September 18, 2002

در دهه 40 میلادی کتابی در فرانسه انتشار یافت،این کتاب در مدت کوتاهی به زبان های مختلف دنیا ترجمه شد و به زودی به عنوان یکی از پایه های دانش فمینیستی شناخته شد. نام این کتاب "جنس دوم " ونام نویسنده آن " سیمون دوبوار" امروز نامی شناخته شده برای تمامی انسانهائیست که به عدالت اجتمائی و جنسی اعتقاد دارند.
"انسانها زن و مرد به دنیا نمی آیند ، بلکه زن و مرد تربیت میشوند."
سیمون دوبوار با جمله فوق نقش تربیت را در تثبیت نقش های جنسیتی مشخص کرد. جامعه شناسان ،روانشناسان و دانشمندان فمینست در طول 6 دهه اخیر همواره با برجسته کردن نقش تربیت در شکل گیری رفتار اجتماعی انسانها ، بر اهمیت دگرگونی شیوه ها ی تربیتی در از از بین بردن الگوهای جنسیتی تاکید کرده اند، اما این الگوها در جوامع مختلف کم و بیش به قوت خود باقیست.
در بسیاری از جوامع به خصوص جوامعی که از ساختار سنتی برخوردار است آموزش دختران جوان تحت تاثیر تبعیضات جنسی از امتیازات کمتری نسبت به آموزش پسران برخوردار است.
دختران به رشته های خاص کم و بیش "زنانه " هدایت میشوند و فرصت های شغلی محدودتری در اختیارشان قرار میگیرد. در پی آمد زندگی و تشکیل خوانواده نیز کار ایشان در خارج از خانه و در جهت امرار معاش مشغله فرعی به حساب می آید ، چنانچه در بسیاری موارد بعد از تولد فرزندان مجبور به ترک شغل و خانه نشینی جهت نگهداری از خوانواده میگردند.دختران جوان ما از همان اوان کودکی می آموزند که هویت خود را به عنوان "جنس دوم" بپذیرند، گذشت ، فداکاری ، و نادیده گرفتن خواسته های و آرزوهای فردی خود در راستای منافع " خوانواده" از جمله خواص پسندیده هر زن و دختر "خوب " به شمار می آید . در این بازار ارزش گذاری زنی پسندیده است که با الگوهای پیش تعین شده اجتماعی سازگار باشد و هویت خود را به عنوان انسان درجه دو بپذیرد.
اعتراض ها و طغیان هایی که بر علیه این شیوه پرورش رخ میدهد مباسفانه به دلیل عدم آگاهی به شکل " پسرنمائی " و نفی جنسیت خود ظاهر میشود و نه اعبراض به نظام کورجنس و آموزشهای جنسیت مدارانه و آنان که تسلیم این گونه آموزش میشوند بدون هیچگونه آعتماد به نفسی می آموزند که در سایه مردان پیرامون خود زندگی کنند.
در سایه قرار گرفتن با تربیت دختران اجین و آمیخته میشود. با وجود کسی در کنار خود موجودیت می یابند. دختر کسی هستند،خواهر کسی هستند ، همسر کسی هستند و در سنین کهولت مادر کسی هستند. برای کسی بودن، برای مطرح بودن، نیازی به کوشش در جهت کسب علم یا حرفه ای نیست. ضرورتی نیست تا خود شخص مهمی بشوند، همین کافیست که همسر مرد مهمی بشوند.
این هویت فرعی که ریشه در تفاوت تربیت جنسیتی انسانهاست در فرهنگ مردسالار تولید،تایید و ترویج میشود و از سوی مروج ان آن طبیعی و بدیحی شمرده میشود.
حال زمانی که اندیشه ای این فرهنگ واین شیوه تربیت جنسیتی رابه چالش میطلبد همواره با این سئوال روبرو میشود که : " چه کسانی نقش اصلی را در تربیت کودک بر عهده دارند ؟ "
طرح این سئوال که آن پرسش ابدی " مرغ اول آمد با تخم مرغ " را در ذهن زنده میکند قصدی جز مقصر جلوه دادن زنان در انتخاب شیوه تربیتی را دنبال نمیکند، با این تفاوت که علم جامعه شناسی جنسیت پاسخی منطقی برای این سوال دارد.
تبلیغ و ترویج فرهنگ مردسالار همجنان که نفی و نقد این اندیشه ربط مستقیمی به جنسیت صاحبان تفکر ندارد. از آنجایی که مادران تربیت شده همین فرهنگ هستند مسلم است که نقش اصلی را در بازتولید این فرهنگ و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر ایفا میکنند.
آنچث این چرخه موش خرما را از حرکت باز میدارد آگاهی جنسیتی یا به عبارت دیگر آگاهی فمینیستی است.آگاهی از نقش هایی که سنت و عرف به زنان و مردان در جامعه داده منجر به مقابله با پذیرفتن این نقشها ونیز سرباز زدن از انتفال آن به نسل آینده میشود.
در مقابل عدم وجود آگاهی فمینیستی نیز مشکلاتی را به بار خواهد داشت.
زنان که در طول زندگی خود ستم ناشی از مردمداری حاکم را حس میکنند چنانچه این احساس را با آگاهی در هم نیامیزند لبه تیز شمشیر خشم و عصیان خود را به سوی مردان ( که خود نیز قربانیان این فرهنگ هستند) نشانه میگیرند. همان گونه که قربانیان ستم ملی به جای مبارزه با اصل شوینیزم، شوینیزم خودساخته ای را در مقابل فرهنگ مسلط سازمان میدهند.
اندیشه فمینیستی اندیشه ای مرد ستیز ، مرد گریز ، و نابرابر نیست.اندیشه فمینیستی به فصد جایگزین کردن تفکر زن سالار به جای مرد سالار حرکت نمی کند.
اندیشه فمینیستی خواستار برابری حقوق بی قید و شرط زن و مرد در اجتماع است ، خواستار بر انداختن تفکر سالار منش است ،تفکری که انسانها را بر اساس جنسیت وگرایش جنسی ایشان ارزش گذاری میکند.

فمینیسم یکی از بزرگترین جنبشهای اجتماعی قرن ماست ، جنبشی که بدون اتکا به هیچگونه سلاح و تدارکات نظامی، بدون جنگ و خون ریزی ،تنها با پیام آگاهی و آزادی همه گیر شده است و همواره رشد میکند.
اهداف این جنبش تنها با تحول پذیرفتن یک جنس به وقوع نخواهد پیوست، برای رسیدن به این هدف حضور مردان ضروری است.






[ 0:48 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35