بگيرد آموزش غلط رابطه جنسی است، که متاسفانه به دليل در دسترس بودن اين گونه ادبيات و فيلمها همگانی شده ، نتيجه آن در روابط جنسی انسانها و ديدگاههای غلط نسبت به نقش زن در رابطه و چگونگی ارضإ زن مشهود است و از بحث امروز خارج.
آنچه تابو شکنی نام دارد ، به چالش طبيیدن سنت ها و عادت های معمول در جامعه است و راهی نوين در مقابل آن عرضه کردن.
آنچه در بلاگ های پرنو گرافيک اتفاق می افتد بازتوليد کور جنسی اجتماعی، تحقير جنسی ، به تمسخر گرفتن نام آلات جنسی در جهت تحریک آنی و به حقارت کشيدن عمل انسانی و زيبای جنسی است.. این عمل را باری به هر جهت ، پست و حيوانی قلمدادمی کند و انجام آن را از سر جبر وناچاری در بسياری موارد حتی تحميل مجاز می داند. نقش زن در اينجا هیچ نيست جر يک آبريزگاه جنسی مردانه.
اگر این را تابو شکنی ميدانيم که لات ها و لمپن های هر کوچه و بازار عمريست تابو شکنند و از تمام آلات تناسلی خود و قوم و خويشان خودو نيز فک و فاميل و دوست و دشمن هم هر روزه در این چالش روزانه مايه ميگذارند.
اگرسکسولوژی مدرن ( کلامی که نوجوان عزیز در یکی از يادداشت ها به کار برد) اين است که شعبان بی مخ ها در چندين دهه پيش از شروع جنبش مدرنيته در خاور ميانه يک پا پست مدرن هم بوده اند و اگر تابو شکنی اين است که ميبايست تابوی رابطه جنسی ديگر ميان ايرانيان که اينهمه از کيسه عمه و مادر و خواهر دوست و دشمن ميبخشند ديگر به افسانه ها پیوسته باشد.آيا به حق چنين است؟؟
بر خلاف گفته های نوجوان عزیزم هم من نام آوری آلات جنسی در نوشتاررا قدمی در جهت پدید آمدن شادی در اجتماع نمی دانم، این اجتماع چه ايرانی باشد چه نباشد.
فکر ميکنيد اگر فردا مردم به جای سلام و احوالپرسی مودبانه و مهربانانه، اعضا تناسلی خود را به يکديگر حواله بدهند و ( که خودمانيم ، کما بيش هم می دهند) و به جای سلام رساندن به خويشان و دوستان خدمت قوم و خويشان مونث همدیگر برسند فضای مرده و افسرده مملکت ما از بين خواهد رفت؟؟
من اينگونه فکر نمِکنم و ميدانم که هر کسی هم که در این بحث انديشه کند به این نتيجه نخواهد رسيد.
کلامی که نوجوان، توت فرنگی، خروس...... استفاده میکنند نه مدرن است. نه نو آوریست ، نه شادی آور.. بلکه برعکس باز توليد همان نظم کهنی است که عمل جنسی را عملی پست و حقير و يک جانبه میشمرد. زن را مفعول و منفعل و رابطه را تحميل شده می انگارد. گرايشهای مختلف جنسی مثل هم جنس گرایی یا دو جنس گرایی را حقير میشمارد و افراد را بر اساس گرايش جنسی شان ارزش گذاری مِکند.( رجوع شود به همان گزارش نوجوان، ماجرای بحث انگیز توالت های عمومی قزوين و.......و بسياری دیگر که فرهنگ نيمه بهداشتی من مانع از بيان آن ميباشد.)
اینها همان ارزشهای قديم است. شما چه چيز نوئی در آن ميبینيد؟ اينترنتی شدن آن ؟ آيا اينها همان جک های سکسطستی سر محل نيست؟ که با همگانی شدن اينترنت تنها محل پخش آن از سر گذر به دهکده جهانی نقل مکان کرده است؟؟؟در اينجا قصد تقبيح و تحريم نوشتار اين دوستان را ندارم. قصد ارزش گزاری نيست بلکه بر عکس، میخواهم از ارزش گذاری که روی این گونه نوشته ها به عنوان مدرنيسم ميشود هذر کنیم، چرا که ما بسيار به راحتی از افراط به تفريط ميغلطيم.
و اما آزادی و سانسور..
وبلاگ دفترچه اينترنتی خاطرات است. گروهی از آن برای نوشتن روزمره گی های خود استفاده میکنند ، گروهی تخصصی ترند و شعر ها و نوشته های خود را انتشار ميدهند. گروهی عقايد خود را ترويج میکنند ، گروهی....
اينکه کدام بهتر است و کدام نه. ارزش گذاری هايی است که هر کس بنا بر سليقه و پسند خود به آن جواب میدهد. مسلم این است که هیچ کس حق تائين چگونه نوشتن هيچ کسی را در بلاگ های خصوصی افراد ندارد و نبايد داشته . حق حذف کسی به این عنوان که نوشتارش خارج از سليقه يا حوصله جمعی قرار می گیرد وجود ندارد. به معنای واقعی کلمه انسانها را باید طعم آزادی را در این چار دیواری خود بچشند و همه بنا بر سليقه خود تعدادی از این وبلاگ ها را مورد مطالعه پيگير قرار میدهند. حد اقل در اين محيط کوچک دمکراسی را تمرين کنيم.
در اين ميان هستند يکی دو بلاگ که محل عمومی هستند. همه برای خبر گيری و خبر رسانی از آن استفاده ميکنند و من فکر ميکنم باید از قوانين مراکز عمومی طبعيت کنند.
من اگر در ميدانی، یا مکان سخنرانی، یا ناهار خوری عمومی حضور پیدا کنم انتظار اين را ندارم که کسی در آن جمع شلوار خود را به زير کشيده به نمايش اعضا بدن یا خود ارضايی مشغول شود. (منظور این نیست که این دوستان دقيقا این عمل را در بلاگ عمومی انجام دادند. اما اين مرز که شکسته شد مرز ديگری هم در پس آن نیست) اين مخالف قوانين مراکز عمومی است و حقوق اکثزيت افراد در اين صورت ناديده گرفته میشود. به همين سادگی.
این ناديده گرفتن حقوق نيز ربطی به مدرن بودن او و عقب مانده بودن من ندارد. تنها مسئله ای که من در اينجا بارز ميبينم اين است که فرد مذکور مکان را بد انتخاب کرده است. و درک درستی از قوانين مراکز عمومی ندارد. اگر همين کار را در جمع طرفداران اين عمل انجام دهد موجبات اعتراض را به وجود نخواهد آورد.همين.
مشکل با به وجود آوردن بلاگ عمومی جهت پورنو گراف ها حل میشود که فکر ميکنم پيشنهاد بسيار خوبی بود از طرف افشین زند.
در سوئد و دیگر ممالک پيشرفته صنعتی که بسياری از تابو های جنسی از ميان رفته است و هم به حق انتخاب عمومی احترام گذاشته ميشود در هر روزنامه فروشی یا مرکز فروش و اجاره نوارهای ويدئو محل بخصوصی برای عرضه پرنو گرافی وجود دارد.
از شب هنوز مانده دو دانگی ..اما فکر ميکنم حوصله خوانندگان ديگر به سر آمده است.
در انتها از تمام افرادی که در اين نوشته نامی از آنان برده شد صميمانه عذر خواهی ميکنم. قصد من در هيچ کجای این نوشتار ارزش گذاری رفتار و عملکرد دوستان عزيزم نیست. اگر انتقادی بود از روی صميميت بود و نه بغض و اغماض، بعد از مدتی گفتگو در نظر خواهی ها لازم ديدم که این بحث را با دوستان همواره عزیزم که نامشان برده شد و مهمانان اين بلاگ به نحو مفصل تری مطرح کنم. اميدوارم که زبان الکن من توانسته باشد منظورم را روشن کند و حداقل سوء تفاهم های بيشتر را موجب نشود.



About

This page contains a single entry from the blog posted on October 17, 2002 2:18 AM.

The previous post in this blog was پویان عزیز در قسمت نظر.

The next post in this blog is این هم اهنگی از زیبا.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35